نامه سركشاده به مارشال محمد قسيم فهيم

عزیزاحمد حنیف

    ضمن تقديم سلام و صميميت حضور برادر مجاهد، جناب مارشال محمد قسيم فهيم، در اين مقطع حساس تاريخي كه ملت رنج ديده افغانستان در آستانه آزموني بزرگ و خطير قرار دارد، نامه كنوني را از آدرس خودم به عنوان يكي از باشندگان پنجشير كه به شما طور ويژه اي اخلاص دارم، به حيث پيام ماندگاري تقديم تان نموده و خواستم جناب بزرگوار را به حقايقي چند متوجه بسازم.

    با گذشت هر روز در حالي به دومين انتخابات رياست جمهوري و شوراهاي ولايتي كشور، نزديك مي شويم كه از يكطرف بحران امنيتي گلوي ملت را سخت مي فشارد و از سوي ديگر با گذشت هشت سال از حاكميت آقاي كرزي، عدم مشروعيت حضور نظامي برخي كشورها در افغانستان، اعتماد ملي اين كشور را در قبال همسايگان مسلمان كه بايستي از باب دوستي با آنها پيش آمد، به چالش كشيده است؛ فقر و بيكاري، كشت و قاچاق مواد مخدر، اختلاس و فساد در ادارات دولتي و لجام گسيختگي نظام سياسي حاكم در عرصه هاي مختلف، از جمله مشكلات عمده اي اند كه با و جود سرازير شدن ملياردها دلار از كمكهاي بشردوستانه جامعه جهاني، بيشتر از پيش، ميان ملت و دولت فاصله ايجاد كرده و جايگاه بلند و تاريخي افغانستان را در خانواده ملل متحد، زير سؤال برده است.

    ائتلاف شما با آقاي كرزي و پذيرفتن پست معاونيت اول دولت در صورت برندگي وي در انتخابات ماه اسد سال جاري، در شرايطي انجام شده كه موصوف نزد ملت افغانستان و كشورهاي ذيدخل در سياست اين كشور، ناكام معرفي گرديده است.

    شما خوب در جريان هستيد كه چندي قبل، رهبران كاخ سفيد، دولت افغانستان به رهبري آقاي كرزي، را دولت ناكام، دولت فاسد و دولت مواد مخدر خواندند.

    تبليغاتي كه در سالهاي گذشته بر ضد مجاهدين از طرف جناح هاي مختلف داخلي و خارجي، سازمان داده مي شد، و شما در قبال آن، مقاومت نموديد، پايداري و جرأت تان، شما را به يك محور سياسي بزرگ و منبع اعتماد مجاهدين در شمال افغانستان تبديل كرد.

    استادگي شما در پهلوي آقاي محمد يونس قانوني، هنگام انتخابات رياست پارلمان و رسانيدن وي به رياست شوراي ملي، نقطه ديگري بود كه اعتماد شما را در ميان مجاهدين "دي دي آر" شده و بي سرنوشت،‌ بيشتر از پيش،‌ توسعه و افزايش داد.

    به دنبال آن موقف گيري شما در جناح مخالف دولت، در چوكات جبهه ملي به رهبري استاد برهان الدين رباني، محبوبيت تان را در ميان مجاهدين افزوده و شما را گرداننده اصلي جناح اپوزيسيون در مقابل تك قدرتي و انحصارگرايي نظام حاكم، معرفي نمود.

    پيش از اين، كنار زدن شخص شما و ساير مجاهدين از قدرت و رواداشتن اتهامات و القاب گونه گون مانند:‌ جنگ سالار،‌ تفنگ سالار، قانون شكن، زورگو، جنايت كاران جنگي، ناقضين حقوق بشر، و غيره در پهلوي دوسيه سازي هاي ديگر مبني بر ارتباطات پنهاني شما با كشورها و سازمانهاي استخباراتي رقيب ايالات متحده و سوء‌ استفاده از نفوذ، سرمايه و قدرت، توسط جناحهاي سياسي تكنوكرات، افغان ملت و برخي عناصر و حلقات نزديك تان، آيا نمادي از جنايت هاي برادرخوانده شما، آقاي كرزي نيست كه همه را در يك وقت سازماندهي مي كرد تا آنكه شما را از قدرت كنار زد؟

    شما با پيوستن تان به كرزي، شايد باور داشته باشيد كه قدرت از دست رفته خود را دوباره به دست آورده و جايگاه خويش را بار ديگر در ميان مجاهدين احراز نماييد، اما حقيقت اينست كه در پهلوي شخص ناكامي مانند كرزي، برنده باشيد يا بازنده، ناكامي و بدنامي، تا پاي تاريخ به نام تان گره خواهد خورد!

    باور داشته باشيد كه در صورت برندگي هم، با ورود احتمالي آقاي خليل زاد در سمت نخست وزير به پست رياست اجراييه حكومت و يا تصميم ديگري كه از طرف ايالات متحده در قبال افغانستان گرفته خواهد شد و تا هنوز افشاء‌ نشده است، آقاي كرزي خود نقش سمبوليك را خواهد داشت؛ پس وعده هايي كه براي شما و مانند شما به آقايان محمد محقق و دوستم سپرده است چگونه عملي خواهد كرد؟

    مطمين باشيد كه دولت آينده، مانند حاكميت كنوني آقاي كرزي لجام گسيخته نخواهد بود و پروسه دسيسه سازي و توطيه گري عليه مجاهدين، از آدرس هاي قبلي آن به شكل فزاينده اي ادامه خواهد داشت كه شما حتماً شامل آن بوده و در آن وقت هيچ مدافعي نخواهيد داشت.

    شكي نيست كه پيوستن شما به آقاي كرزي جزئي از دسايس پنهاني برخي سازمانهاي استخباراتي اي باشد كه از اين راه مي خواهند، مجاهدين را تضعيف نموده و بدنام كنند تا سرانجام به اهداف خويش در ساختار يك اداره سياسي وابسته، دست يابند.

    شما از خود بپرسيد كه پشتوانه سياسي آقاي كرزي كيست؟ او از طرف كدام جناح بين المللي، و روي كدام اهداف حمايت خواهد شد؟‌ آيا حاميان موصوف،‌ شما را به حيث مهره فعال سياسي در پست معاونيت اول دولت تحمل دارند؟

    در نظامهاي دموكراسي كه تغيير و تجدد در آن حتمي است، موفقيت يك سياست مدار در اين است كه محبوبيت و نفوذ مردمي داشته باشد نه اينكه با استفاده از هروسيله خود را به قدرت برساند و بعداً در جستجوي نفوذ مردمي شود.

    در پنجشير كه زادگاه شماست، مردم از تصويرهاي تان در پهلوي كرزي متنفر اند و آنرا از روي ديوارها پاره مي كنند، نمايندگان كمپاين انتخاباتي شما در اين ولايت،‌ از نصب پوسترهاي تبليغاتي شما در بازارها مي شرمند؛ وقتي در ولايت پنجشير، وضعيت چنين باشد، در ساير ولايات چه ارزيابي مي كنيد، و توقعي كه آقاي كرزي از شما دارد، چگونه برآورده خواهد شد؟

    سؤالي كه در ذهن مردم در رابطه به پيوستن شما به كرزي وجود دارد، اينست كه شما با داشتن نقش تعيين كننده در جناح مخالف دولت و پشتوانه سياسي قوي اي در داخل و خارج كشور همراه با كانديد شايسته اي مانند داكتر عبدالله عبدالله كه سي سال پيهم را در كنار هم بوديد، اخيراً چگونه با شخصي ائتلاف كرديد كه از هشت سال بدينسو از هيچ نوع دسيسه اي به خاطر بدنام سازي شما دريغ نورزيده است؟

    مردم بدين نظر اند كه شما بر مبناي منافع شخصي با كرزي كنار آمده ايد و آن عبارت است از تجارت مشترك ميان برادران شما؛ به اساس همين برداشت مي گويند:‌ رابطه اين دوخانواده در صورت برندگي و بازندگي هيچگاه قطع نخواهد شد.

    تعدادي مي گويند:‌ كرزي و مارشال، هريك در مورد ديگر،‌ خود را زرنگ تر و جانب مقابل را ساده تر احساس نموده و از جانب مقابل مي خواهد استفاده نمايد.

    بنابه آنچه گفته آمديم، با كمال احترام و صميميت مي خواهم تذكر دهم كه اگر مي خواهيد در سياست كشور حضور فعال داشته و مجاهدين را از حالت پراكندگي نجات بخشيد، و در عين زمان جايگاه خويش را يكبار ديگر در ميان ملت دريابيد، همين اكنون تصميم به استعفاي خويش از معاونيت كرزي قبل از برگزاري انتخابات ماه اسد، بگيريد.

    شايد اين پيشنهاد خيلي عجيب به نظرتان برسد،‌ اما اندكي روي آن دقت نموده و از خود بپرسيد:‌ اگر در شرايط كنوني، شما آقاي كرزي را تنها بگذاريد، سرنوشت سياسي وي به كجا خواهد كشيد؟ از سوي ديگر،‌ محبوبيت روز افزون آقاي دكتر عبدالله عبدالله كه در سخت ترين شرايط مانند برادر در پهلوي هم قرار داشتيد، برندگي وي را تا روز انتخابات به واقعيت تبديل خواهد كرد.

    طوري كه شايعات مردمي است اگر شما استدلال نماييد كه در كابينه داكتر عبدالله عبدالله هم نقش خواهيد داشت، فكر مي شود، اين مفكوره، اشتباه محض است؛ اگر مي خواهيد كه سرنوشتي براي مجاهدين تعيين نماييد و خود در كابينه آقاي داكتر حضور فعال داشته باشيد، اكنون فرصت آن از بين نرفته كه با ساختن يك ميكانيزم مشخص و ملي براي حضور مجاهدين در آينده درازمدت در سياست افغانستان، تصميم گرفته و با وي كنار بياييد و با اين اقدام شايسته خويش در اين مقطع حساس تاريخي، افتخاري را كسب خواهيد كرد كه تاريخ آنرا فراموش نمي كند.

    در غير آن صورت با رفتن خويش در كنار آقاي كرزي، ناكامي و بدنامي خود و ساير مجاهدين را در هردو صورت (برندگي و بازندگي) در انتخابات بيست و نهم اسد سال جاري،‌ به دست خويش امضاء‌ نموده ايد.

 

به اميد موفقيت هاي شايان و تغيير و تحول مثبت در افغانستان

عزيزاحمد حنيف

آيا كرزي برنده خواهد بود؟

سرمقاله شماره ۱۵ پیام قلم

    در حالي كه با گذشت هر روز بازار كارزار مبارزات انتخاباتي ميان كانديدان رياست جمهوري و شوراهاي ولايتي در سراسر كشور گرمتر مي شود، از مجموع چهل و يك نامزد براي احراز پست رياست جمهوري، چهل نفر آن با وجود داشتن برنامه هاي مشابه و متفاوت،‌ در مقابل آقاي كرزي قرار گرفته و از كاركردهاي موصوف در هشت سال گذشته به شدت انتقاد مي كنند.

    آقايان دكتور عبدالله عبدالله و اشرف غني احمد زي، از كانديدان مطرح در داخل و خارج كشور در جريان روزهاي گذشته، چندين بار طي نشست هاي خبري در حضور رسانه هاي ملي و بين الملي، وي را به مناظره و مباحثه رويارويي فراخواندند. اما نامبرده از حضور در مقابل ايشان، تا هنوز سر باز زده و گريز مي كند.

    آگاهان امور بدين باور اند كه آقاي كرزي گذشته از اينكه به زعم خود دست آوردي دارد ياخير؟ از مباحثه و حضور در مقابل اشخاص سياسي اي مانند دكتور عبدالله و احمد زي عاجز خيلي عاجز است.

    كانديدان رياست جمهوري از يكطرف طرح ها و برنامه هاي خود را براي آينده افغانستان بيان نموده و از سوي ديگر، مردم را به مشكلاتي متوجه مي سازند كه در طول دوره حاكميت آقاي كرزي افزايش يافته است.

    شعارهاي كانديدان در مجموع روي مسايلي مي چرخد كه مردم افغانستان و كشورهاي ذيدخل در سياست اين كشور،‌ ناكامي هاي مكرر آقاي كرزي را در آن مشاهده كردند.

    مسايل تامين امنيت، صلح سرتاسري، عدالت اجتماعي، محو كشت و قاچاق مواد مخدر،‌ مبارزه با فساد اداري، فقر زدايي،‌ جلوگيري از كشتار غير نظاميان در عمليات نيروهاي خارجي، رشد و تغيير سيستم اقتصاد ملي كشور، تغيير نظام سياسي، حل معضله مرزي با برخي كشورهاي همسايه و قانونمند ساختن حضور نظامي ايالات متحده و نيروهاي ائتلاف بين المللي به رهبري ناتو در افغانستان، از جمله شعارهايي اند كه از طرف كانديدان رياست جمهوري عنوان مي شود.

    رييس جمهور كرزي، از يكطرف مجبور است به انتقادهاي رقيبان خود پاسخ گفته و از سوي ديگر در حالي كه برنامه جديدي به آينده افغانستان ندارد، از دست آوردهاي گذشته خويش در عرصه هاي معارف، صحت، انكشاف و غيره يادآور شود؛ اما در مجموع، دست آوردهاي وي در مقابل ناكامي هاي محسوسش كه از طرف چهل تن به يك صدا عنوان مي شود، تحت الشعاع قرار گرفته و با گذشت هر روز اعتماد وي نزد ملت كاهش مي يابد.

    استقبال و حمايت روز افزون مردم از برخي نامزدان مطرح و معروف رياست جمهوري مانند دكتور عبدالله، در ولايات مختلف افغانستان يكي ديگر از دلايلي است كه مردم از آقاي كرزي به تنگ آمده و خواهان وي در آينده نيستند.

    در كشورهايي كه دموكراسي به پختگي رسيده، اين يك واقعيت است كه مردم همواره جناح اپوزيسيون را تاييد نموده و از جناح حاكم نفرت مي نمايد؛ به خصوص جناحي كه دو دوره حاكميت نموده و هشت سال را در بر بگيرد.

    اين واقعيت با گذشت هرروز كه يك گام به انتخابات نزديكتر مي شويم، در افغانستان تحقق خواهد يافت.

   اكنون پيش از وقت است كه بگوييم رييس جمهور آينده كه خواهد بود، اما آنچه از خلال مبارزات انتخاباتي، برداشت مي شود،‌ آقاي كرزي با وجود داشتن امكانات مالي بيشتر نسبت به ساير كانديدان چانس برندگي ندارد.

    مشكل در اين است كه عامه مردم به خاطر پايين بودن سطح آگاهي و سواد نه به شعار هاي كانديدان گوش مي دهند و اعتماد مي كنند و نه هم به برنامه هاي عملي آنها غور و تأمل مي نمايند؛ آنچه در افكار عامه مردم وجود دارد، فقط چهره هاي كانديدان است كه به كدام جناح خارجي و داخلي ارتباط داشته و از كدام قوم است.

    يكي ديگر از دلايلي كه شكست آقاي كرزي را در مقابل رقيبانش نشان مي دهد، ائتلاف وي با كساني است كه توسط خود او به اشكال گونه گون مورد دسايس و توطئه قرار گرفته و به نزد مردم به حدي بدنام شده اند كه ديگر، ملت بالاي آنها اعتماد نمي كند.

    پيش بيني مي شود كه تا روزهاي اخير مبارزات انتخاباتي، ميان برخي كانديدان رقيب آقاي كرزي ائتلاف هايي صورت خواهد گرفت كه سرانجام شكست وي را حتمي مي سازد.

 

محبوبيت دكتور عبدالله در پنجشير

اداره پیام قلم

    انجمن فرهنگي كاروان قلم به همكاري برخي نهادهاي فرهنگي ديگر، اخيراً احصاييه اي را مبني بر محبوبيت كانديدان رياست جمهوري در ولايت پنجشير انجام داد كه در آن دكتور عبدالله عبدالله بيشتر از 90 درصد آراي مردم اين ولايت را از آن خود خواهد كرد.

    اين احصاييه در هفت واحد اداري پنجشير طوري انجام شده كه در هر ولسوالي با بيشتر از صد نفر واجدين شرايط رايدهي از طبقات مختلف مردم اعم از متعلمين، معلمين، مويسفيدان، علماء،‌ زنان و غيره مصاحبه صورت گرفته است.

    اين درحاليست كه همزمان با آغاز مبارزات انتخاباتي، دفتر كمپاين آقاي كرزي با امكانات مالي و شور و هيجان خاصي از طرف هواخواهان مارشال محمد قسيم فهيم بازگشايي گرديده بود.

    مردم پنجشير از باب ارادت خاصي كه به دكتور عبدالله عبدالله دارند، باوجودي كه تا هنوز رسماً به خاطر كمپاين دفتري را در اين ولايت باز نكرده است، تصويرهاي وي را با شوق و انگيزه خاصي روي ديوارها نصب نموده و از آن حفاظت مي كنند.

    يگانه دليل محبوبيت موصوف در پنجشير همين است كه نزديك به بيست سال را در كنار رهبر فقيد كشور، شهيد احمد شاه مسعود بوده و با اخلاص ويژه اي در كنار قهرمان ملي افغانستان و مردم پنجشير،‌ جواني اش را با پايان برده است.

    چشمان نافذ و سيماي متبسم وي كه سراسر مملؤ از محبت، اخلاص و مهرورزي در قبال پنجشير و مردم آن است، از يادها و خاطره هايي حكايت مي كند كه گويي مسعود زنده است و او را تشويق نموده تا به ميدان مبارزات انتخاباتي گام نهد.

    البته در احصاييه مذكور حدود 5 فيصد آراي مردم به آقاي كرزي و يك تا دوفيصد به ساير كانديدان خواهد ريخت.

 

به مناسبت سي و مين سالروز درگذشت صوفي عشقري

    نهم سرطان امسال برابر بود با سی ومین سالروز درگذشت صوفی غلام نبی عشقری شاعر و عارف وارسته افغانستان که در سال 1358 خورشیدی در شهر کابل از دنیا رفت.

    غلام نبی عشقری، فرزند شیر محمد در تابستان سال 1271 خورشیدی در کابل به دنیا آمد. عشقری در خانواده ای بزرگ شد که تجارت پیشه اصلی آنها بود. این خانواده سالها در بازارهای هند، بلخ و کابل به تجارت می پرداختند و در شمار سرشناس ترین تاجران افغانستان قرار داشتند.

خود عشقری در مورد پیشینیه خود می گوید:

تجارت پیشه ما بود چندی

به هر جا بود از ما بار بندی

ولی آنچنان که در برخی از نوشته ها آمده است احوال این خانواده دگرگون می شود و سرمایه آنها از کف می رود:

تمام هستی ما رفت بر باد

نصیبم بینوایی بود او داد

آنگونه که گفته اند و خود عشقری هم در اشعار خود آورده است وی به ناچار دكاني باز می کند و شغل های گوناگونی را تجربه می کند و مدتی هم به کار صحافی کتاب می پردازد و بیست پنج سال را این گونه سپری می کند:

شده عمری که سودایم به یوسف طلعتی باشد

سر بازار اگر دکان نمی کردم چه می کردم

و یا چنان که می گوید:

اجناس دیگری اگرت نیست عشقری

خاشاک و خاک بر دهن این دکان بریز

    از ویژه گی های مهم صوفی عشقری که او را به شاعر محبوب و ماندگار بدل کرد استفاده از ترکیب های عامیانه مردم است که در شعر او بسیار دیده می شود. عشقری شاعر زبان مردم کوچه و بازار بود که از فرهنگ عامیانه مردم بهره های فروان برد.

به رسیدن وصالت به خدا تلاش دارم

تو بیا به کلبه ی من چلوی رواش دارم

زفراق تو مریضم، بنما عیادتم را

جگرهزار پاره، دل قاش قاش دارم

پیر گردیدم، دوتا شد پیکرم لیکن هنوز

همچو مینای می از شوق تو قلقل می کنم

پیش من کمتر بخوان افسانه پاریس را

زین جهان بی وفا گل گشت پغمانم بس است

جا دارد اگر خوانی ام از کهنه خیالان

پیداست زکرتی و لباس بَرَک من

    با آنکه عشقری با شاعران برجسته زیادی در یک دوره زیسته اما شاید کمتر شاعر معاصر او توانسته است با چنین اقبال و استقبالی از سوی مردم روبرو شود. راز این ماندگاری و اقبال چه می تواند باشد؟

    ابوطالب مظفری شاعر و نویسنده افغان در پاسخ این سوال می گوید که: " به گمان من صوفي عشقري توانست از تركيب لهجۀ مردم كابل با زبان ادبيات رسمي فارسي، غزلش را رنگ و بوي خاص اقليمي ببخشد كه خالي از تازگي و شيريني نيست. كاري كه در امثال و اقرانش ديده نمي‌شود. يعني وقتي ما شعر قاري عبدالله و يا استاد خليلي را مي‌خوانيم از همان زبان و صور خيالي استفاده مي‌كنند كه في‌المثل در ايران، ملك الشعرا بهار و استاد شهريار هم بهره مي‌برند." مظفری باور دارد که شعر صوفي عشقري را مي ‌توان گفت که شعر فارسي كابلي است.  اين حالت هرچند گاه زبان شعر ايشان را خيلي ساده و گاه عاميانه مي‌كند اما اغلب باعث شيريني كار مي‌شود. مانند ابياتي از اين دست:

دادند چون دو بسوه زمين از براي من
يک سر پناه بي در و ديوار ساختم

يک خر خريدنم بجهان باقي مانده بود
پالان و تنگ و توپره و افسار ساختم

    محمد کاظم کاظمی شاعر و نویسنده افغان نیز صوفی عشقری را در میان شاعران افغانستان یک چهره استثنایی می داند و متعقد است که: "صوفی عشقری شاعری کلاسیک‌سراست، ولی کاملاً متفاوت با کلاسیک‌سرایان سنتی ما مثل مرحوم قاری عبدالله و غلام‌محمد نوید و دیگران. به واقع عمده امتیاز عشقری نسبت به اقرانش، بهره‌گیری خوب او از زندگی، آداب و رسوم و زبان مردم عصر خود است. عشقری، فطرتاُ شوخ طبع است و طنز را به عنوان چاشنی کلام همیشه مدنظر داشته است. به گفته کاظم کاظمی، محیط زندگی شاعر یعنی شهر کابل و مردم آن در شعر عشقری حضور روشنی دارد و بسیاری از ضرب‌المثل‌ها، کنایه‌ها و آداب و رسوم مردم را در آثار او می‌توان دید. حتی ویژگی های زندگی و معیشت خود شاعر هم از لابه‌لای شعرش حس می‌شود، مثلاً آنجا که می‌گوید

در میان لای و گل خیر است اگر نانم فتاد

بوتل تیلم در این شام غریبان نشکند

ویژگی دیگر شعر صوفی عشقری، از نگاه کاظمی، بیان رندانه و گاه طنزآمیز اوست که این هم متأثر از زبان مردم است. مثلا می‌گوید

تا و بالا که می شوم به دکان

به گمانم که کوه سالنگ است

یا:

به روز عید هم دکان صوفی عشقری باز است

به امیدی که بیند بر سر بازار خوبان را

به همین لحاظ، در شعر صوفی عشقری ملاحت و جذابیتی خاص می‌توان یافت که در شعر دیگر کلاسیک‌سرایان آن روزگار کمتر دیده می‌شود. شعر آنان خشک و رسمی است، ولی شعر عشقری زنده است و مردمی. عشقری، فطرتاُ شوخ طبع است و طنز را به عنوان چاشنی کلام همیشه مدنظر داشته است. یما ناشر یکمنش که خود از صاحب نظران در حوزه طنز است در مورد شوخ طبعی عشقری می گوید که: " زبان طنز آلود او باعث می شود که ابیات انتقادی او نیز راه خود را زودتر و آسان تر به دل ها باز کند. از طرف دیگر، زبان بی تکلف و ساده عشقری خود برای شوخ طبعی میدانی وسیع دارد ."

از هنرمندان و آواز خوانان افغانستان، برای اولین بار، استاد قاسم افغان بود که غزلی از صوفی عشقری را خواند و نام او را بر سر زبان ها انداخت:

عمری خیال بستم یار آشنایی ات را

آخر به خاک بردم داغ جدایی ات را

    استاد رحیم بخش شاید بیشتر از همه از شعر عشقری استفاده کرده است. استاد سرآهنگ، الفت آهنگ، وحید قاسمی ، احمد ولی، فرهاد دریا و بسیاری از آواز خوان های دیگر افغانستان شعرهای عشقری را خوانده اند.

به این تمکین که ساقی باده در پیمانه می ریزد

رسد تا دور ما دیوار این میخانه می ریزد

گر بهشتم می رسد وصل نکویانم بس است

گر به دوزخ لایقم تکلیف هجرانم بس است

دلبرم دل آزار است پشت گپ چه می گردی

ظالم وستم کار است پشت گپ چه می گردی

    مجموعه ای از اشعار صوفی عشقری در سالهای گذشته در چندین نوبت در کابل، پشاور و تهران به چاپ رسیده است که اکنون همه آن ها نایاب شده است.

صوفی غلام نبی عشقری در سال 1358 خورشیدی در سن 87 سالگی در کابل از دنیا رفت و در گورستان شهدای صالحین کابل به خاک سپرده شد.

چكيده اي از انديشه بزرگان

خدایا: به من توفیق تلاش در شکست، صبر در نومیدی، رفتن، بی همراه؛ جهاد، بی سلاح؛ کار، بی پاداش؛ فداکاری در سکوت؛ دین، بی دنیا؛ مذهب، بی عوام؛ عظمت، بی نام؛ خدمت، بی نان؛ ایمان، بی ریا؛ خوبی، بی نمود؛ گستاخی، بی خامی؛ قناعت، بی غرور؛ عشق، بی هوس؛ تنهایی در انبوه جمعیت؛ و دوست داشتن، بی آنکه دوست بداند؛ روزی کن. 

دکترعلی شریعتی

تیت و پَرَک

تهیه: لطف الله قانت

روباهی درعروسی خرگوش ها دهل می زد و می رقصید. سنگ بقه یی از آن جا می گذشت، پرسید:

ـ از چه وقت به هنر روی آورده ای؟

روباه گفت:

ـ خبر نداری! «مبارزات انتخاباتی» شروع شده است.

**********

موش و پشکی،  فاخته یی را شکار کرده بودند و مشغول پوست کندنش بودند. زاغی از بالای درخت پرسید:

ـ چه گپ است که امروز همکاسه شده اید.

هردو همصدا گفتند:

ـ «وحدت ملی» را تمرین می کنیم.

********

 فیلی در هنگام زاییدن ناگهان تخم بر زمین انداخت. اطرافیانش حیرت زده پرسیدند:

ـ ما را شرماندی. چرا تخم زاییدی؟

فیل، خرطومش را بر زمین زد و گفت:

ـ با مرغ ها « ائتلاف» کرده ام.

دزدان، نیمه شب به خانه یی هجوم بردند؛ داروندار صاحب خانه را روفتند وبردند. صبحدم، صاحب خانه از یخن سگش گرفت و سرش دادزد:

ـ او شکمبه خور بی غیرت، چرا دیشب عف نزدی، به سر وروی دزدان نپریدی، کجا بودی؟

سگ، دُم ارادت بشورانید و گفت:

ـ در فکر «تغییراستراتژی» بودم.

**********

گاوی در آغیلش کنجاره می خورد و چهچه می زد. بزی دروازۀ آغیل را گشود و گفت:

ـ چه بلا به سرت آمده که دنباله رو بلبل شدی؟

گاو، پوزش را از آخور بلند کرد و گفت:

ـ من از طرفداران «جهانی شدن» هستم

*********

دنبال يك وظيفة آبرومند مي‌گشتم‌. ناگهان چشمم به اين اعلان كاريابي افتاد:

«مركز آموزش خرسواري از قديمي‌ترين نهادهاي خرچراني در كشور با حضور استادان خركشته چون خروال چُلرزي‌، خرمل چلفس‌قل و خرهَندوي چلوس‌يار، براي تربيه و خدمت به كرّه‌خران بي‌تجربه‌، خرشونده‌گان و خركننده‌گان بي‌رشته‌، تازه به فعاليت آغاز كرده است‌.

اين مركز شما را با انواع پس‌لگدي‌، سپل‌چنگي‌، گردن‌جنگي‌، جفتك‌زني‌، عرزني‌هاي مدرن و كلاسيك و خورد و نوش از آخور و توبره آشنا مي‌كند، و هم براي‌تان مي‌آموزاند كه چگونه خرتان را بر بام ببريد.

مركز آموزش خرسواري همچنان براي شركت در بازسازي خرهنگي افغانستان‌، در فنون خرگا...، خرمالي‌، خرليسي‌، خربازي‌، كرّه‌زايي و قبركني و كفن‌دوزي براي خرستيزان‌، شاگرد مي‌پذيرد.

كساني كه مايل هستند از خر نر، شير بدوشند، حتماً در اين نهاد خرهنگي ثبت نام كنند.

با ما باشيد تا از ما شويد.

نشاني ما:

ميدان خرسواران‌، كوچة پالان‌دوزان‌، ادارة نرخران‌»

وقتي اين اعلان را تا به آخر خواندم‌، عرعركنان به نزد رئيس اداره اصلاحات نرخران دويدم‌. دو ساعت با هم جفتك‌پراني كرديم و عر زديم‌، اما در آخر برايم گفت‌: «گوساله محترم‌! معذرت مي‌خواهم‌. شما استعداد خرشدن و خركردن را نداريد. چهار طرف‌تان آغيل‌.

*********

فرهنگ فرنی

ـ دیروز کجا بودی؟

ـ دور از جانت به محفل یکی از نامزدان ریاست جمهوری رفته بودم.

ـ قصه کن، برنامه هایش را بیان کرد یا نه؟

ـ به زور خدا، برنامه هایش بسیار شفاف، رهگشا، عالمانه و مزه دار بودند.

ـ در کدام بخش ها؟

ـ مثلاً در بخش مبارزه با هراس افگنی، ده گوسفند چاری را به سیخ و آتش کشیده بود. در ساحۀ تجارت برای دونفر یک غوری قابلی صادر کرده بود. برای رشد زراعت، بحث بادنجان بورانی و سبزی پالک بسیار کار ساز بود.

ـ مالداری چطور؟

ـ در این عرصه به فارم های آشک و منتو توجه شده بود.

ـ در بارۀ فرهنگ هم چیزی داشت؟

ـ سیاست فرهنگیش بسیار فرنی آفرین و کیله آور بود! از این ها که بگذریم، در زمینۀ سیاست خارجی دو طرح سازنده داشت: کولای افغانی و پیپسی پاکستانی.

ـ یادت نرود بگویی که در باب مذاکره و مصالحه با مخالفان چه گفتنی داشت؟

ـ راستش ما از محل سخنرانی دورترنشسته بودیم، در این مورد تیزتیز چیزی گفت و چیزی زد؛ صدایش را نشنیدیم، اما بویش را تا گردۀ چپ مان حس کردیم. همان بود که آروغ نزده از تالار گریختیم.

آزادي و عرفان

محمد صابر صابري

    مفهوم آزادي از گذشته هاي دور تاريخ تا الحال مورد التفات دانشمندان، فيلسوفان و عرفا بوده و هركدام به مقتضاي بينش و تجربه هاي بشري خود به آن مي نگرند و شعار دفاع از اين ارزش فطري بشر را،‌ به زبان دارند. اما تأثر كننده اينست كساني چنين نكته را به زبان مي آورند كه از گوهر و واقعيت آن بي بهره اند.

    گاهي بردگي به قول استاد شهيد سيد قطب در نقاب آزادي پناه مي گيرد و در لباس رهايي از همه قيد و بندهاي جامعه، آداب و رسوم مردم و رهايي از مسئوليت هاي انساني در اين جهان ظهور مي كند.

    بايد بدانيم كه ميان زدودن قيد و بندهاي زلت و خواري و فشار و ناتواني و گريختن از مسئوليت هاي انساني به باور سيد قطب،‌ تفاوت اساسي وجود دارد. اولي: يعني آزادي و آزاد منشي؛ دومي:‌ شانه خالي كردن از اصول آنچه كه انسان را به مراتب والاي انسانيت مي رساند.

    اما تعبيري كه عرفا از واژه آزادي به ميان مي آورند، خلاف آنچه كه در تيوري ها و فلسفه هاي عصر ماست مي باشد؛ البته معارف و تعاليم اسلامي به آزادي هاي سياسي منافات ندارد،‌ اما آزادي اي كه انبيا در درجه اول به آدميان آورده بودند به باور دكتر عبد الكريم سروش: "آزادي ترك تعلق و دريدن پرده حجاب از روي آفتاب روح مقدس مي باشد؛ مهم ترين پيام انبيا براي مومنان از نظر وي آزادي بود؛ كاري كه شمس به مولانا كرد، در يك سطح بسيار كلي تر، انبيا با مردم مي كنند؛ مهم ترين تعليمي كه پيامبران به مردم مي آموزند، تعليم آزادي است و بيشترين تغييري كه در شخصيت ايشان به وجود مي آورند همين است كه آنها را آزاد مي سازند؛ با تحمل رنج، زحمات و طي منازل روحاني، پيامبران با آموزه هاي خود، آنها را به ما نشان دادند و راه شناخت خود و احوالي كه بالاي شان چيره و عوالمي كه با آن ارتباط و بستگي دارند جز از طريق پيروي از خط آنها امكان پذير نيست.

    پيامبران خواستند در پرتو همان آموزه ها و تعاليمي كه از طرف وحي مورد پشتيباني بود، زنجير تعلقات را از دست و پاي مومنين بردارند و آنها را براي پرواز و عروج مستعد كنند.

ملولان همه رفتند درِ خانه ببنديد

بران عقل ملولانه همه جمع بخنديد

به معراج براييد چو از آل رسوليد

رخ ما ببوسيد چو بر بام بلنديد

    مسلمانان همه پيرو خط پيمبرانند و ناگزير از تمام اعمال، كردار و سلوك آن بزرگوار كه جنبه نمادين دارد، پيروي نمايند و از جمله به باور مولانا، معراج آن بزرگوار است.

    معراج از ديدگاه سروش معنايي نداشت جز دل كندن از تعلقات و وابستگي هاي زميني؛ پاك كردن روح و آماده ورود به عرصه آسمان و عرش الهي شدن.

    خلاصه و لب لباب كلام اينكه پيامبران براي گشودن بالهاي تعلقات و زدودن زنجيرهاي زميني بر دست و پاي آدميان آمده بودند. بنا بر اين هر علومي كه پر و بال انسانها را ببندد و آنها را با تلك هاي زميني بياميزد، با پيام پيامبران الهي منافات دارد.

    زمانيكه با اطاعت از آموزه هاي پيامبران بال و پر اين عقاب رها شد و در خور پرواز گرديد، آنگاه همه هستي زمين را زير بال خويش خواهد گرفت.

    به باور سروش كسانيكه از درون واجد آزادي نشده و خود را از تعلقات رها نكرده اند در بيرون نمي توانند براي سايرين حريت به ارمغان بياورند اما در عصرما كه اين همه لواي آزادي را بر دست دارند ولي مغاير آن عمل مي كنند؛ از حقوق بشر دم مي زنند، و در عمل هزاران نفر را بخاطر رسيدن به اهداف سياسي خويش طعمه مرگ مي نمايند.

    آزادي را نمي توان در بين مردم و جامعه تأمين كرد مگر به ياري كساني كه واجد حريت دروني باشند؛ پارادوكس و تناقض تمدن جديد هم به قول سروش همين است كه كساني طالب آزادي بيروني اند كه وقعي به آزادي دروني نمي نهند.

    مهمترين مسئله اي كه از پيام عرفا مي آموزيم اينست كه احوال اجتماعي وضعيت سياسي، عكس و پرتوي از عالم درون انسانهاست، چرا كه سيماي يك جامعه،‌ آيينه دار و تمام نماي احوال دروني آن جامعه مي باشد.

اي نسخه نامه الهي كه تويي

وي آيينه جمال شاهي كه تويي

بيرون ز تو نيست آنچه در عالم هست

در خود بطلب هر آنچه خواهي كه تويي

    زماني كه به صفاي درون غالب شديم و نفس خود را از آفت ها، تزكيه و تصفيه نموديم، نور آن به بيرون نيز خواهد تابيد و دنياي ما را در يك فضاي كاملاً نوراني و مصفا قرار خواهد داد. بخاطري كه جهان بيرون فراورده تلاش ها و زحمات ماست و لاجرم رنگ ما را به خود خواهد گرفت.

باده از ما مست شد ني ما از او

قالب از ما هست شد ني ما از او

    در تاريخ با كساني رو به رو مي شويم كه بيشترين توجه را در اين عرصه به رهايي و آزادي دروني، ايثار كرده اند و باور داشتند كه به گوهر شريعت رسيده اند و پيام اصلي وحي و دروني ترين لايحه آنرا به دست آورده اند؛ اينها با چنين انديشه اي با فعاليت ها و حيات سياسي وداع كرده بودند و اعتنايي به فقر و جوع و ظلم و استبداد نظام حاكم بر مردم و ملت شان نداشتند.

    موضوع مهم در آنها دشمن دروني و آزادي از دام موهوم نفس بود؛ حقيقتاً كه اين گروه در شناخت اصل پيام انبيا كه همانا آزادي از تعلقات و دامهاي زميني است اشتباه نكرده بودند اما در محدود ساختن آن به دنياي درون و بيباكي به عالم بيرون به عقليه سروش به خطا بوده اند؛ اينها معتقد بودند كه دشمنان در كمين نشسته بيروني را از راه خويش به دور كرده اند و حالا نوبت اينست كه به كارزار در معركه خصم دروني بپردازند؛ در حالي كه با فاصله گرفتن از زندگي سياسي، راه را براي خصم بيروني فارغ ساخته اند و سرانجام از آنها مجال مبارزه با دشمن دروني را نيز سلب مي كنند.

    نكته با ارزش اينست كه محاربه با نفس يعني دشمن دروني، جهاد اكبر و مبارزه با خصم بيروني،‌ جهاد اصغر، لازم و ملزوم يكديگر اند كه زمينه را به شكل متقابل با خود آماده مي سازند.

    اما در اين زمان با پاره وسيعي از مردم بر مي خوريم كه در گفتار و كردار شان آزادي جستن از دشمن دنياي درون تجلي ندارد، در مقابل زدودن دشمنان بيروني همزمان با دگرگوني ها و تحولات سياسي روز به روز رداي تازه اي از جامه مبارزه بر تن مي كشد.

    امروز آزادي هاي سياسي از شريف ترين و نيكوترين مسئله با ارزش به شمار مي رود؛ آدميان به قدري از استبداد و تنگناهاي سياسي از مكدر ساختن فضاي باز براي گفتن و انديشيدن و عمل كردن و داشتن روابط انساني به باور سروش گزيده شده اند كه بي اختيار براي آزادي و عدالت بيروني ارزش فزون تر مي نهد و كمتر براي آزادي و اعتدال دروني انگشت تاكيد و توصيه مي نهند. اما همچنان كه گفتيم اينها فاقد عنصر جدايي هستند؛ اصل پيام يكي است، آن وارستگي از دشمنان دروني و بيروني؛ كه براي به دست آوردن آن از هردوسو بايد به عنوان ابزار رسيدن به هدف استفاده كنيم.

 

از عقل تا به عشق

از عقل تا به عشق

قسمت ۱۴

عزیزاحمد حنیف

پير رومي خاك را اكسير كرد

از غبارم جلوه ها تعمير كرد

    اكسير:‌ "جوهري كه ماهيت جسمي را تغيير دهد، مثلاً:‌ جيوه را نقره و مس را طلا كند؛ چنين جوهري تا هنوز كشف نشده است، مجازاً در هرچيز بسيار مفيد و كمياب استعمال مي شود". (فرهنگ فارسي عميد:220). "در تصوف مرشد كامل كه ماهيت اشخاص را تغيير دهد". (شرار زندگي:141).

    تعمير:‌ "يعني ساختن و بنا كردن.‌ مفهوم بيت:‌ پير رومي خاك وجود مرا اكسير كرد كه مس جان خامان را طلا مي كند و از غبار تيره هستي من،‌ جلوه ها ايجاد نمود". (نواي شاعر فردا:‌ص12).

در بيتي مي گويد:

عشق از فرياد ما هنگامه ها تعمير كرد

ورنه اين بزم خموشان هيچ غوغايي نداشت

وهمانطور:

شمع هم خود را به خود زنجير كرد

خويش را از ذره ها تعمير كرد

    شاعر در اين بيت خواسته نشان دهد كه انديشه والاي عارفانه اش را مولوي اساس گذاشته و اعمار كرده است؛ آنچه از اروپا آموخته غباري است ميان تهي كه وجود حقيقي به خود ندارد.

ذره از خاك بيابان رخت بست

تا شعاع آفتاب آرد به دست

    در اين بيت شاعر خود را در محضر مولوي مانند ذره اي مي بيند كه در تلاش شعاع آفتاب برآمده است؛ ذره همان جسم كوچكي است كه از زمين برخاسته و در پرتو خورشيد در حال حركت ديده مي شود. مراد از شعاع آفتاب پرتو انوار معرفت الهي است كه از مولوي آموخته است.

موجم و در بحر او منزل كنم

تا در تابنده يي حاصل كنم

    در اين بيت خود را به موج تشبيه كرده و مولوي را به بحر؛ اين تشبيه بليغي است كه گويي مانند موج با بحر مي آميزد و با او حركت مي كند؛‌ اگر بحر نباشد، موج نيست. يكي از خصوصيت هاي بحر اين است كه دُرهاي تابنده (مرواريد هاي درخشان) در خود دارد، و به آن كسي دست مي يابد كه بي باكانه در بحر غوطه زند.

يغوص البحر من طلب اللآلي- به عمق بحر كسي فرو مي رود كه در تلاش مرواريد است-

    بحر يكي از مواردي است كه نرمي و رواني، بزرگي و خاموشي، جواهر ناياب و ده ها خصوصيت ديگر آن براي شاعر درخور توجه بوده و در اشعارش خيلي زياد به مشاهده مي رسد.

من كه مستي ها ز صهبايش كنم

زندگاني از نفس هايش كنم

    صهبا: "مؤنث اصهب به معناي سرخ و سفيد، سرخ و سفيد بهم آميخته، خمر، شراب انگوري كه مايل به سرخي باشد" (فرهنگ فارسي عميد:881).

آنچه را كه اقبال از مولوي آموخته مانند شرابي است كه او را از دنيا و مافيها بيگانه كرده و بي نياز ساخته است؛ آنچنان كه خود را در وجود مرشد احساس مي كند و زندگي خود را در گرو زندگي او مي پندارد.

در بيتي مي گويد:‌

كيفيت ها خيزد از صهباي عشق

هست هم تقليد از اسماي عشق

همانطور:

من جوان ساقي و تو پير كهن ميكده يي

بزم ما تشنه و صهبا نه تو داري و نه من

در جاي ديگر مي گويد:

از دير مغان آيم بي گردش صهبا مست

در منزل "لا" بودم از باده "الا" مست

    اين قريحه شاعرانه اقبال است كه او را واداشته تا در تعبير از حقايق ايماني، مصطحاتي را مانند:‌ صهبا و ساقي، باده و مينا، شراب ارغواني، جام مي و زلف گره گير نگار و غيره به كار برد.

شب دل من مايل فرياد بود

خاموشي از ياربم آباد بود

آباد بودن:‌ (در اصطلاح اقبال) "سرشار بودن؛ آكنده بودن؛ توانمند شدن؛ غني شدن". (شرار زندگي:‌143).

    از گذشته ها عادت بر اين بوده كه هر نويسنده و شاعر در آغاز بحث يا كتاب خويش، سبب تأليف آن را تذكر مي داده و از عوامل و انگيزه هايي سخن مي گفته كه او را براي اقدام به چنين كاري واداشته است؛ اقبال با پيروي از همين سنت زمان، از اين بيت تا بيت هفتاد و پنجم، علت روي آوردن به اسرار خودي را بيان نموده و چگونگي اين داستان را بازگو مي كند.

    اين قصه از تاريكي و سكوت شب آغاز مي شود؛ آنگاه كه دنياگران دون پسند از تلاش و تپش خسته شده و به خواب مي روند و بندگان خاص الهي اين سياهي و سكوت را با يارب يارب خويش آباد نموده و به راز و نياز با خداي شان مي پردازند.

    بنا به روايت امام بخاري در صحيح خويش: هنگامي كه شب فرا مي رسد و خاموشي و سكوت بر زمين حكمفرما مي شود، پروردگار (به كدام كيفيتي كه شايسته شان او تعالي است) به آسمان دنيا نزول فرموده و براي بندگانش خطاب مي كند:‌‌ "كدام يكي از شما ما را فرا مي خواند تا دعاي وي را اجابت نماييم"؟

    در اين وقت براي بندگان برگزيده الهي احساس خارق العاده اي دست ميدهد كه ناخودآگاه دست نياز به سوي پروردگار بلند نموده و مشكلات شان را با او تعالي در ميان مي گذارند.

    شاعر در بيت بالا به همين حقيقت اشاره مي كند كه روي آوردن به "اسرار خودي" از همان گرايش ايماني عاشقانه اي آغاز يافته كه شب هنگام خواب را از چشم مي زدايد و در وجود آدمي دگرگوني خارق العاده اي را به وجود مي آورد.

شكوه آشوب غم دوران بدم

از تهي پيمانگي نالان بدم

    مفهوم بيت: "از زمانه آشوب زده و غم ايام شكوه مي كردم و مي ناليدم كه جامم خالي است و نمي توانم غمهايم را با آن بزدايم" (شرار زندگي: 144).

    شاعر در اين بيت، انديشه اش را به تصوير كشيده كه باوجود فراگرفتن فلسفه هاي شرق و غرب در باره انسان، هنوز پيمانه اش از شراب معرفت تهي مانده است.

    از خلال اين بيت معلوم مي شود كه انديشه تهي از عشق، هرقدر به حقايق هستي فرو رود، و به انسان نظر گشايد، گرفتارتر و تهي پيمانه تر مي شود.

در بيتي مي گويد:

از من اي باد صبا گوي به داناي فرنگ

عقل تا بال گشود است گرفتارتر است

چشم جز رنگ گل و لاله نبيند ورنه

آنچه در پرده رنگ است پديدارتر است

    به همين ترتيب در بيت بعدي به تعبير ديگري محدوديت دايره عقل را نشان مي دهد كه توان درك حقيقت را ندارد:

اين قدر نظاره ام بيتاب شد

بال و پر بشكست و آخر خواب شد

    نظاره:‌ به تشديد ظاء به معناي تماشا كردن است؛ شاعر، در اين بيت نيز محدوديت عقل را (كه به داده هاي حواس ظاهري متكي است) نشان مي دهد كه تاب و توان تماشاي اسرار الهي را ندارد و اگر به فضاي بيكران معرفت الهي بال گشايد، بال و پر خواهد شكست و موسي گونه بي هوش خواهد شد.

روي خود بنمود پير حق سرشت

كو به حرف پهلوي قرآن نوشت

    پير حق سرشت، مرشد رومي است كه در اين وقت پديدار شده و با لب خند عاشقانه و جوشش و مستي اي كه در سيمايش مي درخشد، به شاعر خطاب مي كند تا از خواب برخيزد و جرعه اي از شراب ناب عشق سر كشد.

اقبال به همان پيمانه اي به مولانا و مثنوي معنوي او ارادت دارد كه با تقليد از وي مثنوي را قرآن پهلوي مي خواند:

مثنوي معنوي معنوي

هست قرآن در زبان پهلوي

    حال، مرشد سخن مي گويد و مريد به آن گوش فرا ميدهد تا آنكه از سخنان وي آتش به پيراهن شده و آنچه در انديشه دارد به سوز و گدازي در يك لحظه قمار مي كند.

گفت:‌اي ديوانه ي ارباب عشق

جرعه اي گير از شراب ناب عشق

    مولانا در اين بيت مريد بزرگوارش را در نخستين ملاقات، ديوانه خطاب نموده و جرعه اي از شراب ناب عشق به وي ميدهد؛ گويي در انديشه چيزي نداشته و ديوانه وار در تلاش ارباب عشق بر آمده است.

برجگر هنگامه محشر بزن

شيشه بر سر ديده بر نشتر بزن

    مرشد براي مريد مي گويد: با سركشيدن شراب معرفت الهي كه در بيت قبلي به آن اشاره شد، در درون خويش هنگامه اي ايجاد كن و مستي اي در خود بيافرين كه شيشه برسر بشكن و ديده بر نشتر بزن.

    جگر يكي از واژه هاي در خور توجه براي شاعر مي باشد كه در ابيات مختلف آنرا به كار برده است؛ در غزلي مي گويد:

هوس منزل ليلي نه تو داري و نه من

جگر گرمي صحرا نه تو داري و نه من

و در جاي ديگر:‌

از من اي باد صبا گوي به داناي فرنگ

عقل تا بال گشود است گرفتار تر است

برق را اين به جگر مي زند آن رام كند

عشق از عقل فسون پيشه جگردارتر است

    شاعر در اين بيت خواسته خواننده را متوجه به اين بسازد كه آنچه از مولانا فراگرفته از آنسوي عقل آغاز مي شود.

خنده را سرمايه صدناله ساز

اشك خونين را جگر پرگاله ساز

    اين بيت به تعبير ديگر، مفهوم بيت قبلي را افاده مي كند كه به جاي صدناله يك خنده را اساس گذار؛ يعني زهد را كنار بگذار و مستي پيشه كن.

پرگاله: (به فتح پ و ل) "وصله يي كه برجامه دوزند. حصه، پاره، لخت" (ش:145).

در بيتي مي گويد:

بهار آمد نگه مي غلتد اندر آتش لاله

هزاران ناله خيزد از دل پرگاله پرگاله

    مفهوم بيت: با اشكهاي خونين خويش كه از سوز و گداز عاشقانه بر مي خيزد، جگر را (كه خرد، متكي به آن است) پاره پاره كن.

تا بكي چون غنچه مي باشي خموش

نكهت خود را چو گل ارزان فروش

    غنچه: گل ناشگفته. نكهت: ‌بوي خوش. زمانيكه عشق و ايمان در وجود انسان به نحوي تبارز نكند، به غنچه اي مي ماند كه بوي خوش آن به مشام كسي نرسيده باشد.

در گره هنگامه داري چون سپند

محمل خود بر سر آتش ببند

در گره: (در اينجا) در سكوت؛ در خاموشي؛ در ضمير خود؛ در حالتي كه همچون سپند گره شده اي".

محمل: "كجاوه؛‌ هودج".(ش:145). "سپند گياهي است خودرو و دانه هاي ريز سياه، دانه هاي آنرا براي دفع چشم زخم در آتش مي ريزند وبوي مخصوصي دارد كه نزد بعضي از مردم مطبوع و پسنديده است. (فرهنگ فارسي عميد:156).

    مههوم بيت: در چنين سكوت و خاموشي، در وجود خويش حقيقتي داري مانند اسپند؛ كه اگر محمل خود را بالاي آتش ببندي، بوي خوش آن به چهار اطراف پراكنده خواهد شد.

انتخابات و چالشهاي امنيتي

    حقایق تازه حاکی است که حمله های شورشیان در پنج ماه اول امسال در مقایسه با همین مدت زمانی در سال گذشته میلادی، ۴۳ در صد افزایش یافته است. در یک گزارش ویژه که برای دبیر کل سازمان ملل متحد ارائه شده است، آمده که ممکن است در سه ماه آینده در تعداد حمله های شورشیان افزایشی رو نما شود.

    شورشیان افغان که ساخت وساز هایی در آنسوی مرز در مناطق عشایری پاکستان دارند از فشار های ارتش پاکستان در سوات و وزیرستان متاثر اند و این امر موجب تراکم آنها در حاشیه های مرزی جنوب افغانستان خواهد شد که می تواند چالش تازه ای در جریان انتخابات باشد.

تامین امنیت برای برگزاری انتخابات بيست و نهم اسد سال جاري خود یک چالش دیگری است که اکنون نیروهای امنیتی بین المللی در باره آن می اندیشند. در ظاهر امر آنگونه که جنرالان ارشد نیروهای بین المللی می گویند، موج تازه ای از عملیات ها در راه است تا زمینه برای انتخابات مساعد شود.

وزارت امور داخله کشور قبلاً متعهد به تامین بیست مامور پلیس محافظ برای هر نامزد شده بود. حالا در این زمینه شبهاتی رو نما شده که ممکن است این وزارت ده تن افراد مورد اعتماد را از هر نامزد مطالبه کند تا از سوی این وزارت مسلح شوند و آموزش ببیند.

طالبان سوگند یاد کرده اند که جریان انتخابات امسال را مختل کنند. ذبیح الله مجاهد از سخنگویان آنها گفته است هر کاری که آمریکایی را خشنود می کند، آنها بر ضدش عمل می کنند. اما او تاکید کرده که به مراکز تجمع مردم که منظورش مراکز رای دهی باید باشد، حمله نمی کنند. اما روشن نیست طالبان از چه راه های دیگری انتخابات را مزاحم خواهند شد. خبرهایی هم وجود دارد که بسیاری از طالبان کارت رای دهی گرفته اند. آیا می خواهند رای بدهند، چون یکی از فرماندهان سابق آن، ملا سلام راکتی، نامزد انتخابات است، یا در صدد شانس ورود به مراکز رای دهی برای اخلال خواهند بود؟

افسران نظامی غربی در جنوب افغانستان معتقد اند که شورشیان افغان را می توان در چند دسته ذیل دید:

دسته اول، شورشیان تندرو مذهبی وابسته به هسته رهبری طالبان در شهر کویته پاکستان، که دارای ساز و برگ ویژه اند و به صورت متشکل می جنگند.

دسته دوم، افراد مربوط شبکه مافیای مواد مخدر، که مامور تامین بخشی از هزینه جنگ نیز هستند، اما پول اصلی برای ادامه جنگ هنوز از شبکه های خیریه کشورهای عربی و سازمان های مشابه در سایر کشورها تامین می شود.

دسته سوم، افراد روزمزدی اند که به طالبان "ده دالری" معروف اند. جوانان بی کار و بی روزگار روستاها با انگیزه پول وسوسه می شوند تا در اجرای فعالیت های خراب کارانه روزانه سهم بگیرند. فرماندهان شورشی، آنها را برای اجرای برنامه های بم گذاری های کنار جاده و انتقال مواد انفجاری به داخل شهر ها، تیر اندازی های هدفمند به جان سربازان خارجی و حمله به کاروان های لوژستیکی نظامی استخدام می کنند.

دسته چهارم، اتباع خارجی وابسته به شبکه القاعده و افراد وفادار به برخی از احزاب جهادی سابق اند. گلبدین حکمتیار و مولوی حقانی و فرماندهان شبکه های وابسته به آنها این بخش را رهبری می کنند. این افراد زیر چتر نام طالبان در برخی روستاها مسلح شده اند و به فعالیت های مانند آدم ربایی دست می زنند و گاه بر نیروهای بین المللی نیز حمله می کنند.

شورای امنیت سازمان ملل متحد برای حفظ صلح درافغانستان ابتدا به استقرار یک نیروی بین المللی یاری امنیتی پنج هزار نفری محدود به شهر کابل رای داد. اما وخامت اوضاع امنیتی در افغانستان در هفت سال گذشته شرایطی را فراهم آورد که همه کشورهای عضو ناتو و برخی کشور های متحد غرب ناگزیر شدند تا ۳۲ هزار سرباز به افغانستان بفرستند و در جنب آن آمریکا تعداد سربازان خود را به ۵۷ هزار افزایش داد و هنوز در نظر است این تعداد تا ۶۸ هزار سرباز در مجموع افزایش یابد.

به نحوی تعداد نیروهای بین المللی در افغانستان سر به یکصد هزار می زند و این بزرگترین ماموریت نظامی کشورهای غربی در این منطقه آسیا است.

حضور نظامی به این گستردگی غرب در افغانستان نگرانی هایی را برای کشور های منطقه از جمله ایران، چین و روسیه فراهم کرده است و هنوز تلاش های جلب همکاری های منطقه ای که بتوان به این نگرانی در کانون تشنجات افغانستان تسلی بخش باشد عملی نشده است.

ارتش افغانستان که قرار بود دارای هفتاد هزار سرباز باشد حالا ۹۵ هزار سرباز دارد که قرار است شمار آنها تا ۱۳۴ هزار نفر افزایش یابد. نیروی پلیس افغانستان اکنون متشکل از ۸۲ هزار نفر است که تعهد شده تا ۱۵ هزار دیگر نیز بر آن افزوده شود.

نقش شعار در تبليغات انتخاباتي افغانستان

احمد ضیا رفعت، استاد دانشگاه کابل

    مقوله هایی مانند صلح، امنیت، فقرزدایی، جلوگیری از کشتار غیرنظامیان به دست نیروهای خارجی، نابودی فساد اداری، نابودی کشت و قاچاق مواد مخدر، تامین عدالت و دموکراسی، در محور شعارهای انتخاباتی قرار گرفته دارند. این را هم باید اضافه کرد که بیشتر نامزدان تا روز آغاز مبارزات انتخاباتی، نمی دانستند که با چه شعاری وارد میدان شوند.

نامزدهایی را می شناسم که هنوز هم به دیگران مراجعه می کنند که برایشان شعار انتخاب کنند تا چهار طرف عکس شان در تبلیغات خالی نماند.

با این وضع، شعارهای انتخاباتی افغانستان با ضعف ها و کاستی های فراوانی روبروست. هر نامزد به عوض یکی دو شعار، به چندین شعار روی آورده است که این چند شعاری سبب کاستن از تمرکز مخاطب بر روی موضوع نهفته در شعار می شود. داشتن چندین شعار مختلف، سبب می شود مخاطب نتواند موضوع کلیدی مورد نظر نامزد انتخابات را دریابد.

    طبیعی است که هر نامزد ریاست جمهوری، مجبور است برنامه خود را برای حل مشکلات مختلف و متعدد مردم بیان کند، اما همیشه یک موضوع می تواند بیش از همه به عنوان اولویت و کلید حل مشکل های فراوان دیگر مطرح شده و به شعار انتخاباتی تبدیل شود.

قدرت تشخیص نامزد، می تواند او را قادر به طرح یکی دو شعار اساسی، به جای چند شعار کند. چند شعاری یک نامزد را می توان نشانه ضعف و ناتوانی او در شناخت دقیق و درست علت های اساسی مشکلاتی دانست که جامعه با آن روبروست.

    بیشتر شعار های انتخاباتی در قالب واژه ها و ترکیب های تکراری بیان شده است؛ واژه هایی که مردم روزانه ده ها و صدها بار از راه های گوناگون آن را شنیده اند. طبیعی است به همان میزان که مردم واژه ها و مقوله هایی را به تکرار می شنوند، به همان اندازه از میزان تاثیرگذاری آنها کاسته می شود. نامزدان در به کارگیری واژه ها، متوجه چگونگی تاثیرگذاری آنها بر مخاطب، از لحاظ عاطفی، روانی، شگفت انگیزی و... نیستند.

    شاید به دلیل نبود حزب سیاسی به معنای دقیق کلمه، مردم هنوز عادت ندارند برای گزینش نامزد مورد نظر خود به برنامه او توجه کنند. مردم بیشتر خود را با چهره ها روبرو می بینند و بجای توجه و برخورد هوشمندانه با برنامه های آنان، به خود نامزد ها توجه می کنند.

    این وضع سبب شده است که بیشتر مردم به شنیدن شعارها بسنده کنند و از درک ماهیت و امکانهای عملی آن، عاجز بمانند.البته در پیش آمدن این وضع عامل دیگری نیز دخیل است و آن پایین بودن سطح سواد عمومی است که مانع قدرت برخورد تحلیلی مخاطب با شعارها می شود.

    نامزدان، شعارهایی در زمینه های گوناگون مطرح کرده اند؛ اما برای تحقق آنها، برنامه و راهکار عملی چندانی ارایه نداده اند. گاهی هم که خواسته اند برنامه و راهکار اعلام کنند، بیشتر به کلی پردازی پناه برده اند. نبود برنامه عملی می تواند از امکان عملی شدن شعارها بکاهد.

    در افغانستان به دلیل شرکت نامزدهای مستقل در انتخابات به جای احزاب، تضمینی برای وفادار ماندن نامزدها به تحقق شعارها پس از پیروزی آنها در انتخابات، وجود ندارد. در کشورهایی که نامزد از طریق حزب وارد میدان رقابت می شود، چگونگی گذشته عملکرد حزب می تواند ملاک اعتماد مخاطب باشد. یعنی اگر حزبی در گذشته به شعارهای خود وفادار بوده، مخاطب، به اعتبار آن می تواند به نامزد حزب هم اعتماد کند و از دیگر سو نامزد پیروز علاوه بر زیر فشار بودن افکار عمومی برای تحقق وعده ها، از سوی حزب خود نیز می تواند زیر فشار باشد، زیرا عدم وفاداری نامزد پیروز به وعده هایش، تنها بر اعتبار فرد پیروز آسیب نمی زند، بلکه بر اعتبار حزب هم زیان وارد می کند.

    در افغانستان با توجه به این که انتظارهای مردم آنگونه که می خواستند در هفت سال گذشته برآورده نشده است، از این رو وقتی از مردم عادی در مورد شعارها و برنامه نامزد ها پرسیده می شود جواب ساده و صریحی می دهند: " اینها همه شعار هایی است که برای پیروزی در مبارزات انتخاباتی عنوان می شوند."

كشور، فقير و انتخابات، پر مصرف

سرمقاله پیام قلم

عزيز احمد حنيف

    فقر و بيكاري در طول سالهاي گذشته در افغانستان با وجود سرازير شدن ملياردها دالر از كمك هاي جامعه جهاني به اين كشور، يكي از عوامل اساسي اي است كه مشكلات گونه گون را به دنبال داشته است؛ سرقت هاي مسلحانه، افزايش آدم ربايي، عدم كاهش كشت و قاچاق مواد مخدر، بلند رفتن قيم مواد اوليه، روي آوردن بيشترين افراد به گروه هاي مسلح مخالف دولت و ادامه دشمني ها و خونريزي ها در ميان ده نشيناني كه خارج از شهرها به سر مي برند، نمادي از آن است.

    دولت افغانستان به رهبري آقاي كرزي در طول سالهاي گذشته به خاطر مبارزه با فقر و بيكاري، برنامه ملي مشخص، محسوس و بنيادي اي روي دست نداشته و با شعارهاي عوام فريبانه از انكشاف و ترقي، همواره مردم را اغفال كرده است.

    بخشي از بودجه ملي كشور به موسسات خارجي اختصاص دارد كه از دولت افغانستان مطابق به ميل خويش در بخش هاي مختلف پروژه گرفته و با معاشات خيلي بلند تا حدود بيشتر  از صدهزار دالر در ماه به مصرف مي رسانند، حصه اي از آن در بخش هاي دفاعي توسط وزارت هاي دفاع، داخله و رياست عمومي امنيت در مقابل جنگجويان مخالف دولت هزينه گرديده و بخشي هم، از راه فساد و اختلاس در ميان ماموران دولتي از آمرين شعبات شروع الي وزارت خانه ها و فراتر از آن، دست به دست مي شود.

    همين پراكندگي در بودجه ملي افغانستان و چگونگي جذب كمك هاي بشر دوستانه جامعه جهاني سبب شده است كه امروز برخي كانديدان رياست جمهوري، بيشترين امكانات را در اختيار داشته و تصويرهاي آنان در جاده هاي شهر كابل گواهي مي دهد كه تنها در چاپ تصويرهاي خويش مليون ها دالر را هزينه كرده اند.

    آدم هاي صاحب انديشه و خرد، زماني كه به اين واقعيت متوجه مي شوند دو سؤال نزد ايشان مطرح مي شود، اول:‌ پولي كه در چاپ اين تصويرها به مصرف رسيده است، از بودجه شخصي كانديد بوده يا مستقيم و غير مستقيم به بودجه دولت ارتباط دارد؟ در صورت اول، چنين شخص ثروتمند، قبلاً با استفاده از اين سرمايه شخصي اش كدام كار نيكي را براي مردم انجام داده است ياخير؟ در صورت دوم پاسخ واضح است كه "از سرِ ماهي بگير و بر سر ماهي بزن/// اين عجايب گر نداني لاف دانايي مزن".

    اين در حاليست كه به گفته آقاي دكتر داوود علي نجفي رئيس دار الانشاي كميسيون انتخابات،‌ انتخابات رياست جمهوري و شوراهاي ولايتي ماه اسد سال جاري، 223 مليون دالر هزينه دارد.

    حال، نياز هاي اوليه مردم افغانستان چيست و مشكلات از كجا سرچشمه گرفته است؟ آيا انتخابات پيش روي، شفاف، عمومي و عادلانه خواهد بود و كدام شخص حقيقي و حكمي آنرا تضمين مي كند؟

    اين سؤالاتي است كه پاسخ آن به اراده ملي مردم مسلمان و آزاده افغانستان در بيست و نهم اسد سال جاري تعلق دارد.

    ملت شريف و سربلند افغانستان با درك ضعف مديريت دستگاه سياسي كشور در گذشته و مصلحت انديشي هاي رئيس جمهور كرزي، در اين مقطع حساس تاريخي به مسئوليت ملي اي كه در پيش روي دارند با غور و دقت كامل گام برداشته و با اراده متين و احساس ايماني و وجداني شان در قبال خويشتن و ملت رنج كشيده اي كه سالها ظلم ديده و ستم كشيده، بايد جدي تصميم بگيرند.

    نسل جوان ميهن يگانه منبع عمده تصميم گيري در تغيير سرنوشت سياسي كشور به حساب مي رود كه با تفاوت از دوره هاي تاريك جنگ و اختناق، در شرايط كنوني از آگاهي كامل برخوردار بوده، در صورتي كه تحت تأثير تبليغات رسانه هاي جمعي نرود، به آساني مي تواند از راه ريختن برگه هاي راي در صندوق انتخابات و تشويق ديگران، تغيير و تحول اساسي را در سياست افغانستان آورده و دموكراسي را براي جهانيان در اين كشور جنگ زده به نمايش بگذارد. برخي از شهروندان كابل كه بيشتر در رسانه ها ظاهر مي شوند، شكايت مي كنند از اينكه در ميان كانديدان، شخصي مورد نظر ايشان نيست اما فكر مي شود اين داوري غير عادلانه خواهد بود؛ زيرا در ميان چهل و يك كانديد، هرگونه شخصي كه آنرا دوست داشته باشي؛ از ملاراكتي گرفته تا شهنواز تني و از داكتر اشرف غني احمدزي تا عبد اللطيف پدرام و داكتر رمضان بشردوست، مي توان دريافت.

    آنچه مهم است تغيير كلي در دستگاه سياسي كشور.

دفتر كمپاين انتخاباتي كرزي در پنجشير رسماً آغاز به كار كرد

 عزیزاحمد حنیف 

  نمايندگان مارشال محمد قسيم فهيم روز جمعه به تاريخ بيست و نهم جوزاي سال جاري، دفتر ولايتي كمپاين انتخاباتي آقاي كرزي را در ولسوالي رخه ولايت پنجشير، رسماً افتتاح نمودند.

    بريد جنرال حسن المآب برهان اميري رئيس اين دفتر در گفتگوي تيلفوني اي كه با اداره نشريه پيام قلم داشت در پاسخ به اين سؤال كه در هنگام افتتاح دفتر، پذيرايي مردم پنجشير از شما چگونه بود، گفت:‌ مردم پنجشير به دليل اينكه آقاي كرزي معاونين خود را از مجاهدين اختيار نموده، از بازگشايي دفتر مذكور، فوق العاده پذيرايي نمودند.

    آقاي اميري علاوه نمود:‌ در نخستين روزي كه تاهنوز روي تشكيلات بايد كار كنيم، اقشار مختلف مردم اعم از علما، مجاهدين، فرهنگيان، متنفذين، نمايندگان و جوانان به دفتر مراجعه كردند.

    رئيس دفتر ولايتي كمپاين كرزي در پنجشير در رابطه به اينكه توجه و اعتماد مردم را چگونه خواهند جلب كرد، گفت:‌ تغيير موضع سياسي اخير آقاي كرزي به نفع مجاهدين با حضور مارشال فهيم در قدرت، از جمله دلايلي اند كه سبب جلب توجه مردم به ايشان خواهد شد.

    آقاي اميري در رابطه به ساختار تشكيلاتي خويش در ولايت پنجشير اضافه نمود: ما در سطح هر ولسوالي دفاتر جداگانه اي خواهيم داشت كه هريك داراي يك مسئول و به تناسب نفوذ آن ولسوالي، داراي چند عضو خواهد بود.

    مسئول دفتر كمپاين كرزي در پنجشير در رابطه به شيوه هاي كمپاين خويش در اين ولايت، به كميته هاي علماء، زنان،‌ جوانان، معلولين، ارشاد و تبليغ، نظارت و ارزيابي و غيره اشاره نموده و گفت:‌ ما بالاتر از هشتاد فيصد، آراي مردم پنجشير را انتظار داريم.

    دفتر كمپاين انتخاباتي آقاي كرزي در ولايت پنجشير شايد نخستين دفتر سياسي اي باشد كه براي اولين بار در اين ولايت، آغاز به كار كرده است، بنا بر اين سؤالاتي نزد مردم وجود دارد كه از آنجمله: رفتن مارشال در كنار كرزي بعد از پنج سال تبعيد، اعتماد وي را نزد عامه مردم اين ولايت كاهش داده و خوف دارد از اينكه مانند احمد ضيا مسعود، تهي دست از پنجشير به معاونيت دولت راه نيابد.

     دكتر عبدالله عبدالله يگانه رقيب آقاي كرزي كه سالها را در كنار مسعود فقيد بوده و از محبوبيت خاصي در ميان مردم پنجشير به خصوص نسل جوان برخوردار است، براي مارشال قابل تشويش بوده كه در روزهاي آينده مبارزات انتخاباتي خويش را در اين ولايت راه اندازي خواهد كرد.

    آقاي كرزي در طول هشت سال گذشته به دليل اينكه چند بار در مقابل پارلمان و قانون، سركشي كرد و مشكلات سياسي، بيشتر از پيش در دوره وي افزايش يافت و همچنان اختلاس و فساد اداري در پهلوي كشت و قاچاق مواد مخدر به طور بي سابقه اي در دستگاه سياسي كشور، تا حال جريان دارد، اعتماد و محبوبيت خويش را نسبت به دوره هاي اول از دست داد اما با جذب مارشال، دوستم و محقق در قدرت آينده،‌ بيشتر مردم معتقد شدند كه  چانس برندگي وي از 50 فيصد تجاوز كرده است.

    وي بعد از موضع گيري هايي عليه مجاهدين در طول سالهاي دوره اقتدارش اخيراً كنار زدن مجاهدين را از قدرت اشتباه خوانده و گفت:‌ بدون حضور فعال مجاهدين در سياست،‌ ما نمي توانيم به يك اداره ملي با ثبات و مستحم دست بيابيم به همين دليل بار ديگر با سران مجاهدين ايتلاف نموده و مارشال محمد قسيم فهيم و استاد كريم خليلي را بالترتيب به حيث معاون اول و دوم خويش برگزيد.

    مارشال فهيم نخستين مهره سياسي جبهه متحد بعد از شهادت مسعود فقيد، و گرداننده قدرت در دوره هاي موقت و انتقالي به شمار مي رفت كه همزمان با برگزاري انتخابات رياست جمهوري كشور در ماه ميزان سال 1383 از سمت معاونيت اول دولت دوسط آقاي كرزي كنار زده شد و احمدضيا مسعود به جاي وي نشست.

    مارشال فهيم از آنجايي كه در طول سه دهه جنگ، در سطوح مختلف به حيث يك فرمانده ارشد تحت رهبري قهرمان ملي كشور شهيد مسعود، فعاليت نموده و در ميان مجاهدين شمال از نفوذ، سرمايه و جايگاه خاصي برخوردار است، در موفقيت آقاي كرزي نقش محوري و سازنده را ايفا خواهد كرد.

    تا زماني كه آقاي كرزي معاونين خود را اعلام نكرده بود، پنج فيصد هم چانس برندگي نداشت اما بعد از آنكه مارشال فهيم در كنار وي قرار گرفت و به تعقيب آن جنرال عبد الرشيد دوستم و آقاي محمد محقق ايتلاف خويش را باوي اعلام نمودند، چانس برندگي وي افزايش يافت.

استخاره مجددي براي حمايت از كرزي

    چند روز پيش صبغت الله مجددي رييس مجلس سناي كشور حمايت خود را از حامد كرزي در انتخابات رياست جمهوري ماه اسد سال جاري اعلام نموده و گفت:‌ به خاطر حمايت از يك كانديد مشخص استخاره‌ (ضمن اداي دو ركعت نماز نفل از خداوند طلب خير) كرده و براي او اشاره شده است كه از حامد كرزي پشتيباني نمايد.

    آقای مجددی به خبرنگاران در کابل گفت که آقای کرزی فرد مناسبی برای پیشبرد امور در افغانستان است و انتظار می رود در دور بعدی ریاست جمهوری (در صورت پیروزی) کارهای بهتری برای افغانستان انجام دهد.

    رئیس سنای افغانستان که همزمان رئیس کمیسیون تحکیم صلح نیز هست، گفت که حمایت خود را از نامزدی آقای کرزی در انتخابات، به کسانی اعلام می کند که "منتظر مشورت" او در این زمینه بوده اند.

    آقای مجددی گفت که حامد کرزی، در میان سایر نامزدهای انتخابات از "درجه حسنات" بالاتری برخوردار است.

    آقای مجددی گفت: "بسیار دقت کردیم، استخاره ها کردیم، و بسیار کوشش کردیم که به کسی رای دهیم که برای آینده افغانستان مفید باشد. بعد از بسیار تحقیق، و بسیار مباحثه و سنجش های عجیب و غریب، آخر به همین نتیجه رسیدیم که آقای کرزی با آنکه بعضی اشتباهات در گذشته کردند اما دیگر تکرار نکنند، بهتر دانستیم که به ایشان نظر مثبت دهیم و از طرف ما به عنوان رئیس جمهوری انتخاب شوند."

    آقای مجددی در جواب به یک خبرنگار که خواستار وضاحت بیشتر در مورد "استخاره" او در مورد انتخابات بود، گفت: "معلوم است که استخاره کردیم، به ما یک اشاراتی شد از طرف خداوند که به همین (کرزی) رای بدهید."

او افزود: "در حدیث شریف آمده که اگر یک کار مهم می کنید، سفری یا نکاحی، استخاره کنید تا خداوند چه می گوید."

    با نشر اين خبر بيتي از علامه اقبال به ذهنم خطور كرد كه مي گويد:‌

چه ملايي چه درويشي چه سلطاني چه درباني

فروغ كار مي جويد به سالوسي و زراقي

به بازاري كه چشم صيرفي كور است و كم نور است

نگينم خارتر گردد چه افزايد به براقي

    آقاي مجددي به خاطر فروغ كار خويش در پنج سال آينده كه به زعم وي كرزي برنده خواهد بود، خواسته تا از دين استفاده ابزاري نموده و از اين طريق توجه هواخواهان خويش را براي راي دهي به آقاي كرزي جلب كند.

    مجددی، از چهره های جهادی افغانستان است و در سال 1371 خورشیدی، پس از پیروزی مجاهدین، برای دو ماه به عنوان رئیس جمهور در افغانستان کار کرد. او همچنین رئیس لویه جرگه تصویب قانون اساسی افغانستان بود و پس از تشکیل پارلمان افغانستان در سال 2005، به عنوان رئیس مجلس سنای اين كشور انتخاب شد.

باج خون

باج خون

چه جرمي دارد اين ملت كه باج خون بپر دازد

به آدم هاي دلالي كه پشت پرده ها مزدورِ مزدور است

زمان گريه هم بگذشت به حال ما دل همسايه ها هرگز نمي سوزد

درون سينه ها دل نيست والله زخم نا سور است

 

سرشت

 

پست است اين زمانه بقدري كه مرد را

منت پذير آدم كم كاسه ميكند

با آدم مزور بد زاد و بد سرشت

هم قصه مينمايد و هم كاسه ميكند

عبد المنان خاوري

 

طرح شورای متحد ملی افغانستان در پیوند با تامین شفافیت انتخابات

    قرار است در 29 اسد سال روان، انتخابات به منظور گزینش رییس جمهور واعضای شورا های ولایتی کشور برگزار گردد.

نگرانی در مورد عدم شفافیت انتخابات، امکان دستبرد در رای مردم، سوء استفاده از امکانات دولتی، نبود زمینه های برابر برای نامزدان در جریان مبارزات انتخاباتی و بی باوری در مورد داوری مستقلانه و منصفانه ی کمیسیون انتخابات، عمده ترین چالش هایي ا ست که فرا راه برگزاری یک انتخابات شفاف و دموکراتیک قرار دارد. شماري نا امنی گسترده، بویژه در مناطق آشوب زده ی جنوب و جنوب شرق کشور را مانع بزرگ در برابر اشتراک آزادانه ی مردم برای گزینش رییس جمهور آینده و نمایندگان شان در شورا های ولایتی می دانند. دراین میان، امکان مداخله ی نیرو های امنیتی به بهانه ی تامین امنیت حوزه های رایدهی، سلامت انتخابات را زیر سوال می برد. این در حالیست که جلوه های استفاده از امکانات وقدرت دولتی از همین اکنون و پیش از آغاز دور رسمی مبارزات انتخاباتی، به روشنی دیده میشود.

    همچنان بدانگونه که دیده میشود، شماري از نامزدان هنجارها وارزش های تصريح شده در قانون انتخابات را رعایت ننموده و خود را به آن ملزم نه می دانند که از جمله کمپاین بیش از زمان تعیین شده از سوی کمیسیون انتخابات، استفاده از گرایش های قومی و اهرمهای چون تطمیع، تهدید و ارعاب را می توان بر شمرد.

    شورای متحد ملی افغانستان که بعنوان یک جریان اصلاح طلب و اپوزسیون سیاسی حاکمیت کنونی، گزینه ی انتخابات را بمثابه ی روند دموکراتیک برای تعمیم و تعمیق دموکراسی و تبارز اراده ی آزاد مردم، برتر از سایر گزینه ها می داند، پس از مشوره با شماری از کار شناسان، و مسئولین برخی از احزاب، بخاطر تحقق شفافیت لازم و جلوگیری از سو استفاده، دستبرد و تقلب در پروسه ی انتخابات موارد زیر را به توجه میرساند و برای عملی نمودن آن همه ی نیرو های سیاسی و نامزدهاي محترم انتخابات آینده را به تلاش مشترک فرا میخواند:

1-                 ترکیب کنونی کمیسیون انتخابات، استقلالیت کامل این کمیسیون را در افکار عامه زیر سوال برده است، بدین منظور تاکید می شود که در ترکیب آن نمایندگان احزاب سیاسی و نهاد های جامعه مدنی کشور شامل ساخته شوند.

۲- شمارش آرا در حوزه های رایدهی صورت پذیرد و از انتقال صندوق های رای پیش از شمارش آرا جلوگیری شود. هم چنان راهکار روشن و عادلانه در مورد نظارت از روند شمارش آرا توسط نمایندگان نامزدان، احزاب سیاسی و جامعه ی مدنی، در نظر گرفته شود.

بدین منظور پیشنهاد می گردد تا برای تامین نظارت نهاد های محلی و سراسری جامعه ی مدنی کشور، تسهیلات و زمینه های مساعد فراهم شود و هزينه ي آن از سوی مجامع بین المللی تامین شود.

۳- در کنار کمیسیون انتخابات، یک کمیسیون عالی نظارت از روند انتخابات متشکل از نمایندگان نامزدان، احزاب سیاسی و نهاد های جامعه ی مدنی کشور، در چهار چوب دفتر نمایندگی سیاسی سازمان ملل « یوناما» ایجاد گردد.

۴- با توجه به این که تداوم کار آقای حامد کرزی بعنوان رییس جمهور پس از اول جوزای سال روان، به هیچ عنوان قانونی پنداشته نمی شود و برمبنای مصلحت سیاسی صورت پذیرفته است لازم است، میکانیزمی برای محدود سازی صلاحیت های ایشان، بویژه در زمینه ی تقرر و تبدل مسئولین بلند پایه ی دولتی در سطح مرکز و ولایت ها، درین دوره، تدوین و عملی گردد.

۵- با توجه به مفاد قانون اساسی کشور، رییس جمهور از طریق رای مستقیم مردم باید برگزیده شود، تاکید میشود که اصل استعمال رای توسط شخص رای دهنده عملی گردد و از هر گونه استعمال رای بوسیله نمایندگان رای دهند گان، بویژه در مورد زنان جلوگیری جدی بعمل آید.

۶- کمیسیون انتخابات باید بصورت شفاف و مسوولانه گزارشی از تیراژ چاپ برگه های رایدهی ارائه دارد تا همه بدانند که به چه تعداد برگه های رای دهی چاپ شده در اختیار این کمیسیون قرار دارد وهم چنان برگه های اضافی رای دهی مطابق یک راهکار شفاف در حضور نمایندگان نامزدان قرنطین گردد.

۷- شمارش آرا باید بوسیله ی گروپ های حد اقل سه نفری متشکل از یکی از کارمندان کمیسیون انتخابات، نمایندگان نامزدان واحزاب سیاسی، انجام شود و برگه ی اعلام نتایج هر حوزه ی رای دهی توسط شان امضا و نشانی شد شود.

۸- حوزه های جداگانه ی رای دهی برای مسئولین بلند پایه ی دولتی، بویژه در ولایت های کشور ایجاد گردد. تا به بهانه ی استعمال رای از رفتن آنها به محلات رایدهی مردم جلوگیری شود و بدین ترتیب زمینه های مداخله ی مسئولین در جریان رایدهی محدود گردد.

۹- مسئولین و کارمندان انتخاباتی در ولایت ها باید مطابق یک پلان جداگانه ی محرم در روز های نزدیک به انتخابات باید از محلات شان تبدیل گردند و بدین صورت از مداخله ی آنها در جریان رایدهی، بر اساس معاملات پشت پرده ی پولی جلوگیری بعمل آید.

۱۰- یکی از مسایل بحث بر انگیز در دوره ی اول انتخابات ریاست جمهوری، مسئله ی کیفیت رنگ مورد استفاده در حوزه های رایدهی بوده و به رغم اطمینان های که درین زمینه از سوی کمیسیون انتخابات داده میشود، نگرانی ازین بابت هم چنان درین دوره نیز وجود دارد. بنابران پیشنهاد میشود که حد اقل یک هفته قبل از روز رایدهی، رنگ مورد استفاده در حضور نمایندگان نامزدان و احزاب سیاسی امتحان شود تا همه فرصت بیابندکه از عدم پاک شدن رنگ، اطمینان حاصل کنند.

۱۱- نتایج انتخابات باید به سرعت ممکن پس از پایان انتخابات بدون تاخیر ناموجه اعلام شود.

افغانستان براي همگرايي ملي-اسلامي  گام‌هاي

    تا زمان برگزاري انتخابات رياست جمهوري و شوراهاي ولايتي افغانستان، كمتر از دو ماه ديگر باقي مانده است در حالي كه به رغم وعده‌ها و برنامه‌هاي جنگي دولت آمريكا، خشونت گرايي همراه با عمليات چند وجهي طالبان در نقاط مختلف كشور بطور سرسام آوري در حال افزايش است

    باراك اوباما رئيس جمهور، رابرت گيتس وزير دفاع و فرمانده‌هان ارشد نظامي آمريكا با اعزام نيروهاي تازه نفس به افغانستان قول داده‌اند تا زمان برگزاري انتخابات رياست جمهوري در ماه اسد سال جاري، امنيت كامل را در سراسر افغانستان تامين خواهند كرد تا مردم اين كشور بتوانند در فضاي امن و عاري از جنگ و خشونت، در پروسه انتخابات فعالانه شركت نمايند.

    با گرم‌تر شدن هوا به خصوص در طول دو هفته گذشته، عمليات‌هاي جنگي طالبان از حمله‌هاي انتحاري، بمب گذاري هاي كناره جاده‌اي، تهديد مقامات و مسئولين محلي گرفته تا حمله به كاروان هاي تداركاتي ناتو و ائتلاف و هجوم‌هاي دسته جمعي به قرارگاه‌هاي پوليس و ارتش ملي در شهرها و جاده‌ها به گونه شگفت انگيز و غير قابل پيش بيني افزايش يافته است.

تنها در هفته آخر ماه جوزاي سال جاري، بيش از 80 تن از نيروهاي دولتي از سوي طالبان كشته و ده‌ها تن ديگر زخمي شده‌اند.

    به گفته "حنيف اتمر" وزير امور داخله كشور، هم اكنون طالبان در 70 درصد خاك افغانستان و در 25 ولايت از 34 ولايت كشور فعاليت هاي تروريستي و خرابكارانه انجام مي‌دهند. نكته قابل نگراني براي دولت آن است كه فعاليت هاي جنگي طالبان، روز به روز حتي ساعت به ساعت افزايش مي يابد. طالبان در ولايت‌هاي جنوب، جنوب غرب و برخي مناطق ديگر در اطراف كابل از جمله در تعدادي از ولسوالي هاي غزني، لوگر، ميدان وردك، بغلان و كاپيسا با لحن هشدار دهنده اي از مردم خواسته اند تا در انتخابات آينده شركت نكنند.

    تا چندي قبل گفته مي شد كه شرايط برگزاري انتخابات در 7 ولسوالي در ولايت‌هاي هلمند، قندهار، غزني و پكتيكا به دليل تسلط طالبان در اين ولسوالي ها امكان پذير نيست.

    اكنون منابع نزديك به كميسيون مستقل انتخابات مي گويند در 13 ولسوالي كشور راه اندازي انتخابات غير ممكن است. از سوي ديگر آگاهان امور معتقدند هرگاه روند نا امني ها و خشونت ها به همين روال ادامه يابد، احتمال مي رود تعداد ولسوالي ‌هايي كه در آنها انجام انتخابات عملي نيست بازهم افزايش يابد

    به اين ترتيب استراتژي جديد آمريكا در قبال افغانستان و تلاش ناتو و ائتلاف براي تامين نظم و امنيت كافي تا هنگام انتخابات رياست جمهوري در اين كشور محكوم به شكست است و با توجه به گستره جغرافيايي جنگ و تشديد حملات طالبان در سطح كشور، چنين به نظر مي‌رسد كه كنترول اوضاع امنيتي از دست نظاميان آمريكايي در حال خارج شدن است.

    اكنون آمريكايي ها دريافته اند آنچه در افغانستان اتفاق مي افتد با حوادث شبه جزيره بالكان و حتي با ناآرامي هاي كشور عراق كاملاً فرق دارد. در بحران‌هاي پيچيده‌اي مانند جنگ افغانستان، دو ماه باقي مانده تا زمان برگزاري انتخابات فوق العاده كوتاهي است، نيروهاي خارجي در هفت سال گذشته در حالي‌كه طالبان از قدرت و توانايي و تاكتيك هاي جنگي فعلي بي بهره بودند، نتوانستند آنها را بطور كامل شكست دهند. اكنون شكست دادن و از صحنه خارج كردن آنها در طول فقط كمتر از دو ماه آينده بيشتر به يك آرمان نا شدني شباهت دارد. گاهي تصور مي‌شود آمريكايي ها منتظر وقوع يك معجزه هستند.

    با اين حال با توجه به مقدماتي كه انجام شده و آمادگي هاي وسيع نظامي و تداركاتي اي كه اتخاذ شده، انتخابات رياست جمهوري و شوراهاي ولايتي در موعد مقرر ( 29 اسد) برگزار خواهد شد، اما در شرايط نبود امنيت كافي نيروهاي افغان و بين‌المللي قادر نيستند تا آن موقع امنيت كامل را در سراسر كشور تامين نمايند.

    برگزاري انتخابات در ولسوالي ‌ها و مناطق نا امن كشور به خصوص در مناطق جنوب و جنوب غرب امكان پذير نخواهد بود، بنابراين، افغانستان يك انتخابات محدود و غير همگاني خواهد داشت، انتخاباتي كه در شرايط نيمه اضطراري برگزار مي شود.

    كارشناسان سياسي با توجه به پارادايم نا امني گسترده ميزان مشاركت مردمي در مقايسه با انتخابات پنج سال قبل رياست جمهوري، محدودتر ارزيابي مي كنند.

    از سوي ديگر زنان كه نيمي از جمعيت اين كشور را تشكيل مي دهند در انتخابات 29 اسد، حضور اندك و ناچيزي خواهند داشت، با اين وجود برطرف ساختن چالش هاي امنيتي و غير امنيتي كه بر سر راه انتخابات وجود دارد در مدت دو ماه آينده، تنها با توسل به قوه قهريه امكان پذير نيست

با اين حال جاي بسي سئوال است كه آيا افغانستان در مسير واگرايي از بيگانگان و همگرايي ملي - اسلامي گام بر مي دارد كه بايد منتظر گذر زمان باشيم.

پيام دكتر عبد الله عبد الله به مردم افغانستان

    روزپنجشنبه 28 جوزاي سال روان همايش بزرگي ازسوي ستاد انتخاباتي داكترعبدالله عبدالله كانديداي رياست جمهوري، دركابل برگزارگرديد.

    در اين همايش داكترعبدالله در ميان هزاران تن از هوادارانش كه شخصيت هاي جهادي، رهبران سياسي، دانشجويان دانشگاه ها، شخصيت هاي مردمي را شامل مي شد، خط مشي انتخاباتي اش را اعلام كرد. سخنراني داكترعبدالله شامل برنامه جامعي، به عنوان خط مشي كاري اش تدوين شده بود كه دربرگيرنده تمام ابعاد زندگي مردم مي گرديد.

    درعرصه اداري: داكترعبدالله با انتقاد ازوضع موجود و فساد درحكومت اداره فعلي را ناكارا ترين حكومت هاي افغانستان دانسته، شگاف عميق كنوني بين دولت وملت را ناشي خود كامگي وفساد موجود درسيستم اداري دانست.

    درعرصه سياسي: موصوف، عامل اين همه خود كامگي ها را درنظام رياستي وابسته دانسته با تمركز قدرت فرايند آن چناني را به بارآورده است. وي گفت: پس از پيروزي اش در انتخابات، نظام رياستي را به پارلماني تغييرداده از انحصار طلبي و تمركز قدرت جلوگيري خواهد كرد..

    درعرصه روابط خارجي: وي در بخش دیگري از صحبت هایش، درخصوص روابط افغانستان با ديگران اضافه كرد. افغانستان در نقطه ی جغرافیایی اي قرار گرفته که به شدت از حوادث همسایگان تاثیر پذیر است، بناً ما اجازه نخواهيم داد که خاک افغانستان به عنوان سکوی حمله بر همسایگان ما قرار گرفته و نیز از همسایگان خود توقع داریم که برخورد همسانی با کشور ما داشته باشند.

    نامزد ریاست جمهوری مورد حمايت جبهه ملي افغانستان با سپاس گذاری از جامعه ی جهانی برای تامین ثبات و امنیت و تربیت ارتش و پولیس ملی تاکید کرد که با همکاری و هماهنگی میان دولت آینده و جامعه ی جهانی به زودی روزی فرا رسد که ملت افغانستان به پای خود ایستاده و توان دفاع از آب و خاک خود را داشته باشند.
    درعرصه اقتصادي: داکتر عبدالله در بخش اقتصادي، با تاکید بر توجه بیشتر به زراعت را یکی از اهداف دولت خود عنوان کرد. او گفت که افغانستان کشور زراعتی است و در برنامه ی دولت او حمایت پایدار از دهقانان و صنایع عنعنوی کشور دراولويت قرار خواهد داشت.

    درعرصه اجتماعي : زنان و جوانان محورهای دیگر صحبت داکتر عبدالله در این همايش بود. او از زنان به عنوان قشری یاد کرد که در مدت هفت سال با آنان برخورد ابزاری صورت گرفته است. وی گفت که در صدد بازیافتن جایگاه اصلی زنان افغان به عنوان نیروهای موثر در تمام ابعاد حیات اجتماعی است.

    درعرصه فرهنگي: داکتر عبدالله، دین مداری و پاسداری از ارزش های دینی را یکی از اهداف اصلی دولت خود عنوان کرد.. او گفت که در بخش فرهنگی اولویت های دولت او گسترش، تعمیق و غنی سازی ارزش های دینی است که در جامعه ی ما وجود دارد و مردم ما با این ارزش ها زندگی می کنند.

    پايگاه قدرت : آقاي عبدالله ازتمايلش به تغيير سخن گفته خطاب به مردم افزود: شما با مشاركت تان درروند انتخابات مي توانيد مسير ناكامي را تغيير بدهيد و زمينه هاي تحول را فراهم سازيد.. داكترعبدالله اضافه كرد: ما قدرت سياسي را نماد اراد‌ه مردم ومردم را منبع الهام و اقتدار دولت و دولت را تمثيل كننده اراده ملت مي دانيم. وي درپايان صحبتهايش درحمايت از مجاهدين گفت: ديگربه كسي اجازه نخواهيم داد تا لقب جنگسالار را به آنها بدهد. وي تأكيد كرد در صورتي كه مردم به وي رأي بدهند قدرت واقعي را به آنها برمي گرداند.

    استاد برهان الدين رباني رهبر جهاد و مقاومت در اين همايش، طي سخنان كوتاهي گفت: زعامت هاي سياسي در سرنوشت ملت ها اثرگذاري برجسته دارند، دراين ميان زعماي آگاه، با اراده و مصمم هستند كه ملت ها را به سوي سر فرازي و خوشبختي رهبري ميكنند. اما زعماي ناتوان و رهبران بي اراده كه درد و رنج ملت را درك نمي كنند سرنوشت ملت ها را به پرتگاه سقوط و نابودي سوق ميدهند.

    استاد نظام كنوني را يك نظام ناكام و نا توان ارزيابي نموده و افزود: مسؤوليت همه ماست تا در تعيين سرنوشت خود هوشيارانه و مسوولانه گام برداريم. استاد تاكيد كرد كه ادامه اين وضع پيامد جز محروميت و بي چارگي هاي مردم چيزي ديگري نخواهد داشت.

استاد از داكترعبدالله به عنوان شخصيت نيك نام، آگاه و با تجربه ياد كرد و از مردم خواست به وي رأي بدهند تا به آرزوها و درد هاي ملت مرهم گذاشته و تغيير واقعي را در زندگي مردم ايجادكند. استاد اظهار اميدواري كرد با انتخاب داكترعبدالله كه طي سه دهه دفاع درصحنه هاي گرم جهاد، و مقاومت همدوش قهرمان ملي در سنگر حضور داشت، روح تمام شهداي افغانستان به ويژه شهيد احمد شاه مسعود قهرمان ملي كشور شاد مي شود.

    نورالحق علومي از اعضاي رهبري جبهه ملي، آغاز مبارزات انتخاباتي داكترعبدالله را سر آغاز مبارزه حق بر باطل، سعادت مردم و حاكميت قانون و عدالت سياسي، و اجتماعي و اقتصادي دانست، وي افزود هشت سال پيش مردم به اميد اين كه در كشور تحول مثبت به ميان بيايد به كرزي رأي دادند‌، چيزي كه متأسفانه نه تنها تحقق نيافت، بلكه باگذشت هر روز بدتر از گذشته شد، قانون زير پا شد، حقوق مردم تلف گرديد..

 رشوه ستاني و فساد و بي كاري افزايش يافت و كساني كه به اين اداره اعتماد كرده بودند به حاشيه رانده شدند و ده ها تهمت ديگر به آدرس آن ها ازسوي حاكميت افزوده شد."بناً آزموده را آزمودند خطاست".

آقاي علومي افزود: امروزتصميم گرفته ايم تا فرصت هاي ازدست رفته را دوباره احياء نموده و كشور را با اراده خداوند و كمك مردم افغانستان از وضعيت بحراني نجات دهيم.

از سخنرانان ديگر اين همايش، دوكتورسيدعلي كاظمي برادرشهيد مصطفي كاظمي رهبرحزب اقتدارملي وعضو جبهه ملي، حجت الاسلام والمسلمين آقاي هادي "هادي" از رهبران اهل تشيع، خانم فاطمه جاويد نماينده زنان مي توان نام برد.

دراين همايش پيام استاد عطا محمد نور والي ولايت بلخ توسط واقف حكيمي سخنگوورئيس تشكلات جمعيت اسلامي افغانستان قرائت گرديد كه درآن استاد عطاء محمدنور، حمايت خويش را ازكانديدا توري دكتور عبدالله اعلام كرده بود.

منع تبليغات انتخاباتي از طريق مساجد

    اخيراً وزارت ارشاد، حج و اوقاف كشور، تبليغات انتخاباتي را در مساجد منع قرار داده است اما شماری از نامزدهای انتخابات با این ممنوعیت مخالفت کرده اند.

    صدیق چکری، سرپرست وزارت حج و اوقاف در گفتگویی با بی بی سی ضمن آنكه خواستار تشويق و ترغيب مردم به انتخابات از طريق امامان مساجد گرديد،  گفت: به تمام امامان مساجد دستور داده است که برای نامزد خاصی تبلیغ نکنند. سرپرست وزارت حج و اوقاف تاکید کرد که "مسجدها محل عبادت، نماز خواندن، تلاوت آیات قرآن و حدیث است و نه مرکز رقابت های سیاسی." بنا بر اين نامزدهای انتخابات نباید از مساجد برای مبارزات انتخاباتی خود کار گیرند. او گفت اگر این ممنوعیت برای استفاده از مساجد در مبارزات انتخاباتی وجود نداشته باشد، ممکن است گاهی بیش از یک نامزد به یک مسجد برود و در میان نامزدها تنش به میان آید. سرپرست وزارت حج و اوقاف گفت: "ما از ائمه و خطبای مسجدها خواسته ایم که به هیچ نامزدی اجازه ندهند که از مسجدها به عنوان مرکز مبارزات انتخاباتی استفاده کند." آقای چکری گفت این دستور ظرف دو سه روز در سراسر کشور به اجرا درخواهد آمد و امامانی که از این دستور سرپیچی کنند "تنبیه" خواهند شد.

    این ممنوعیت با مخالفت شماری از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری مواجه شده است. رمضان بشردوست، نامزد ریاست جمهوری در گفتگویی با بی بی سی گفت که منع تبلیغات انتخاباتی در مسجدها "خالی کردن خانه خدا از خلق خدا" است. آقای بشردوست گفت: "در صدر اسلام جایی به عنوان دفتر حکومت، دفتر خلیفه و پادشاه وجود نداشت. مسجد مرکز و هسته تمام فعالیت های جامعه اسلامی بود." او افزود: "جای تاسف و تعجب است که کسی به عنوان مسئول ارشاد اسلامی خانه خدا را از خلق خدا خالی می کند. من فکر می کنم این ضربه ای به اسلام است."

    حال اين سؤال در ذهن مردم مطرح است كه آيا واقعاً‌ اين فرمان وزارت حج و اوقاف مرعي الاجراء‌ خواهد بود يا خير؟ پاسخ واضح است كه شايد در برخي مساجد جامع شهر كابل اين فرمان تطبيق گردد اما در ساير ولايات كه بيشترين مساجد در محلات بوده و رسماً ثبت اين وزارت نيست، غير قابل تطبيق مي باشد.