دسیسه طرح مذاکره با طالبان

سرمقاله شماره ۲۳ پیام قلم

عزیزاحمد حنیف

     مذاکره با گروه طالبان و طرح (به اصطلاح) آشتی ملی که از چند سال به این طرف از سوی آقای کرزی عنوان می شود یکی از مسایل مهمی است که در این اواخر بیشتر از هر وقت صفحات انترنت و روزنامه ها را به خود اختصاص داده است.  این طرح چند روز پیش در کنفرانس لندن، از سوی رییس جمهور کرزی زمانی مطرح گردید که نمایندگان بیشتر از هفتاد کشور جهان و نهادهای بین المللی به خاطر بحث روی مسایل افغانستان در آن اشتراک داشتند.

    مسئله مذاکره با طالبان با آب وتاب خاص مطبوعاتی آن، بعد از حملات خونین آن گروه به قلب کابل که در پهلوی کشته و زخمی شدن ده ها افراد بی گناه، صدها هزار دلار خسارات مالی را به دنبال داشت و خونین ترین حمله تروریستی در هشت سال گذشته به حساب می رفت، سبب انزجار خشم شهروندان افغانستان در گوشه و کنار مختلف کشور گردیده و این اقدام آقای کرزی را یک گام زشت به سوی نا امنی های بیشتر می خوانند.

    نهادهای جامعه مدنی، روشنفکران و نویسندگان، در داخل و خارج کشور، طرح رییس جمهور کرزی را مبنی بر فراخواندن لشکر سیاه طالبانیزم که سالها را در خدمت سازمانهای استخباراتی بزرگ منطقه و جهان بوده و ارزش های سیاسی و فرهنگی افغانستان را زیر پا نهاده است، تقبیح نموده و آنرا یک دسیسه ی خطرناک که از سوی برخی کشورهای مداخله گر، برای فروپاشی نظام نوپای دموکراسی در کشور مان ریخته شده است، خواندند. باشندگان برخی ولایات شمال کشور که چند سال پیش، این هیولای سراسر وحشت و دهشت، با قدم های شوم و ناشایست خویش سرزمین های مقدس آنانرا که سنگ سنگ آن، با خون شهدای راه آزادی رنگین بود، و بیشه بیشه ی آن از آزادمنشی و مردانگی حکایت ها داشت، پلید نموده و تاکستانهای بی جان را در باغستان زیبای کهدامن زمین، به آتش کشیدند؛ مجاهد مردان این سرزمین که در آن روزگار تا پای جان استادگی نموده و برای آزادی وطن به انواع گونه گون آن قربانی دادند، دوشیزگان و زنان مقاوم و مردانه ی این دیار مردخیز که با یک دست طفل خود را برداشتند و با دست دیگر تفنگ را، جوانان و نوجوانان هوشیار و آگاه شمالی که رگهای وجود شان از محبت دین و وطن لبریز است، امروز از چنین طرحی رنج برده و متعجب اند که از سوی آقای کرزی جرأت مندانه و با افتخار، اظهار می شود.

    همه میدانند که طرح مذاکره با طالبان از سوی کشورهایی ریخته شده است که حضور نظامی در افغانستان دارند و از این طریق می خواهند بهانه ای برای خروج خویش از این کشور جستجو کنند. برای این کشورها در طول هشت سال گذشته ثابت شد که جنگهای پارتیزانی گروه های کوچک تندرو در دوسوی مرز افغانستان و نیرومند شدن روز افزون آنان از سوی سازمان های استخباراتی بزرگ جهان، با گذشت هرروز، گسترش یافته و نیروی های مجهز غرب را آهسته آهسته خواهد بلعید تا آنکه روزی مانند روسها سرافکنده از افغانستان خارج خواهند شد. همین امر سبب گردیده است تا ایالات متحده آمریکا و متحدین آن یگانه راه حل در افغانستان، (به اصطلاح) مصالحه ملی را با طالبان افغانی دانسته و با این طایفه ی قرون وسطایی پیشنهاد گفتگو نمایند.

    این سؤال خیلی خنده آور است که طالبان افغانی به رهبریت ملامحمد عمر که در هماهنگی با سازمان القاعده پنج سال در افغانستان حاکمیت نمودند و جهان با تمام مشخصات آنان را شناسایی کرد ویکی از شاخه های تروریزم جهانی از سوی آمریکا و متحدین آن خوانده شد، اما امروز ملاعمر با شاخه افغانی اش به اساس پیشنهاد مسخره آمیز آقای کرزی به آمریکا، از حلقه ی تروریزم جهانی جدا گردیده و پیشنهاد صلح با آن مطرح می شود.

 

ام فضل همسر عموی پیامبر نمونه مادری شایسته و نجثب

    به سلسله معرفی زنانی از روزگار پیامبر، در این شماره یکی از زنان فرزانه ای را به معرفی می گیریم که برای مادران و خواهران ما در شخصیت و نجابت الگوه و نمونه است.

    اسم او لبابه دختر حارث بن حزن بن بجیر هلالی است. کنیه او را لبابه الکبری می گفتند. ام لبابه خوله دختر عوف قریشی است او یکی از چهارخواهر مؤمنی است که بر رسو ل خدا ایمان آوردند و آنها عبارتند از : میمونه ،ام فضل ،اسماء و سلمی.

    میمونه ام المؤمنین و خواهر ام فضل می باشد. اسماء و سلمی ازطرف پدرشان به نام عمیس با هم خواهربودند. ام فضل همسر عباس عموی پیامبر (ص) بود ومادر فرزندانش که شش پسر با ادب برای وی به دنیا آورد که بی همتا بودند، اسامی ایشان عبارت است از فضل و عبدالله فقیه وعبیدالله فقیه ،معبد ،قثم وعبدالرحمن.

درباره ام فضل عبدالله بن یزید هلالی گفته است: هیچ زنی پاکدامن از شویی گرانقدر تا آنجا که می دانیم نه دردشت و کوهساران چون شش فرزند ام فضل نزاییده است. شش فرزند ام فضل چقدر پسران و دختران گرامی هستند. عموی پیامبر برگزیده صاحب بخشش و آخرین پیامبران وبهترین رسولان یکی از آنهااست. ام فضل قبل از هجرت اسلام آورد، واو اول زنی بود که پس از خدیجه ام المؤمنین (رض) مسلمان شد، پسرش عبدالله گفته بود: من ومادرم از زنان وفرزندان مستضعف به شمار می رفتیم. ام فضل اززنان بزرگوار ودارای فضایل بسیار بود که رسول خدا (ص) خود به دیدن او می آمد وبا او در خانه اش گفتگو می نمود. ام فضل زنی شجاع ومؤمن بود که وقتی بر ابولهب دشمن خدا می گذشت با او درگیر شد.  ابن اسحاق از عکرمه نقل کرده است که گفت: ابو رافع برده رسول خدا (ص) می گفت: غلام عباس بودم که اسلام ظهور کرد و عباس پنهانی اسلام آورد ومن وام فضل هم اسلام آوردیم وعباس ازقومش بیم داشت. ابو لهب از رفتن به جنگ بدر تخلف کرد وبه جای خود، عاص بن هشام بن مغیره را فرستاد وهمه آنها بدین ترتیب عمل می کردند وبه جای خود فرد دیگر را می فرستادند. هنگامی که خبر شکست مشرکان قریش در جنگ بدر رسید و خداوند آنها را خوار ورسوا فرمود، ما [مسلمانان] دروجودمان نیرو و قدرتی عظیم یافتیم ابو رافع  برده رسول خدا (ص) گفت: من مردی ضعیف بودم و پیشه ام ساختن ظروف بود که در کنار چشمه زمزم آنها را صیقلی می کردم. نسشته بودم وام فضل هم نزد من نشسته بود، واز خبر رسیده شاد بودیم. دراین هنگام ابولهب آمد و پایش را به سختی روی زمین می کشید تا آنکه نشست. زمانی که او نشسته بود مردم می گفتند: این ابوسفیان بن حارث است که آمده است. ابورافع گوید، ابولهب گفت: به نزد من بشتاب به جانم سوگند که برایت خبری دارم. گوید: من هم نزد او نشستم ومردم هم نزد او ایستاده بودند، [ابولهب] به ابوسفیان گفت: ای پسر برادرم آیا به من خبر می دهی که مردم چکارکرده اند؟ ابوسفیان گفت: به خدا سوگند که ما با قومی روبرو شدیم که شانه به شانه هم جنگیدند، آنچنان که می خواستند با ما نبرد کرند واز ما هرچقدر که خواستند اسیر گرفتند!!... به خدا سوگند با مردانی سوار براسبهای خاکستری رنگ جنگیدیم، افرادی که به خدا سوگند چیزی نمی توانست جلوی آنهارا بگیرد.  ابورافع گوید: طنابهای چاه زمزم را بادستم بالابردم وآنگاه گفتم: به خدا سوگند آنها فرشتگان خداوند بودند.

دراین هنگام ابولهب دستش را بالا برد وبه صورتم سیلی محکمی نواخت، که جایش سرخ گشت، مرا بلند کرد به زمین زد وبر روی من دو زانو نشست که مرا کتک بزند واین در حالی بود که من مردی ضعیف بودم، پس ام فضل عمودی از عمودهای چاه زمزم را برداشت وبا آن برسر ابولهب زد که سرش شکافت  وزخمی کاری از آن پدیدارگشت وگفت: حال که سرورش اینجا نیست، او را ضعیف گیر آورده ای؟... ابولهب مانند برده ای ذلیل برخاست وبه خدا سوگند پس از آن تنها هفت شب زنده ماند تا آنکه به امر خدا طاعون اورا از پای در آورد.

    و این چنین این زن مؤمن شجاع با دشمن خدا رفتار کرد وتوانست غرور اورا لگد مال کند وبینی اورا به خاک مالید. این زن مایه فخر ومباهات اسلام است که تاریخ اسلام به او و زنانی چون او که مایه پیشرفت اسلام شدند، افتخار می کند.  ابن سعد در طبقات الکبری آورده که ام فضل همان روز در خوابش رؤیای عجیبی دید، سپس سوی رسول خدا (ص) رفت تا تعبیر خوابش را از پیامبر(ص) جویا شود. گفت: ای رسول خدا (ص) در خواب دیدم که عضوی  از اعضای بدن تودر خانه من است !! رسول خدا (ص) فرمود: «چه نیکو رؤیایی! فاطمه پسری به دنیا می آورد وتو اورا به همراه پسرت «حثم » شیر میدهی .» ام فضل با این بشارت پیامبر (ص) از خانه بیرون شد وچیزی نگذشت که فاطمه «حسین بن علی [ع] رابه دنیا آورد وام فضل سرپرستی او را به عهده  گرفت.

    ام فضل گفت: حسین را نزد رسول خدا (ص) آوردم و حسین به سوی پیامبر خیز برداشت و حضرت او را در آغوش کشید و در این هنگام بول کرد، رسول خدا فرمود: ام فضل پسرم را که بر من بول کرد، بگیر. [ام فضل] بیان می دارد: او را برداشتم و نیشگونی از او گرفتم که به گریه افتاد. من گفتم: بر رسول خدا (ص) بول کردی و باعث آزار ایشان شدی، در این هنگام که بچه می گریست رسول خدا (ص) فرمود: « ای ام فضل از اینکه پسرم را به گریه انداختی مرا آزردی» پس رسول خدا (ص) آبی خواست تا بر آن بریزد و سپس فرمود: «هرگاه که پسر بچه ای چنین کرد آب بریزید و اگر دختر بچه ای چنین کاری کرد آنجا را بشوئید.» در روایتی دیگر آمده است که ام فضل گفت: «شلوارتان را در بیاورید تا آن را بشویم و لباس دیگری بپوشید. پیامبر (ص) فرمودند: «به واسطه بول دختر بچه لباس شسته می شود ولی به واسطه بول پسر بچه تنها به لباس آب ریخته می شود.»

از دیگر آموزه های برجای مانده از لبابه دختر حارث این بود که مردم از او بسیار پرسش می کردند که آیا رسول خدا (ص) در روز عرفه روزه دار بودند یا روزه نمی گرفتند. وام فضل با دانش خود توانست این ابهام وسردرگمی را بزداید. او یکی از فرزندانش را صدا زد و او را با کاسه ای شیر سوی رسول خدا (ص) فرستاد در حالی که حضرت در عرفه بودند. آن پسر به پیامبر (ص) رسید و در جلوی چشم مردم حضرت از آن قدح شیرنوشید.

    در هریک از این مسایل ما احادیثی شریفی را از ام فضل می بینیم که حدود سی حدیث از رسول خدا(ص) روایت کرده است. از او همچنین عبدالله بن عباس وهمه غلامان او وانس بن مالک ودیگران روایت کرده اند.

    سرانجام ام فضل به روزگار خلافت عثمان پس از اینکه عمری را به خوبی وچنان زنی الگو واسوه پشت سرگذاشت از دنیا رفت. او مادری نمونه وشایسته بود که فرزندانی با نجابت مانند عبدالله بن عباس به دنیا آورد؛ ابن عباسی که به دانای امت و ترجمان قرآن مشهور است. او شجاعتی برخاسته از اعتقاد پاکش داشت واز او شیر بیشه ای قدرتمندساخته بود وقدرت آن را داشت تا دشمنان کینه توز خدا را ازمیان ببرد.

مبارزه با طالبان تا چه حد عملی است؟

    یشنهاد رییس جمهور کرزی برای مذاکره با گروه طالبان در حالی مورد حمایت جامعه جهانی قرار گرفته و آقای کرزی بر موثریت برنامه ی تازه اش ابراز امیدواری کرده که، آگاهان امور چنین پیش بینی ها را پیش از وقت می دانند و گروه طالبان نیز پیشنهادات حکومت افغانستان را همواره با آتش و ترور پاسخ گفته است.  

    درهمین حال آگاهان امور سیاسی افغانستان ثمر بخش بودن مذاکره با شورشیان طالب را به فراهم شدن خواست های حکومت پاکستان مرتبط می دانند. خوشبینی های حکومت افغانستان برای این که طالبان این بار به میزمذاکره حاضر شوند، احساساتی و بی بنیاد به نظر می رسد، زیرا از هشت سالی به این سو چنین خوش بینی ها به طور مسلسل ادامه داشته اما هر گاهی که پیشنهاد مذاکره با سران این گروه می شد، آنان با انجام دادن حملات انتحاری و خون جواب حکومت کرزی را می دهند. برخی از رسانه های غربی در این مورد نوشته اند، کشورهای عمده ی غربی در گیر جنگ در افغانستان، در نشست لندن واضح ساختند که چگونه حرکت های شان را پلان گزاری نموده و به طور تخمینی این حرکت ها چه مدت را در بر می گیرد. اما رهبران سرسخت و لجوج طالبان، نشست لندن را ضیاع وقت دانسته و پیشنهاد تهیه کار و پول برای افراد خویش را نیز یک نیرنگ خارجی ها عنوان کرده اند.

    در همین حال مقامات کشور شاهی عربستان سعودی نیز در پاسخ به درخواست حامد کرزی گفته اند؛ حکومت این کشوربه شرط آن میانجی گری مذاکرات حکومت افغانستان و گروه طالبان را برعهده می گیرد که این گروه از داشتن روابط با شبکه ی دهشت افگنی القاعده دست بردارشوند. وزیرامورخارجه ی سعودی، خودداری گروه طالبان ازپناه دادن به اسامه بن لادن و قطع روابط آنان با شبکه تروریستی القاعده را به عنوان پیش شرط برعهده گرفتن سرپرستی گفتگوهای صلح در افغانستان مطرح کرده است.

شاهزاده سعود الفیصل روز پنجشنبه  در حاشیه نشست  لندن، گفت: " برای مذاکره با سران طالبان، پادشاه سعودی دو شرط دارد یکی این که افغانستان رسما از حکومت این کشور بخواهد تا میانجیگری مذاکره را به عهده بگیرد و دوم این که طالبان حسن نیت خود را برای مشارکت در گفتگو از طریق قطع روابط با تروریست های تندرو واز پناه دادن به اسامه بن لادن خودداری کند.

آما آنچه مهم و قابل درک است این که برای گروه طالبان آنقدر که حکومت پاکستان به خصوص شبکه ی استخباراتی آن کشور مهم است، اسامه بن لادن و شبکه القاعده ارزش ندارد، زیرا حضور این گروه درصحنه ی سیاسی افغانستان به همکاری و خوشبنی شبکه استخباراتی پاکستان وابسته گی دارد، بنابراین میانجیگری حکومت عربستان در راستای این قضیه موثریت در پی نخواهد داشت. درهمین حال نشریه گاردین، التماس رییس کرزی را از شاه عبدالله پاشاه عربستان سعودی، جهت کمک و رهنمایی برای برنامه تازه ی صلح و آشتی ملی که به احتمال قوی از قبل موافقه شده بود، می تواند یک اقدام زیرکانه باشد، زیرا نفوذ بالقوه ی عربستان بالای شورشیان که به دوره ی اشغال شوروی در این کشور بر می گردد. می تواند موثر واقع شود. آنچه برای همه گان واضح شده است این که جنگ امروزی افغانستان و مشکلات ناشی از آن را یک مساله داخلی و افغانستانی نه بلکه این یک چالش منطقوی دانسته می باشد، بناء برای خاتمه دادن به این بحران باید باکشور همسایه ازجمله پاکستان وایران که طی سه دهه به صورت واضح  و آشکارا در امور افغانستان مداخله داشته اند، صحبت شود، تا هرنوع مذاکره و نشستی با گروه های مخالف مسلح به نتایج مثبت دست یابد، درغیرآن چنین پیشنهاداتی نمی تواند دامن بحران را از افغانستان کوتاه سازد.

تعویق انتخابات پارلمانی حلقه تکمیلی ورود طالبان به قدرت

  در سال 2006 ميلادي "پرويز مشرف " رئيس جمهور سابق پاكستان در سفر به لندن با مقامات انگليسي درباره جزئيات مذاكره با طالبان گفت‌وگو كرد. اين مذاكرات كه در نهايت به برگزاري جرگه "صلح و دوستي" بين افغانستان و پاكستان منجر شد، راي به گفت‌وگوي 2 كشور افغانستان و پاكستان با طالبان افغاني و پاكستاني را داد. در كنار اين اقدامات علني، كشورهاي انگليس، آمريكا و عربستان با همكاري سازمان اطلاعات پاكستان (آي اس آي) مذاكرات پشت پرده را با گروه طالبان آغاز كردند.

هدف از اين مذاكرات چه بازگرداندن طالبان به صحنه و خروج اين گروه از انزوا باشد، چه راه حلي براي خروج آمريكا و انگليس از بحران افغانستان (يا هر دو گزينه) به هر حال اين مذاكرات اكنون به نقطه‌اي رسيده كه در كنفرانس لندن كه در آن بيش از 70 نماينده از كشورها و سازمان‌هاي مختلف بين‌المللي شركت داشتند، علني شد.

    دولت افغانستان و انگليس طرح‌هايي را براي مصاحله با اين گروه‌هاي افراطي تهيه كرده‌اند كه گوشه‌هايي از آنها به مطبوعات رسيده است.
مصوبات لندن نياز به تاييد مردم افغانستان دارد و گردانندگان پروژه مصالحه با طالبان نيز به خوبي به اين امر واقف هستند. اين گروه براي تحقق اهداف خود گام بعدي را برگزاري لويه جرگه مي دانند و از همين رو است كه رئيس جمهور افغانستان ضرورت برگزاري لويه جرگه را در روزهاي اخير بيان كرده است و قرار است اين نشست بزرگان قومي احتمالا در بهار سال آينده و يا زودتر از آن برگزار شود. اين جرگه بايد مصوبات كنفرانس لندن را كه متضمن حذف نام طالبان از ليست سياه سازمان ملل براي برطرف كردن موانع حضور اين گروه در عرصه سياسي است را تاييد كند.

    هدف نهايي روند مصالحه با طالبان، مشاركت اين گروه در قدرت است. در صورتی كه لويه جرگه مشاركت طالبان در قدرت را به تصويب برساند انتخابات پارلماني بهترين و نزديك‌ترين مسير براي مشاركت طالبان در ساختار افغانستان است.

    بنابراين انگليس، عربستان، آمريكا و ديگر همدستان آنها قصد دارند تا با تعويق انتخابات پارلماني، اين شانس را براي طالبان ميسر سازند تا اين گروه پس از كسب مشروعيت از لويه جرگه، وارد كارزار انتخاباتي شوند و با استفاده از نفوذي كه در بين مردم افغانستان دارند بتوانند بخشي از كرسي هاي پارلمان اين كشور را از آن خود كنند.

    با اين وجود مي توان گفت كه تعويق انتخابات پارلمان افغانستان حلقه ديگري از روند به قدرت رساندن طالبان است كه با موفقيت به اجرا در آمد. ورود طالبان به حلقه قدرت در افغانستان كه تضادهاي آشكار و تفاوت‌هاي بنيادين با مردم آزاد انديش افغانستان دارد، دوام نزاع قابل پيش‌بيني در افغانستان را تضمين خواهد كرد و اين وضع زمينه را براي قدرت‌هاي فرا منطقه‌اي فراهم خواهد كرد تا همواره فرصت دخالت بر اوضاع افغانستان را داشته باشند.