تأملی بر دست آورد های والی پنجشیر در یک سال گذشته

احمد ولید سخی زاده

    دگرجنرال کرام الدین کریم یک سال پیش زمانی ولایت پنجشیر را عهده دار شد که بهلول بهیج در نتیجه طرفداری از دکتور عبدالله عبدالله در دومین دور انتخابات ریاست جمهوری افغانستان، از آن ولایت کنار زده شد.

    بهلول بهیج باشنده اصلی ولایت پنجشیر و یکی از فرماندهان سرشناس مجاهدین تحت رهبری قهرمان ملی کشور شهید احمد شاه مسعود بود که تا حال در حلقات مجاهدین در شمال کشور به خصوص پنجشیر و کاپیسا، نسبتاً از جایگاه ویژه ای برخوردار است.

    بهلول بهیج در دوره های جهاد و مقاومت به اساس طبیعت شخصی ای که داشت گهگاهی از فرمان های شهید مسعود هم سر باز می زد اما قهرمان ملی کشور باور داشت که از عهده کاری که به وی سپرده می شود، مووفقانه بیرون می آید.

    به همین دلیل همواره موصوف را مانند سایر فرماندهان تحت قیادتش تشویق می نمود و در کارها با ایشان مشورت می کرد.

    آقای بهیج در نتیجه حفظ همین غرور شخصی اش در دومین دور انتخابات ریاست جمهوری کشور سر تسلیم واطاعت به پیش حامد کرزی خم نکرد و علنی به حمایت از داکتر عبدالله عبدالله پرداخت تا بالآخره سبب شد که در هفته اول سال 1389 به تعقیب صدور حکم رییس جمهور، از سمت ولایت پنجشیر سبکدوش گردد و یک ماه و اندی بعد آقای کرام الدین کریم به حیث والی آن ولایت، از سوی ریاست عمومی ارگانهای محل معرفی گردد.

    برخی از باشندگان پنجشیر که در دومین دور مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری از مارشال فهیم حمایت می کردند، برای مردم تبلیغ می نمودند که مارشال صاحب در این دور به معاونیت اول دولت آمده است تا برای مردم کار کند و در آینده از وی به نیکی یاد کنند. آنها برای فریب مردم می گفتند که مارشال اگر در خانه هم نشسته باشد، از جایگاه سیاسی ویژه ای درافغانستان برخوردار است اما تصمیم گرفته است که برای مجاهدین بازمانده از قدرت و مبارزان راه آزادی که به قیمت جانهای شان از افغانستان دفاع نمودند، و برای بازمانده گان شهدا و معلولین و آنانی که سالهای متمادی را در دیار هجرت و آوارگی به سر برده اند و تمام آنانی که مستقیم یا غیر مستقیم از جنگ آسیب دیده اند، خدمتی نماید.

    مردم این را نمی دانست که همه شعارهای دروغین و عوام فریبانه ای است که به تعبیر شاعری:

چه ملایی چه درویشی چه سلطانی چه دربانی

فروغ کار می جوید به سالوسی و زراقی

به بازاری که چشم صیرفی شور است و کم نور است

نگینم خوار تر گردد چو افزاید به براقی

    این بازاری است که هرکس کوشش می کند تا متاع خود را رنگ داده و مشتری را بفریبد؛ در این بازار دزدانی اجتماع نموده اند که یکی از غرب آمده و دیگری از شرق؛ دست را به دست هم داده و هریک از نیرنگ های همدیگر برای مکیدن خون مردم غریب استفاده می نمایند.

من از این بیش ندانم که کفن دزدی چند

بهر تقسیم قبور انجمنی ساخته اند

    اما روزی فرا خواهد رسید که راه و رسم ظالمانه این ستم پیشه گان تاریخ هویدا گردد و همه به ایشان نفرین بفرستد.

    به هر حال، مردم پنجشیر که مانند سایر مردم افغانستان، زندگی فقیرانه ای دارند و از طریق زمین های زراعتی محدود و چند راس مواشی، امرار معاش می نمایند، و به اساس موقعیت جغرافیایی، ولایت مذکور در امتداد سلسله کوه های بلند هندوکش قرار دارد، سایر باشنده گان افغانستان فکر می کنند که از اقتصاد سرشاری برخوردار اند اما بدون مبالغه 99 فیصد مردم آن تا حال در خانه های گلین به سر می برند و بسیاری از ایشان در یک ماه توانمندی خرید یک کیلو گوشت را ندارد.

    از جناب مارشال صاحب انتظار و توقع مردم این بود که در آخرین دور قدرتش اگر کاری برای پنجشیر نمی تواند نماید، حد اقل، به پاس قهرمان ملی کشور و آرمانهای مقدسش، و با در نظرداشت جایگاه سیاسی این ولایت، یکی از مجاهدین را به سمت والی پنجشیر بر می گزید که مورد پسند مردم و مناسب به حال آن می بود. اما متاسفانه شخصی را به سمت والی پنجشیر گماشته است که در وقت حیات آمر صاحب شهید به جرم داشتن روابط نا مشروع با دختران در شهر دوشنبه و استفاده بیش از حد از مشروبات الکلی، اجازه ورود به افغانستان را نداشت.

    این واقعیتی است که درست یک سال بعد از عهده داری آقای کرام الدین کریم به ولایت پنجشیر و زمانی ابراز می گردد که در یک سال گذشته علاوه از اینکه محل بود و باش شبانه خود را مانند مراکز نظامی آمریکایی ها اعمار نموده است، هیچ دست آورد محسوسی ندارد و فرد فرد باشنده گان پنجشیر از وی ناراض اند.

    این واقعیت در حالی افشا می گردد که سیاست پیشه گان پنجشیر به خاطر حفظ موقف و بقای شان در قدرت، برای مردم آن ولایت تبلیغ می کنند که مسایل پنجشیر نباید در رسانه ها بازتاب داده شود به خاطری که وحدت و یکپارچگی آن از هم می پاشد؛ می گویند: ( پنجشیر مانند یک خانه است، گپ خانه ره بیرون نباید بکشیم). من معتقدم که این یک شعار استعماری و شوم و زنجیری است که دست و پای مردم غریب را به آن می بندند.

    بعد از یک سال انتظار اکنون لازم به تذکر می دانم که دست آوردهای آقای کریم قرار ذیل است:

1-   دسیسه علیه قوماندان امنیه گذشته پنجشیر

    جنرال عبدالصبور نصرتی قوماندان امنیه گذشته پنجشیر که در میان باشندگان آن ولایت با گذشت هر روز محبوب تر می شد و خدمات شایسته یی را برای پولیس پنجشیر انجام داد، در نتیجه دسایس پی در پی و اصرار مداوم آقای کریم به نزد جناب مارشال صاحب مبنی بر تبدیلی وی، از پنجشیر به ولایت بدخشان تبدیل گردید. تبدیلی وی یک ضایعه برای پنجشیر به خصوص پولیس آن ولایت بود. شاید برخی حدس بزنند که با رفتن آقای نصرتی وضعیت امنیت در پنجشیر بهتر شد اما حقیقت اینست که امنیت را در هر شرایط مردم پنجشیر خود تامین کرده است.

2- آوردن دو شخص نیشخند و لاابالی به ریاست های معارف و اطلاعات و فرهنگ

    عبدالمقیم حلیمی که در زمان بهلول بهیج به حیث رییس اطلاعات و فرهنگ ولایت پنجشیر ایفای وظیفه می کرد اما به اساس بی کفایتی و ضعف بیش از حد، از سوی موصوف کنار زده شد و از آنجا بنا به واسطه هایی که در حلقات بزرگان پنجشیر داشت، به حیث رییس معارف ولایت کندز مقرر گردید، والی آن ولایت به وزارت معارف تماس گرفت که شما یک شخص دیوانه را به حیث رییس معارف روان کرده اید، و بالآخره (به واسطه هایی که خواننده گرامی می داند و لازم به تذکر نیست) در آنجا باقی ماند، اکنون دو باره به ریاست معارف پنجشیر گماشته شده است.

    من از نزدیک وی را می شناسم که باشنده قریه قابضان، ولسوالی رخه پنجشیر بوده و تا درجه لیسانس آموزش دیده است اما از همان لیسانس هایی است که تا حال در املای خویش مشکل دارد و زمانی که سخن می گوید فکر می کنی که صنف پنجم را هم نخواهد فرا گرفته باشد.

    شاید خواننده گرامی فکر کند که این مبالغه است اما من صمیمانه به تمام خواننده گان و رسانه ها پیشنهاد می نمایم و از بزرگان ولایت پنجشیر به خصوص مجاهدین احترامانه درخواست می کنم که یکبار بروید و این واقعیت ها را از نزدیک مشاهده کنید.

    آقای محمد عزیز عظیمی شخص دومی است که اخیراً به جای روح الله یوسفی (که از تجارب خوبی در عرصه روابط با مردم و فعالیت های فرهنگی و رسانه یی برخوردار بود) به ریاست اطلاعات و فرهنگ گماشته شد؛ موصوف فارغ صنف دوازدهم بوده و سالهایی را در بخش های تخنیکی رادیو تلویزیون ملی افغانستان به حیث مامور کار کرده است اما در رابطه به فعالیت های مربوط به اطلاعات و فرهنگ خیلی فاصله دارد.

    همانطوری که والی پنجشیر در نتیجه یک تصادف سیاسی (مشکلی که میان مارشال فهیم و بهلول بهیج بود به ولایت پنجشیر گماشته شد) آقای عظیمی در نتیجه مشکلی که میان والی پنجشیر و رییس قبلی اطلاعات و فرهنگ بود، به این سمت منصوب گردید.

    پس باید مردم متوجه شوند اینجا وطن یا مردم و یا هم افتخاراتی که یک سرزمین و یک ملت دارد، مطرح نیست بلکه طبیعت و سلیقه های شخصی افراد بالای شان حاکمیت می کند.

    این دو رییس که سالهای دوره جهاد را با رژیم کمونیزم در کابل به سر برده اند، از هم نشین های خاص آقای کرام الدین کریم اند که (به احتمال زیاد) گهگاهی پیک شراب را ایشان را حمل می نمایند و در مجالس ویژه رقص و پایکوبی کف می زنند و سر می جنبانند و دهن های خویش را به خنده های ساختگی به سوی وی کج می نمایند.

    به آنانی که این مطلب را می خوانند تذکر می دهم که من باشنده اصلی ولایت پنجشیر هستم و سیاست و سیاست پیشه گان را هم آنقدر دوست ندارم، اما آنچه باعث می شود که گاهی مقالات سیاسی ای بنویسم، درک همین حقایقی است که به سرنوشت مردم بازی می شود و کسی صدای خود را بلند نمی کند.

    از خوانندگان محترم و دوستانی که در رابطه به این مطلب نظر میدهند، صمیمانه آرزو می برم که نویسنده را احساساتی نپندارند و خود هم احساساتی قضاوت نکنند.

به امید بهروزی و مووفقیت

عطا محمد امیری رییس شورای ولایتی پنجشیر شد

عزیز احمد حنیف

    در دومین دور انتخابات دوره یی شورای ولایتی ولایت پنجشیر که به روز شنبه مؤرخ دوم دلو سال جاری در مقر شورای ولایتی پنجشر تدویر یافت، محترم عطا محمد امیری یکی از وکلای فعال پنجشیر با اخذ شش رای در مقابل خواجه میرخان رییس قبلی این شورا و محترم وحید الله دژکوهی که هریک بالترتیب دو رای و یک رای به دست آوردند، به حیث رییس این شورا برگزیده شد.

    به گفته آقای امیری: شورای ولایتی ولایت پنجشیر در یک سال گذشته جلسات خود را با حضور کل اعضا یا اکثریت قاطع آن وقت به وقت برگزار می کرد و محترم خواجه میرخان در این عرصه خیلی مجدانه عمل می کرد اما دست آوردهایی که باید می داشت، ندارد. اکنون که اعضای شورای ولایتی در مورد بنده نظر نیک داشتند و به ریاست این شورا برایم رای دادند، تلاش خواهم ورزید که در هماهنگی با سایر اعضای شورای ولایتی، مقام محترم ولایت، تیم بازسازی ولایتی و برخی مووسسات همکار که در ولایت پنجشیر فعالیت می نمایند، کار کنیم.

    رییس جدید شورای ولایتی جوانترین نماینده مردم پنجشیر در شورای ولایتی است که یکسال پیش با کسب بیشتر از دوهزار رای در مقام سوم وکلای منتخب به آن شورا راه یافت. موصوف در دوره مقاومت در قطعه مخابره با قهرمان ملی کشور شهید احمد شاه مسعود در ولایات پنجشیر، تخار و بدخشان ایفای وظیفه می کرد.

    آقای امیری در سال 1376 در امتحان کنکور به دانشکده انجینیری دانشگاه بلخ موفق شد اما بعد از چند ماه به دلیل تصرف آن ولایت از سوی طالبان، همراه با قطعات مجاهدین به ولایت تخار پناه برد و از آنجا در کنار مجاهدین به فعالیت های نظامی در بخش مخابره آغاز کرد.

    بعد از ورود دوباره مجاهدین به کابل، به کارهای شخصی پرداخت و در سال 1378 بعد از نامزدی به شورای ولایتی پنجشیر با بیشترین رای از سوی مردم‌ آن ولایت به شورای ولایتی راه یافت.

    نامبرده در میان جوانان از محبوبیت نسبی قابل ملاحظه یی برخوردار بوده و علاقه دارد تا در عرصه های آموزش و پروش برای جوانان و نوجوانان فعالیت نماید.

    رییس شورای ولایتی پنجشیر سی وسه سال پیش در قریه بادقول واقع مرکز ولایت پنجشیر متولد شده و فارغ دوره ثانوی از لیسه عالی بازارک می باشد؛ موصوف دارای سه طفل بوده و در شهر کابل سکونت دارد.

استخوانم سوخت، جانا آشیانم در گرفت!

عزیز احمد حنیف

    آهنگ این مصرع زیبای استاد سخن خلیل الله خلیلی که در سالهای غربت به یاد غزل شیوای شاعر ملی کشور، دکتر هاشم صحرایی سروده بود هنگامی در قلبم طنین انداخت که متوجه شدم در مقابل دفتر مان، خارجی ای با چشم های کشیده وخشمگین از موترش پایان شد و سلاح پولیس (محافظ) را از دستش گرفت و به دور انداخت و به رمز تهدید، گلوی وی را سخت فشرد و به کنده ای که در اطراف سرک بود،‌ انداخت.

    پولیس بیچاره از ترس اینکه به دام (به اصطلاح مسخره آمیز) قانون گیر نیاید و آذوقه ای که به فامیل و خانواده اش با خود می برد، قطع نشود، سرش را به زیر انداخت و به حمام رفت وبا ریختن قطرات اشک، گِل ولای را از لباس و بوتش شست و رنج جانکاهی را که قلب نازکش را می آزرد، خاموشانه تحمل کرد.

    خارجی موصوف که لباس ملکی بر تن داشت و موترش را در میانه سرک ايستاده کرده بود، با تفنگچه ی دستی اش هم به سوی پولیس نشانه گرفت و همانطور به موتر سوار شد و حرکت کرد.

    این برخورد، اولین واقعه ظالمانه و توهین آمیز یک خارجی در مقابل یک تبعه افغان نیست، بلکه شهادت هزاران تن از افراد ملکی به شمول زنان،‌ کودکان و سالخورده گان در اثر حملات هوایی نیروهای خارجی در ولایات جنوبی کشور، داخل شدن شب هنگام به خانه های مردم، تجاوز جنسی علیه ترجمان ها، تجاوز جنسی به دوشیزگان و زنان پاکدامن، دعوت به مسیحیت و غیره نمادی از تجاوز، توهین و سرکشی خارجی هاست که از این طریق عمر خود را در افغانستان کوتاه می نمایند و مانند متجاوزین گذشته، ذلیل و نکبت بار از این کشور بیرون خواهند شد.

    واقعه روز چهارشنبه مؤرخ دهم قوس سال جاری، در شهرنو کابل، به نظر برخی خوانندگان این مطلب، شاید کوچک بنمایاند اما از آنجایی که یک محافظ افغانی وابسته به وزارت امور داخله کشور با یونیفارم پولیس،‌ از سوی یک خارجی ای که لباس ملکی بر تن دارد، لت و کوب و توهین می شود، برای ملت و دولت افغانستان که در مقاطع مختلف تاریخ، آزادی را به بهای خون به دست آورده و حفظ کرده اند، غیر قابل تحمل بوده و به غرور ملی شان شدیداً آسیب می رساند.

    هنگامی که هر افغان با احساس و آگاه، به خصوص نسل جوان کشور که وارث افتخارات تاریخی افغانستان است، به این نوع وقایع روبرو می شود،‌ به فکر آزاد منشی نیاکان خویش در گذشته های تاریخ می افتد که همواره پوز دژخیمان زمان را به خاک مالیده و بامشت آهنین خویش به سینه ی هر مستکبر و متجاوز کوبیده اند اما امروز چرا اینقدر پامال متجاوزین مکار و اهریمن صفت زمان شده اند که (به تعبیر اقبال:‌ من از این بیش ندانم که کفن دزدی چند/ بهر تقسیم قبور انجمنی ساخته اند) از آنسوی دنیا آمده اند و از هیچ نوع ظلم علیه ارزشهای فرهنگی ما دریغ نمی ورزند.

    هرکسی که واقعه روز چهارشنبه را از نزدیک شاهد بود، تأسف می کرد به اینکه ای کاش، این اقدام خارجی را با سی مرمی (گلوله) پاسخ می داد تا تاریخ وزیر محمد اکبر خان و صدها قهرمان دیگر این خطه ی مردخیز را یکبار دیگر تکرار می کرد و انگیزه آنرا به دل تاریخ باستانی خویش ثبت می نمود تا چراغی می بود بر فراز راه پوینده گان راه آزادی.

امـــرالله صالـــح قـــرباني توطئـــه شــتد!

عزیز احمد حنیف

این مطلب به تاریخ هژدهم جوزای ۱۳۸۹ در برخی سایت های انترنت و روزنامه ماندگار به نشر رسید. به خاطر آگاهی خوانندگان سایت پیام قلم اکنون آنرا در خدمت ایشان قرار میدهم.

به دنبال برهم خوردن فضای امنیتی اجلاس مشورتی صلح در کابل دو مقام ارشد امنیتی افغانستان (آقای امر الله صالح رییس عمومی امنیت ملی و حنیف اتمر وزیر امور داخله کشور) به جلسه ویژه ای از سوی رییس جمهور کرزی فراخوانده شدند و بعد از سه ساعت گفتگو وتبادل نظر، استعفای خویش را به وی تقدیم نمودند.

  عصر روز یک شنبه هریک از این دو مقام بلند پایه امنیتی افغانستان، از طریق کنفرانس های مطبوعاتی جداگانه، به حضور رسانه های ملی و بین المللی در شهر کابل، کناره گیری خویش را از سمت های شان برای دولت و ملت افغانستان اعلام نموده و دلیل آنرا عدم رضایت بخش بودن گزارشی خواندند که در رابطه به برهم خوردن فضای امنیتی اجلاس مشورتی صلح به تاریخ دوازدهم جوزا، به رییس جمهور تقدیم کردند.


 حنیف اتمر ضمن اظهار سپاس و قدردانی از ماموریتش در طول هشت سال گذشته تحت رهبری آقای کرزی و اخذ رای اعتماد از شورای ملی کشور، نوازش ها و شفقت های رییس جمهور را بیش از حد توصیف نموده و علاوه کرد: عدم قناعت رییس جمهور کرزی از گزارش وزارت داخله مبنی بر تدابیر امنیتی ای که برای جرگه صلح اتخاذ شده بود، ایجاب می کرد که باید از سمت خویش استعفا دهم.

 امر الله صالح دلیل استعفای خویش را (با لحن نسبتاً انتقاد آمیزی) ناکامی در وظیفه خویش خوانده و به ده ها دلایل داخلی و خارجی دیگری اشاره کرد که توضیح آنرا به حضور رسانه ها لازم ندید.

 آقای صالح گفت: در صورت عدم قناعت رییس جمهور ازگزارش ایشان در رابطه به وقوع حادثه دوازدهم جوزا، اخلاق وظیفوی آنها ایجاب نمی کرد تا به کار خویش ادامه دهند.

 در رابطه به استعفای این دو مقام ارشد امنیتی، کارشناسان مسایل سیاسی و رسانه ها نظریات و واکنش های متفاوت و مشابه از خود نشان دادند.

 بیشتر آگاهان بدین باور اند که استعفای این دو مقام امنیتی در حقیقت، امتیاز دادن به پاکستان و از قبل پلان شده بوده است.

 اما آنچه که باید تذکر داده شود، توطئه کناره گیری آقای امر الله صالح از ریاست عمومی امنیت ملی افغانستان است؛ پاکستان در طول سالهای گذشته، طور مستقیم و غیر مستقیم برای آقای کرزی پیشنهاد می کرد که امرالله صالح آخرین مهره جبهه شمال است که با همان نیروی گذشته در قدرت باقی مانده و نمی گذارد تا ارتباط افغانستان و پاکستان دوستانه باشد.

 کرزی که هیچگاه در تصامیمش نمی اندیشد و همواره بر رخش احساسات در میدان سیاست سوار است، اینبار پاکستان توانست تا از برخی حلقات و عناصر داخلی افغانستان استفاده کرده و ذهن کرزی را به نفع خود توجیه کند.

 گرفتاری انتحار کنندگان از سوی ریاست امنیت ملی در سالهای گذشته و نشان دادن آنها از طریق رسانه ها که از پاکستان وارد افغانستان می شوند و از سوی کرزی به هدف خوش خدمتی برای طالبان و آی اس آی، رها می گردیدند، یکی از عوامل عمده ای بود که رابطه آقای صالح را با رییس جمهور تیره ساخته بود؛ چنانچه آقای صالح یک سال پیش هنگام استیضاح در مورد حادثه هشتم ثور 1388 در شورای ملی به آن اشاره نمود.

 به گفته برخی افراد نزدیک به رییس جمهور و ریاست عمومی امنیت ملی، در آن وقت برخورد لفظی تندی میان ایشان رد و بدل گردید که در نتیجه آن آقای صالح کاغذی را به خشم از دفتر رییس جمهور گرفته و خواست استعفای خویش را بنویسد اما رییس جمهور کاغذ را از دست وی گرفت و نگذاشت تا از سمتش کنار رود. اما رییس امنیت ملی وظیفه را ترک نموده و مدت دو روز در خانه نشست تا آنکه روز سوم آقای کرزی تیلفونی با وی تماس گرفت و او را دوباره نزد خود خواست و رویش را بوسید وگفت: مانند دو برادر باید در افغانستان کار کنیم؛ احساسات شخصی مان سبب نشود تا مشکلی به سطح افغانستان پدید آید.

 بعد از آن وضعیت طوری بررسی می شد که بیشتر تصمیم گیری های آقای صالح بدون مشوره کرزی بوده و با اعتماد به نفس خویش و حمایت کشورهای ذیدخل در سیاست افغانستان با تیم فعال و درک عمیقی که از قضایا داشت کار می کرد.

 اکنون دسیسه ی کناره گیری آقای صالح از ریاست عمومی امنیت از سوی آقای کرزی و حلقات وابسته به آی اس آی مشترکانه طوری طرح گردیده است که از یک طرف باید جناح اپوزیسیون دولت اغفال گردد و از سوی دیگر خواست پاکستان بر آورده شود.

 از سخنان نرم حنیف اتمر در کنفرانس مطبوعاتی ای که با رسانه ها هنگام استعفایش داشت، به وضاحت معلوم می شد که قبلاً برایش گفته شده تا در پهلوی رییس عمومی امنیت ملی استعفا دهد و در آینده به یکی از وزارت های کلیدی دیگر جذب خواهد شد.

 دلیل دومی که طرح چنین دسیسه ای را از قبل نشان میدهد اینکه وزیر امور داخله، استعفایش را از قبل نوشته و در جیب خویش با خود برده بود تا در حضور رییس امنیت ملی آنرا به میز آقای کرزی گذاشته و وی را به این امر ترغیب نماید؛ به این معنا که اگر آقای صالح ترغیب گردید و استعفا داد خوب، و اگر نه استعفای جناب اتمر یا از سوی کرزی پذیرفته نمی شود و یا هم در رسانه ها پخش نمی گردد.

 دلیل سوم: خواستن آقای کرزی این دو مقام را در یک وقت، نشان می دهد که دسیسه از قبل پی ریزی گردیده است؛ اگر چنین نمی بود باید هریک را جداگانه می خواست و در مورد استیضاح می کرد.

 دلیل چهارم: لحن آقایان اتمر و صالح با رسانه ها از همدیگر خیلی متفاوت بود؛ از سخنان رییس عمومی امنیت ملی طوری برداشت می شد که حلقات و عناصر داخلی و خارجی ای بوده اند که حضور وی را در پست ریاست عمومی امنیت ملی افغانستان تحمل نداشتند و از چندین سال بدینسو در این ارتباط دسیسه سازی و سرمایه گزاری کرده اند. اما از سخنان آقای اتمر معلوم می شد که در این وزارت علاقمند به کار نیست شاید در کدام وزارت دیگر و یا پستی در خارج از افغانستان از سوی آقای کرزی گماشته خواهد شد.

 سؤال اینجاست که آیا آقای امر الله صالح را که در طول شش سال گذشته، مهمترین دستگاه امنیتی افغانستان را با پشت کار و تلاشهای شبانه روزی خویش، فعال ساخت و سیستم دقیق و منظمی را در آن ایجاد کرد؛ اداره ای که در گذشته ها مملؤ از فساد بود به شفاف ترین ارگان مبدل نمود و دستگاه استخباراتی افغانستان را به عنوان یکی از سازمانهای مطرح در منطقه تبدیل کرد، با حنیف اتمر می توان مقایسه کرد؟

 شکی نیست که آقای اتمر در مدیریت خویش نسبت به خیلی وزرای کابینه موفقیت های چشمگیر و قابل ملاحظه یی داشته است که قابل ستایش می باشد؛ اما صرف مدیریت نمی تواند درد و رنج ملت افغانستان را مرهم گذارد؛ در پهلوی مدیریت، آنچه مهم است احساس آزادی خواهی، حفظ استقلالیت سیاسی در تصمیم گیری ها، عدم وابستگی به کشورهای ذیدخل، حفظ غرور ملی و غیره که در وجود آقای صالح همه برجستگی داشت و او را در میان تمام اعضای کابینه ویژگی بخشیده بود.

 هواخواهان شهید احمد شاه مسعود یکی از چهره های برجسته یی که بعد از شهادت وی تا حال بالایش حساب می کنند و از وی انتظاراتی دارند تا آرمان های سیاسی وی را به واقعیت نزدیک بسازد، آقای امرالله صالح است که سالیان درازی را در مکتب فکری وی تربیت دیده است.

 این یک واقعیت است که با گذشت زمان پرده از حقیقت ها برداشته می شود و حقایق پنهانی به کرسی واقعیت می نشیند تا مردم از دسایسی که در نهانخانه های سیاست طرح و پیریزی می گردد مطلع شوند و معاملات زشتی که میان حلقات و عناصر خاص بر مبنای منافع ملی صورت می گیرد، آگاه گردند.

 بیشتر مردم افغانستان به خصوص آنانی که پاکستان و آی اس آی را دشمن می پندارند و از توطئه های دیرینه آن آگاه اند، از استعفای آقای امر الله صالح نهایت متأثر گردیده و در مجامع عمومی نگرانی خویش را از کناره گیری موصوف از این پست مهم ابراز می کنند. در باره وزیر امور داخله آنقدر مردم تشویش نداشته و فکر می کنند طوری که در وزارت های دیگری پیش از این هم ایفای وظیفه می کرد، بعد از این هم در وزارت و یا مقام سیاسی ای کار خواهد کرد. اما جای آقای صالح را پر کردن خیلی مشکل است.

 آنچه که پیش بینی می شود، با استعفای رییس عمومی امنیت ملی، بحران امنیتی عمیقتر و گسترده تر، ساحات مختلف افغانستان به ویژه شهر کابل را احاطه خواهد کرد؛ دشمنان داخلی و خارجی افغانستان جرأتمندانه تر از گذشته دست به حملات انتحاری و جاگذاری بمب های کنار جاده یی خواهند زد، کشت و قاچاق مواد مخدر بیشتر از پیش افزایش می یابد و بالآخره حکومت متزلزل آقای کرزی به مشکلات گونه گون امنیتی گرفتار می شود و افغانستان نسبت به هروقت، بدنامتر خواهد شد و کمک های بشردوستانه ای که از سوی کشورهای دوست بین المللی به خاطر آبادی افغانستان پرداخت می گردد، حیف و میل شده و در جنگ به مصرف خواهد رسید.

 به هر حال، انتظار و آرزوی مردم افغانستان از آقای امر الله صالح به عنوان یکی از فرزانه فرزندان تاریخی راستکار و مخلص افغانستان اینست که به فعالیت های سیاسی خویش در داخل کشور، ادامه داده و مردم افغانستان به خصوص نسل جوان کشور را از دسایس پنهانی دشمنان دین و وطن آگاه بسازند تا مانند قهرمان ملی کشور نام وی به خط زرین ثبت تاریخ پر افتخار افغانستان گردد.

کمیسیون شکایات انتخاباتی....

کمیسیون شکایات انتخاباتی

 یک تشکل سمبولیک در دست زورمندان قدرتمند است

                                                                                    

احمد ولید سخی زاده

 

    تقدیم به نمایندگان واقعی ملت که در این روزها از سوی کمیسیون های شکایات و انتخابات قربانی توطئه می شوند و به پارلمان کشور راه نمی یابند.

    ملت رنجدیده افغانستان که در طول دوره های جهاد و مقاومت همواره قربانی توطئه های اشخاص و سازمانهای مغرض و منفعت جوی داخلی و خارجی شده است، به تاریخ بیست وهفتم سنبله سال جاری با قلبی ناخواسته و بی باور به دموکراسی و مایوس از تیم حاکم، به پای صندوق های رای رفتند تا به مصلحت اندیشی های ناکام حکومت، نقطه پایان نهاده و با اراده ملی شان پارلمان نیرومندی به خاطر انکشاف و ترقی وسربلندی افغانستان عزیز بسازند اما با تأسف که یکبار دیگر از سوی کمیسیون های انتخابات و شکایات، به احساس پاک ملت بازی شد و اراده ملی مردم، قربانی سلیقه های زورمندان و زر اندوزانی شد که طور مستقیم یا غیر مستقیم در قدرت حضور دارند.

    این مطلب را در حالی می نگارم که چند بار است آقای احمد ضیا رفعت را در صفحه تلویزیون مشاهده می کنم (با دهنی لجام شده با دالر) از وارسی به شکایات انتخاباتی سخن می گوید؛ چهره ی وی خیلی زشت به نظرم می آید و در پرده حق و عدالت داد و ستد موصوف را با همکارانش می نگرم که با صاحبان قدرت وپول، پیرامون سفره ننگین معامله نشسته است و سرنوشت سیاسی ملت مظلوم و مستضعف افغانستان را با چند دالر قمار می کند.

    به منظور اثبات این مدعا، داستان تقلبی از آقایان رفعت، تجلی و شریفی کمیشنران دفتر مرکزی کمیسیون شکایات انتخاباتی را نقل می کنم که پیش از برگذاری انتخابات، بالای آن پرده انداخته شد.

    راقم این سطور در حالی که با یکتن از نامزدان انتخابات پارلمانی در ولایت پنجشیر فعالیت می کردم، در رابطه به یکی از نامزدان رقیب به نام انجینیر محمد واصل بازغ اطلاع یافتم که جنرال برحال وزارت امور داخله کشور بوده و از سمت دولتی اش به تاریخ پنجم اسد سال جاری (یک و نیم ماه بعد از تاریخ معینی که از سوی کمیسیون انتخابات برای استعفای نامزدان انتخابات پارلمانی تعیین گردیده بود) استعفا کرده است.

    این قضیه از سوی برخی کارمندان وزارت امور داخله به طور دقیق برای چند نفر از کاندیدان انتخابات پارلمانی ولایت پنجشیر خبر داده شد که در بخش احتیاط ریاست پیژنتون وزارت امور داخله وظیفه دارد و علاوه از استفاده یک عراده رینجر سفید مربوط به وزارت امور داخله، از بابت ماه های ثور و سرطان، معاش اخذ نموده است.

    در رابطه به این امر بیشتر از 20 فورمه شکایت در دفتر مرکزی کمیسیون شکایات انتخاباتی درج گردید که از آنجا به دفتر ولایتی این کمیسیون جهت تحقیق ارسال شد. دفتر ولایتی کمیسیون شکایات انتخاباتی که کارمندان آن با هریک از کاندیدان ولایت پنجشیر ارتباط داشت و هرروز از این دوسیه کاندیدان را در جریان می گذاشتند، عنوانی دفتر ولایتی کمیسیون انتخابات، در مورد استعلام کرد و آقای سلطان محمد نیازی آمر دفتر ولایتی کمیسیون انتخابات ولایت پنجشیر که مانند گنجشکک بی پر و بالی در دست قوماندان خواجه نبی ( باشنده شهر چاریکار و دوست نزدیک آقای واصل در دوره های جهاد و مقاومت که از اشخاص زورمند ولایت پروان است) دست و پا می زند، شب هنگام نشست خاصی را در شهر چاریکار با آقای واصل و دوستان پروانی اش انجام داد که در نتیجه ی آن جناب انجینیر محمد واصل در مورد استعفای تقلبی اش با وی موافقت کرد.

    به اساس اطلاعات دقیقی که از د فتر ولایتی کمیسیون انتخابات به دست آمد، آقای واصل استعفای خود را دزدانه به آن کمیسیون تسلیم نمود؛ وقتی جناب سلطان محمد نیازی آمر این دفتر مطلع شد که ورقه استعفای تقلبی وی به دفتر رسیده عاجل آنرا خواست و نزد خود پنهان کرد تا آنکه دوسیه موصوف بسته شده و همانطور دزدانه به کمیسیون شکایات انتخاباتی ارسال شد. دفتر ولایتی کمیسیون شکایات انتخاباتی بدون تحقیقی که سبب افتضاح آن گردد دوسیه موصوف را به دفتر مرکزی گسیل کرد تا فیصله ای روی آن صورت گیرد. وقتی دوسیه به دفتر مرکزی رسید انجینیر محمد واصل به خاطر تحقیق از سوی کمیشنران این کمیسیون خواسته شد تا به طور شفاهی از وی تحقیق نمایند.

    موصوف در تحقیق خویش اعتراف کرد که در وزارت امور داخله وظیفه دارد اما استدلال و پافشاری می کرد که در بخش احتیاط است (وی معتقد بوده است که بخش احتیاط، ماموریت رسمی در آن وزارت به حساب نمی رود)؛ هنگامی که از سوی آقای شریفی کمیشنر این کمیسیون برایش گفته شد، وظیفه ی شما رسمی است و از نامزدی محروم خواهید شد، سر و صدا را انداخت که در نتیجه ی آن فضای مجلس برهم خورد و جناب تجلی که از طرف مادر به پنجشیر نسبت دارد، موصوف را بیرون نمود و برایش گفت که با جعل یک استعلام دیگر از وزارت امور داخله ممکن است بالای این تقلب آفتابی از سوی کمیسیون شکایات انتخاباتی پرده انداخته شود.

    این امر به مشوره آقای تجلی انجام یافت و به تاریخ بیستم سنبله سال جاری، درست هفت روز پیش از انتخابات و یک و نیم ماه بعد از تحقیق دروغین این کمیسیون، دوباره برای آقای واصل خبر داده شد که کمپاین خود را آغاز کند.

کسانی که در این تقلب دست داشتند قرار ذیل اند:

    آقای فضل احمد معنوی رییس کمیسیون مستقل انتخابات که روز جمعه مؤرخ اول اسد سال جاری در قریه چمال ورده از توابع ولسوالی رخه پنجشیر، نشست خاصی با وی داشت و به گفته شاهدان عینی محل، برایش وعده سپرد که ترا وکیل خواهم ساخت. مهره دیگری که در این میان فعالیت داشت، آقای داکتر کاظم پسر کاکای انجینیر محمد واصل می باشد که دوست نزدیک و برادر خوانده فضل احمد معنوی است؛ داکتر کاظم چندین نشست پنهانی را میان آقای واصل و معنوی سازمان داد.

    بسم الله محمدی وزیر امور داخله کشور، شخص شماره دومی است که به خاطر ارتباط نزدیک و دیرینه اش با آقای واصل، گذشته از اینکه محلات مسکونی و زمین های زراعتی ایشان بهم پیوسته است و در طول دوره های جهاد و مقاومت با هم یکجا بودند، نمی توانست درخواست جناب واصل را مبنی بر تقلب، پاسخ منفی دهد.

    آقایان احمد ضیا رفعت، تجلی و شریفی کمیشنران کمیسیون شکایات انتخاباتی در مرکز از جمله مهره های دیگری به حساب می آیند که نقش محوری را در این تقلب ایفا کردند.

    آقای عبدالبصیر سارنوال مؤظف کمیسیون شکایات انتخاباتی که دوسیه موصوف را تحقیق می کرد و در روزهای اخیر خیلی نگران و مشوش به نظر می رسید، هم از جمله آنانی است که بالای دوسیه موصوف پرده انداختند.

    سلطان محمد نیازی آمر ولایتی کمیسیون انتخابات ولایت پنجشیر، آقایان نورمحمد نوری رییس ولایتی کمیسیون شکایات انتخاباتی ولایت پنجشیر و داکتر حامد روشن مدیر دارالانشای آن کمیسیون، هم به تفصیل در مورد این دوسیه آگاهی داشتند که خاموشی اختیار کردند.

    شاید در ذهن خواننده این سؤال پیدا شود که چرا دوسیه آقای واصل بر وقت افشاء نشد؟ پاسخ واضح است که در آن وقت یک نوع دو دستگی میان مردم پنجشیر به وجود می آمد و رقابت سالم انتخاباتی به غیر سالم مبدل می شد. اما اکنون به خاطر اینکه ملت در روشنی کار و معامله های ننگین پنهانی این چهره های تقلب کار و زشت قرار بگیرد که زیر نام انتخابات و شکایات به سرنوشت مردم مظلوم افغانستان تجارت می کنند، خواستم به عنوان داستانی عبرت انگیز آنرا افشا کنم.

    انجینیر محمد واصل بازغ در ولایت پنجشیر از جمله فرماندهان معروف جهادی است که سالهای دوره جهاد و مقاومت را در کنار قهرمان ملی کشور شهید احمد شاه مسعود بوده و فرماندهی جبهات مجاهدین را در ولایات پروان، کاپیسا، پنجشیر و تخار بر عهده داشته است؛ وی برندگی خویش را از قبل برای مردم پنجشیر اطمینان می داد اما با انجام مبارزات انتخاباتی با تفاوت دوهزار رای در مقابل داکتر ظهیر سعادت شکست خورد. 

یادداشت هایی از مبارزات انتخاباتی مجلس نمایندگان در پنجشیر

به قلم:‌ عزیز احمد حنیف

نامزد انتخابات پارلمانی در ولایت پنجشیر

    هدف از نوشتن این یادداشت، در جریان قرار گرفتن مردم مجاهد ولایت پنجشیر به خصوص افراد آگاه و جوانان با احساسی است که از عمق رویدادهای سیاسی گذشته آگاهی دارند و در رابطه به مشکلات سیاسی و فرهنگی آینده کشور می اندیشند.

    به تاریخ دوازدهم ثور (درست سه روز قبل از پایان تاریخی که کمیسیون انتخابات برای ثبت نام کاندیدان تعیین کرده بود) به دفتر ولایتی کمیسیون انتخابات ولایت پنجشیر مراجعه نموده و بسته فورمه های ثبت نام را از نزد محترم مولوی فضل خدا (مدیر روابط خارجه آن دفتر) دریافت نمودم.

    این در حالی بود که پیشتر از من قاضی راحله سلیم،‌ مرزا عبدالغفور یعقوبی، انجینیر محمد واصل، داکتر ظهیر سعادت، عبدالحفیظ فخری، و غلام رسول فرایین ثبت نام کرده بودند. در مدیریت روابط خارجه با محترم مولوی صاحب عنایت الله شریفی برخوردم که یک سال پیش وی را در وزارت حج و اوقاف ملاقات کرده بودم و خیلی تعارف کم باهم داشتیم.

    به تاریخ چهاردهم ثور که آخرین تاریخ ثبت نام بود و به خاطر تعطیلی هشتم ثور، یک روز تمدید گردیده بود،‌ محترم حاجی عبد البصیر، دوازدهم و آخرین نامزد پارلمان از ولایت پنجشیر بود که از دفتر ولایتی کمیسیون انتخابات ولایت پنجشیر فورمه اخذ نمود و به تاریخ پانزدهم ثور ثبت نام نمود.

    بعد از پایان ثبت نام بنا به تقاضاهای مکرر انجینیر صاحب محمد واصل در مورد اینکه یکی به نفع دیگر انصراف نماید،‌ باوی نشستیم و طرح ایشان این بود که از سه ولسوالی شتل، عنابه و رخه یک نامزد باید باشد تا احتمال برندگی اش بیشتر گردد؛ اما در عین زمان خود را مستحق تر و شایسته تر می پنداشت تا باقی بماند و دونفر دیگر که من و حاجی صاحب عبدالبصیر بودیم،‌ به خواست انجینیر صاحب باید از نامزدی خویش انصراف می کردیم.

    طرح ایشان این بود که از سه ولسوالی نامبرده،‌ برخی محاسن سفیدان و مجاهدین را جمع نموده و هریکی را که مناسب و شایسته تر می بینند،‌ انتخاب نمایند و دو نفر دیگر به خواست ایشان انصراف نماید. اما طرح من این بود که از مجموع پنجشیر حدود ده نفر را انتخاب می کنیم که نمایندگان مردم پنجشیر در پارلمان و مجلس سنا هم در ترکیب آن شامل باشند، به دلیل اینکه ما از هفت ولسوالی پنجشیر نمایندگی می کنیم،‌ نه از سه ولسوالی. این نشست در هفته اول جوزای 1389 در خانه انجینیر صاحب همراه با معلم صاحب فقیر احمد، نخستین قوماندان امنیه ولایت پنجشیر،‌ استاد سراج الدین مهربان، رییس احیا و انکشاف دهات ولایت بدخشان و همصنفی انجینیر صاحب در دوره دانشگاه و مولانا صاحب حسن المآب،‌ جنرال وزارت دفاع انجام شد و به نتیجه مطلوبی دست نیافتیم.

    بالآخره لست ابتدایی کاندیدان از سوی کمیسیون انتخابات نشر شد که به خاطر برخی مشکلات تخنیکی، نام من از آن حذف گردیده بود؛ این امر سبب شد که برخی رقبایم تبلیغ نمایند که گویی،‌ به نفع ایشان انصراف کرده ام.

    نشست دوم با انجینیر صاحب در خانه دگروال عبدالوکیل،‌ آمر مخابره ریاست جمهوری در زمان استاد ربانی انجام شد که قبلاً‌ پلان نگردیده بود و نتیجه یی را به دنبال نداشت.

     بعد از این نشست ها،‌ در هفته اول ماه سرطان محترم عتیق الله کریمی،‌ دوست نزدیک بنده،‌ نشستی را با حاجی عبد البصیر سازمان داد که فردای آن روز نزد داکتر صاحب عبدالله عبدالله آمدیم و از ایشان درخواست نمودم که یکی از ما را انتخاب نموده و از دیگر تقاضای انصراف را نماید؛ اما ایشان، قضیه را به خود مان محول کردند که در نتیجه به موفقیت نیانجامید.

    در این روزها به تاریخ چهارم سرطان سال 1389 مبارزات انتخاباتی آغاز گردید و من به مشوره محترم عبدالحفیظ منصور و داکتر صاحب صفی احمد مشعل، از محترم شهید آقا نوری تقاضا کردم تا مسوولیت کمپاین انتخاباتی ام را رضاکارانه به عهده گیرد.

    آقای نوری،‌ باشنده ولسوالی رخه و یکی از جوانان فعال سیاسی و اجتماعی و با احساس در ولایت پنجشیر است که در گذشته تجارب خوبی از سازمان دهی جوانان به مناسبت های مختلف و عضویت شبکه جامعه مدنی را در ولایت پنجشیر به عهده داشت.

    ویژه گی های دیگر آقای نوری:‌ تواضع و فروتنی، توانمندی درک و تحلیل قضایا، برخورد صمیمانه با اقشار مختلف جامعه، جرأت در تصمیم گیری، سازماندهی خوب مجالس و شکیبایی،‌ متانت و بردباری است که در میان جوانان، ایشان را متمایز می سازد.

    داکتر صفی احمد مشعل باشنده ولسوالی رخه و رییس نهاد فرهنگی و اجتماعی انسجام جوانان پنجشیر،‌ یگانه جوانی بود که سمت مشاوریت کمپاین را رضاکارانه خود به عهده گرفت و شبهای زیادی تا نیمه های شب، در موارد مختلف مبارزات انتخاباتی با وی بحث و گفتگو می کردیم.

    استاد مزیدالله صلاح، باشنده ولسوالی دره،‌ استاد سید احمد باشنده ولسوالی پریان، استاد حسیب الله باشنده ولسوالی خنچ، مولوی صاحب عبدالکبیر عابد،‌ باشنده مرکز ولایت، محترم آقای گل پادشاه بینا، شاعر و قلم به دست جوان، از ولسوالی عنابه، استاد عبدالقهار و هارون جان، باشندگان ولسوالی شتل و برخی دیگر از جوانان با احساس و هدفمند از گوشه و کنار مختلف ولایت پنجشیر‌ از جمله جوانانی بودند که رضاکارانه تا پایان مبارزات انتخاباتی ما را همراهی و همکاری بی شایبه نمودند.

    لازم به تذکر است اینکه تعداد زیادی از معلمین و دانشجویان، به ویژه از طبقه اناث در سراسر ولایت پنجشیر، در مورد بنده نظر نیک داشته و بدون اینکه ارتباط مستقیمی با ستاد انتخاباتی ام برقرار نموده باشند،‌ با احساس و آرزومندی خاصی رضاکارانه به نفع ما فعالیت نمودند.

    تا آنکه فضای مبارزات انتخاباتی میان دوازده نامزد ولایت پنجشیر آهسته آهسته به گرمی گرایید و ستاد انتخاباتی ما در جریان ماه سرطان،‌ به برگزاری دو مجلس مشورتی در حدود صدنفر و دوصد نفر و یک مجلس بزرگتر از‌ آن، به مناسبت افتتاح دفتر ستاد انتخاباتی در ولسوالی عنابه اقدام ورزید.

    به تعقیب این مجالس،‌ به تاریخ هشتم ماه اسد 1389 ستاد انتخاباتی ما مؤفق شد تا مجلس با شکوهی را به اشتراک نزدیک به یکهزار نفر در میدان شاهی مقابل خانه آمرصاحب شهید،‌ تدویر نماید که در آن، از ولسوالی های مختلف ولایت پنجشیر، مردم اشتراک ورزید.

     این مجلس در حالی برگزار گردید که از یک طرف اعلامیه های هفته وار (که حاوی گزارش از فعالیت های یک هفته ستاد انتخاباتی می بود) متواتر در ولسوالی های مختلف ولایت پنجشیر نشر می گردید و از سوی دیگر تصویرهای بنده نسبت به همه کاندیدان، پیشتر و بیشتر روی دیوارها مناظر عامه به چشم می خورد. اما عدم حضور فزیکی بنده که به دلیل مصروفیت رسمی ای در شرکت ساختمانی اونکس نمی توانستم، علاوه از روزهای پنجشنبه و جمعه با مردم خویش ملاقات داشته باشم، یکی از مشکلاتی بود که به نسبت آن همواره از سوی ستاد انتخاباتی ام مورد فشار و انتقاد قرار داشتم.

    در این میان، از جمله نامزدان دیگر،‌ انجینیر صاحب محمد واصل،‌ با استفاده از شناختی که در دوره های جهاد و مقاومت در پنجشیر داشت،‌ خیلی فعالانه به ولسوالی های مختلف ولایت پنجشیر سفرهایی را انجام می داد و با زبان محلی ای که سالها در میان مردم با‌ آن سخن گفته بود،‌ صحبت می کرد و توجه موی سفیدان و مجاهدین را به خود جلب می کرد تا از ایشان حمایت نمایند.

    شیوه تبلیغ انجینیر صاحب،‌ در بیشتر مجالس طنز گونه بود و تلاش می کرد تا توجه مردم را از همان طریق به خود جلب کند؛‌ به عنوان مثال:‌ یکی از روزها که در مسجد محلی قریه ملسپه صحبت داشت،‌ در خطاب به مردم، نامزدان جوان پنجشیر را به انتقاد گرفته و گفت:‌ اگر از اینها در پارلمان شخصی پرسان کند که نمبر بوت آمر صاحب شهید چند بود؟ شاید هیچ یک نداند. و اگر از ایشان داستان بز سفید ملسپه یا کُر (صوف) پارنده را بپرسند چه پاسخی خواهند داشت؟

    جناب عبدالحفیظ فخری از اول الی آخر مبارزات انتخاباتی،‌ خود را از پنج نفر اولی معرفی کرد که با آمر صاحب شهید از راه چترال به نورستان و از آنجا به پنجشیر آمده بودند و پنج عدد پکول خریداری کرده بودند؛‌ قصه این پکول از زبان فخری صاحب که به شیوه داستان گونه و با احساس خاصی آنرا نقل می کرد،‌ برای شنونده خیلی جالب بود اما در رابطه به پلان و استراتیژی ای که به پارلمان ارتباط داشته باشد، کمتر تماس می گرفت.

    مولوی صاحب عنایت الله شریفی،‌ در هر مجلس وزن فزیکی خود را از سال 1366 هجری خورشیدی تا حال 63 کیلوگرام خوانده و از سفر پنج بار خویش به حج بیت الله یادآور می شد؛ تا از این طریق توانسته باشد توجه مردم را به خود جلب کند.

    آقای غلام رسول فرایین که یکبار دیگر هم تجربه نامزدی به پارلمان را از گذشته با خود داشت،‌ خیلی به وضاحت برنامه های خود را در سه بخش بیان می کرد و از تغییر در قوانین افغانستان شعار میداد.   

    محترم عین الله جلیلی،‌ از خدمت به مردم سخن می گفت و واقعاً‌ در حرف هایش احساسی نهفته بود که اگر مؤفق می شد در حد خویش از هیچ نوع خدمت در حد توان خویش دریغ نمی ورزید.

     جناب یعقوبی صاحب،‌ تا آخر کمپاین،‌ وقت خود را به ولسوالی پریان اختصاص داد و انتظار داشت که از طریق همین ولسوالی مانند انتخابات شورای ولایتی،‌ به پارلمان راه خواهد یافت.

     شیوه کمپاین حاجی صاحب عبدالبصیر خان کاملاً متفاوت بود و از طریق بازدیدهای محلی با سران قریه جات، و وعده های ساختن مسجد، سرک، چاه و غیره، توجه قریه را به خود جلب می کرد.

    استاد غلام علی امین، بدین فکر بود که نسبت به همه از لحاظ،‌ عمر، علم و تجربه کاری برتریت داشته و مردم پنجشیر وی را به پارلمان ترجیح خواهد داد.

    در رابطه به فاطمه یاسر حدس زده میشد که با داشتن ظرفیت و تجارب کاری گذشته و فعالیت هایی که در دوره جهاد داشته است، آرای زیادی را به خود اختصاص خواهد داد اما نتیجه طوری شد که از طرف آخر، اول باشد.

    قاضی راحله سلیم که در طول پنج سال گذشته برخی فعالیت هایی را انجام داده بود، با استفاده از شناخت و روابطی که در میان مردم پنجشیر داشتٰ‌ توانست تا رابطه خویش را از نزدیک با مکاتب نسوان تأمین نموده و با تعدادی از خانواده ها در ولسوالی های مختلف ولایت پنجشیر بازدید و توجه ایشان را به خود جلب کند. رمز مؤفقیت خانم سلیم،‌ در داشتن ارتباط نزدیک با مردم پنجشیر به خصوص خانمها و اعتمادی بر می گردد که در طول سالهای گذشته او را در قلب مردمش جا داده بود.

    اما اینکه داکتر ظهیر سعادت با اخذ بیشتر از 5000 رای که بیشر از 20 فیصد کل آرای پنجشیر را تشکیل میدهد، مؤفق شد تا بار دوم به پارلمان راه پیدا کند،‌ اندکی دقت و تأمل باید کرد:

    در روزهای پایان مبارزات انتخاباتی، احتمال برندگی یکی از سه نفر (نویسنده این سطور، انجینیر محمد واصل و داکتر ظهیر سعادت) از سوی مردم پنجشیر پیش بینی گردید اما اینکه چرا نتایج ابتدایی بر خلاف آنچه انتظار می رفت، نشر گردید؟ چند دلیل وجود دارد: یکی اینکه دو روز پیش از پایان مبارزات انتخاباتی آرای ولسوالی شتل به اساس معاملات پنهانی ای میان برخی سران آن ولسوالی با هریک از جناب انجینیر محمد واصل و داکتر ظهیر سعادت، تقسیم گردید. دوم، رای قریه عنابه که به سطح این ولسوالی سرنوشت ساز بود، یک روز پیش با حاجی عبد البصیر خان، در بدل 50فیصد کندن یک حفر چاه به قیمت مجموعی ده هزار دالر، معامله شد. سوم، ستاد انتخاباتی ما پلان داشت که حدود دو الی سه هزار نفر را از شهر کابل انتقال دهد که به دلیل  نداشتن بودجه کافی به آن مؤفق نشد. چهارم، ستاد انتخاباتی ما پلان داشت که یک تعداد وسایط نقلیه برای انتقال مردم از قریه های دور افتاده به مراکز رایدهی فراهم نماید که به آن هم دست نیافت. دلیل عمده این بود که ستاد انتخاباتی ما در آخرین روزهای مبارزات انتخاباتی به کسر بودجه مواجه شد.

اما دو کاندید رقیب،‌ هریک توانستند که از یک طرف رایدهنده گان زیادی را از شهر کابل به پنجشیر انتقال دهند و از سوی دیگر کارت های زیادی را که از قبل با خود جمع آوری کرده بودند، از طریق تفاهم و معامله پولی با رؤسای محلات رایدهی به صندوق ها بریزند و در عین زمان،‌ داکتر ظهیر سعادت،‌ به مشوره برخی مشاورین شان که در شهر کابل کاندید بودند، شیوه جدیدی را که به کار بست،‌ در هر یک از محلات رایدهی شش الی هفت و هشت نفر را به حیث ناظر استخدام نمود و برای ایشان مبلغ یک هزار افغانی معاش در نظر گرفت. این امر سبب شد تا هریک از ناظرین حد اقل اگر فامیل های شانر ا تشویق کنند، هریک ضرب پنج و شش الی هفت خواهد شد.

    تلاش های نهایی ستاد انتخاباتی ما همین بود که محترم عبدالحفیظ منصور از آدرس نشریه پیام مجاهد که یکی از یادگارهای قهرمان ملی کشور شهید احمد شاه مسعود می باشد، خواستار حمایت مردمی از نامزدی بنده در مجلس نمایندگان کشور گردید. به تعقیب آن چند روز بعد محترم جنرال دین محمد جرأت رییس شورای عالی مردم پنجشیر،‌ روی ورقه رسمی آن شورا طور کنایه حمایت خود را از نامزدی بنده اعلام نموده و از مردم پنجشیر خواست تا شایسته ترین کاندید را به پارلمان کشور بفرستند. در این روزها استاد برهان الدین ربانی که همواره جوانان را نوازش می کند و از حرکت های آنان حمایت می کند، از طیق محترم حفیظ منصور پیامی را دریافت کردیم که از نامزدی بنده در ولایت پنجشیر حمایت داشته و اجازه داده است تا تصویر خود را با ایشان یکجا به چاپ برسانیم. تمام این تلاش ها به پایان رسید و 48 ساعت قبل مبارزات انتخاباتی به پایان رسید.     

    ستاد انتخاباتی ما به تعداد دوصد نفر ناظر را که یک صد و شصت نفر آن در یکصد وشصت محل رایدهی مؤظف بودند و چهل نفر دیگر به شکل سیار از مشکلات ایشان وارسی می کردند استخدام نمود و برای ایشان در دو کتگوری به مبلغ های 500 افغانی و 1000هزار افغانی معاش در نظر گرفت.

    به گفته برخی منابع آگاه مردمی، نزدیک به یک ملیون دالر را جناب داکتر ظهیر سعادت در مبارزات  به مصرف رسانید و بیشتر از دوصدهزار را آقای انجینیر محمد واصل بازغ و مبلغ پنجاه هزار دالر امریکایی مصارف حاجی عبدالبصیر تخمین زده شده که از سوی برخی اقارب و نزدیکان وی که در کشورهای غربی به سر می برند، فراهم گردید. همانطور:‌ حدود بیست الی بیست و پنج هزار دالر امریکایی مصارف ستاد انتخاباتی ما و در همین حدود (کم یا بیش) مصارف برخی از کاندیدان دیگر.

این جرگه نمایشی، هرگز مشکل افغانستان را حل نخواهد کرد!

این جرگه نمایشی، هرگز مشکل افغانستان را حل نخواهد کرد!

عزیزاحمد حنیف

    در طول نه سال گذشته مردم افغانستان شاهد برگزاری چندین جرگه ها و تشکلات سیاسی نمایشی ای از سوی حاکمیت کابل بوده اند که در این روزها، مسأله برگزاری جرگه ملی صلح در شهر کابل مطرح است.

    قضیه برگزاری جرگه (به اصطلاح) ملی صلح یکی از نمایشات سیاسی مضحکه آمیز آقای کرزی است که نمایندگان آن از سوی وی پیش از پیش تعیین شده اند.

    کسانی که در این جرگه شرکت می کنند، عبارت اند از نمایندگان هردو مجلس، اعضای کابینه، رؤسای شوراهای ولایتی، والی ها، برخی متنفذین محلات و غیره.

    در این جرگه، نقش جوانان، زنان و نهادهای اجتماعی، احزاب سیاسی، جامعه مدنی و فرهنگیان و نویسندگان که از همه بیشتر نیاز به حضور فعال آنان احساس می شد، خیلی کمرنگ بوده و پیش بینی می شود که هیچ نتیجه یی را به دنبال نخواهد داشت.

    این جرگه در صورتی نتیجه مؤثر و مثبت می داشت که از قبل، یک کمیسیون بی طرف و مستقل به خاطر انتخاب اعضا و چگونگی پیشبرد آن، معیارها و رهنمودهایی را تصویب می نمود که از یک طرف برای نهادهای دولتی نقش میداد و از سوی دیگر برای مردم.

    نمایندگان مردم که به خاطر اشتراک در جرگه ملی صلح از سوی حکومت انتخاب گردیده اند، مردم از حکومت چه انتظاری تا حال داشته اند که از نمایندگان نمایشی آن داشته باشند.

    مردم افغانستان به خصوص جوانان، همواره از سوی احزاب سیاسی و نهادهای حکومتی شاهد شعارهای دروغینی به حمایت از جوانان و زنان بوده اند که در این جرگه سهم نمایشی آنان از سوی دولت، یکبار دیگر جوانان تحصیل کرده و روشنفکر و فعالان جامعه مدنی را مایوس ساخته و از از جناح حکومت و پارلمان کشور و همچنان احزاب سیاسی انتظار آنرا ندارند که به چنین روش دموکراسی متحجرانه افغانستان را آباد نمایند.

    اگر حکومت به مشارکت جوانان در این جرگه توجه نکرده بود، ایجاب می کرد که پارلمان کشور در این زمینه توجه نماید، اما معلوم می شود که در این موضوعات بازار سیاسیی ایشان گرم تر شده و همه مصروف تجارت های سیاسی خویش اند.

    سؤال اینجاست که آیا طالبان و حزب اسلامی چگونه بالای حکومت اعتماد کنند و به مجلس صلح حاضر شوند؟

دسیسه طرح مذاکره با طالبان

سرمقاله شماره ۲۳ پیام قلم

عزیزاحمد حنیف

     مذاکره با گروه طالبان و طرح (به اصطلاح) آشتی ملی که از چند سال به این طرف از سوی آقای کرزی عنوان می شود یکی از مسایل مهمی است که در این اواخر بیشتر از هر وقت صفحات انترنت و روزنامه ها را به خود اختصاص داده است.  این طرح چند روز پیش در کنفرانس لندن، از سوی رییس جمهور کرزی زمانی مطرح گردید که نمایندگان بیشتر از هفتاد کشور جهان و نهادهای بین المللی به خاطر بحث روی مسایل افغانستان در آن اشتراک داشتند.

    مسئله مذاکره با طالبان با آب وتاب خاص مطبوعاتی آن، بعد از حملات خونین آن گروه به قلب کابل که در پهلوی کشته و زخمی شدن ده ها افراد بی گناه، صدها هزار دلار خسارات مالی را به دنبال داشت و خونین ترین حمله تروریستی در هشت سال گذشته به حساب می رفت، سبب انزجار خشم شهروندان افغانستان در گوشه و کنار مختلف کشور گردیده و این اقدام آقای کرزی را یک گام زشت به سوی نا امنی های بیشتر می خوانند.

    نهادهای جامعه مدنی، روشنفکران و نویسندگان، در داخل و خارج کشور، طرح رییس جمهور کرزی را مبنی بر فراخواندن لشکر سیاه طالبانیزم که سالها را در خدمت سازمانهای استخباراتی بزرگ منطقه و جهان بوده و ارزش های سیاسی و فرهنگی افغانستان را زیر پا نهاده است، تقبیح نموده و آنرا یک دسیسه ی خطرناک که از سوی برخی کشورهای مداخله گر، برای فروپاشی نظام نوپای دموکراسی در کشور مان ریخته شده است، خواندند. باشندگان برخی ولایات شمال کشور که چند سال پیش، این هیولای سراسر وحشت و دهشت، با قدم های شوم و ناشایست خویش سرزمین های مقدس آنانرا که سنگ سنگ آن، با خون شهدای راه آزادی رنگین بود، و بیشه بیشه ی آن از آزادمنشی و مردانگی حکایت ها داشت، پلید نموده و تاکستانهای بی جان را در باغستان زیبای کهدامن زمین، به آتش کشیدند؛ مجاهد مردان این سرزمین که در آن روزگار تا پای جان استادگی نموده و برای آزادی وطن به انواع گونه گون آن قربانی دادند، دوشیزگان و زنان مقاوم و مردانه ی این دیار مردخیز که با یک دست طفل خود را برداشتند و با دست دیگر تفنگ را، جوانان و نوجوانان هوشیار و آگاه شمالی که رگهای وجود شان از محبت دین و وطن لبریز است، امروز از چنین طرحی رنج برده و متعجب اند که از سوی آقای کرزی جرأت مندانه و با افتخار، اظهار می شود.

    همه میدانند که طرح مذاکره با طالبان از سوی کشورهایی ریخته شده است که حضور نظامی در افغانستان دارند و از این طریق می خواهند بهانه ای برای خروج خویش از این کشور جستجو کنند. برای این کشورها در طول هشت سال گذشته ثابت شد که جنگهای پارتیزانی گروه های کوچک تندرو در دوسوی مرز افغانستان و نیرومند شدن روز افزون آنان از سوی سازمان های استخباراتی بزرگ جهان، با گذشت هرروز، گسترش یافته و نیروی های مجهز غرب را آهسته آهسته خواهد بلعید تا آنکه روزی مانند روسها سرافکنده از افغانستان خارج خواهند شد. همین امر سبب گردیده است تا ایالات متحده آمریکا و متحدین آن یگانه راه حل در افغانستان، (به اصطلاح) مصالحه ملی را با طالبان افغانی دانسته و با این طایفه ی قرون وسطایی پیشنهاد گفتگو نمایند.

    این سؤال خیلی خنده آور است که طالبان افغانی به رهبریت ملامحمد عمر که در هماهنگی با سازمان القاعده پنج سال در افغانستان حاکمیت نمودند و جهان با تمام مشخصات آنان را شناسایی کرد ویکی از شاخه های تروریزم جهانی از سوی آمریکا و متحدین آن خوانده شد، اما امروز ملاعمر با شاخه افغانی اش به اساس پیشنهاد مسخره آمیز آقای کرزی به آمریکا، از حلقه ی تروریزم جهانی جدا گردیده و پیشنهاد صلح با آن مطرح می شود.

 

مبارزه با طالبان تا چه حد عملی است؟

    یشنهاد رییس جمهور کرزی برای مذاکره با گروه طالبان در حالی مورد حمایت جامعه جهانی قرار گرفته و آقای کرزی بر موثریت برنامه ی تازه اش ابراز امیدواری کرده که، آگاهان امور چنین پیش بینی ها را پیش از وقت می دانند و گروه طالبان نیز پیشنهادات حکومت افغانستان را همواره با آتش و ترور پاسخ گفته است.  

    درهمین حال آگاهان امور سیاسی افغانستان ثمر بخش بودن مذاکره با شورشیان طالب را به فراهم شدن خواست های حکومت پاکستان مرتبط می دانند. خوشبینی های حکومت افغانستان برای این که طالبان این بار به میزمذاکره حاضر شوند، احساساتی و بی بنیاد به نظر می رسد، زیرا از هشت سالی به این سو چنین خوش بینی ها به طور مسلسل ادامه داشته اما هر گاهی که پیشنهاد مذاکره با سران این گروه می شد، آنان با انجام دادن حملات انتحاری و خون جواب حکومت کرزی را می دهند. برخی از رسانه های غربی در این مورد نوشته اند، کشورهای عمده ی غربی در گیر جنگ در افغانستان، در نشست لندن واضح ساختند که چگونه حرکت های شان را پلان گزاری نموده و به طور تخمینی این حرکت ها چه مدت را در بر می گیرد. اما رهبران سرسخت و لجوج طالبان، نشست لندن را ضیاع وقت دانسته و پیشنهاد تهیه کار و پول برای افراد خویش را نیز یک نیرنگ خارجی ها عنوان کرده اند.

    در همین حال مقامات کشور شاهی عربستان سعودی نیز در پاسخ به درخواست حامد کرزی گفته اند؛ حکومت این کشوربه شرط آن میانجی گری مذاکرات حکومت افغانستان و گروه طالبان را برعهده می گیرد که این گروه از داشتن روابط با شبکه ی دهشت افگنی القاعده دست بردارشوند. وزیرامورخارجه ی سعودی، خودداری گروه طالبان ازپناه دادن به اسامه بن لادن و قطع روابط آنان با شبکه تروریستی القاعده را به عنوان پیش شرط برعهده گرفتن سرپرستی گفتگوهای صلح در افغانستان مطرح کرده است.

شاهزاده سعود الفیصل روز پنجشنبه  در حاشیه نشست  لندن، گفت: " برای مذاکره با سران طالبان، پادشاه سعودی دو شرط دارد یکی این که افغانستان رسما از حکومت این کشور بخواهد تا میانجیگری مذاکره را به عهده بگیرد و دوم این که طالبان حسن نیت خود را برای مشارکت در گفتگو از طریق قطع روابط با تروریست های تندرو واز پناه دادن به اسامه بن لادن خودداری کند.

آما آنچه مهم و قابل درک است این که برای گروه طالبان آنقدر که حکومت پاکستان به خصوص شبکه ی استخباراتی آن کشور مهم است، اسامه بن لادن و شبکه القاعده ارزش ندارد، زیرا حضور این گروه درصحنه ی سیاسی افغانستان به همکاری و خوشبنی شبکه استخباراتی پاکستان وابسته گی دارد، بنابراین میانجیگری حکومت عربستان در راستای این قضیه موثریت در پی نخواهد داشت. درهمین حال نشریه گاردین، التماس رییس کرزی را از شاه عبدالله پاشاه عربستان سعودی، جهت کمک و رهنمایی برای برنامه تازه ی صلح و آشتی ملی که به احتمال قوی از قبل موافقه شده بود، می تواند یک اقدام زیرکانه باشد، زیرا نفوذ بالقوه ی عربستان بالای شورشیان که به دوره ی اشغال شوروی در این کشور بر می گردد. می تواند موثر واقع شود. آنچه برای همه گان واضح شده است این که جنگ امروزی افغانستان و مشکلات ناشی از آن را یک مساله داخلی و افغانستانی نه بلکه این یک چالش منطقوی دانسته می باشد، بناء برای خاتمه دادن به این بحران باید باکشور همسایه ازجمله پاکستان وایران که طی سه دهه به صورت واضح  و آشکارا در امور افغانستان مداخله داشته اند، صحبت شود، تا هرنوع مذاکره و نشستی با گروه های مخالف مسلح به نتایج مثبت دست یابد، درغیرآن چنین پیشنهاداتی نمی تواند دامن بحران را از افغانستان کوتاه سازد.

تعویق انتخابات پارلمانی حلقه تکمیلی ورود طالبان به قدرت

  در سال 2006 ميلادي "پرويز مشرف " رئيس جمهور سابق پاكستان در سفر به لندن با مقامات انگليسي درباره جزئيات مذاكره با طالبان گفت‌وگو كرد. اين مذاكرات كه در نهايت به برگزاري جرگه "صلح و دوستي" بين افغانستان و پاكستان منجر شد، راي به گفت‌وگوي 2 كشور افغانستان و پاكستان با طالبان افغاني و پاكستاني را داد. در كنار اين اقدامات علني، كشورهاي انگليس، آمريكا و عربستان با همكاري سازمان اطلاعات پاكستان (آي اس آي) مذاكرات پشت پرده را با گروه طالبان آغاز كردند.

هدف از اين مذاكرات چه بازگرداندن طالبان به صحنه و خروج اين گروه از انزوا باشد، چه راه حلي براي خروج آمريكا و انگليس از بحران افغانستان (يا هر دو گزينه) به هر حال اين مذاكرات اكنون به نقطه‌اي رسيده كه در كنفرانس لندن كه در آن بيش از 70 نماينده از كشورها و سازمان‌هاي مختلف بين‌المللي شركت داشتند، علني شد.

    دولت افغانستان و انگليس طرح‌هايي را براي مصاحله با اين گروه‌هاي افراطي تهيه كرده‌اند كه گوشه‌هايي از آنها به مطبوعات رسيده است.
مصوبات لندن نياز به تاييد مردم افغانستان دارد و گردانندگان پروژه مصالحه با طالبان نيز به خوبي به اين امر واقف هستند. اين گروه براي تحقق اهداف خود گام بعدي را برگزاري لويه جرگه مي دانند و از همين رو است كه رئيس جمهور افغانستان ضرورت برگزاري لويه جرگه را در روزهاي اخير بيان كرده است و قرار است اين نشست بزرگان قومي احتمالا در بهار سال آينده و يا زودتر از آن برگزار شود. اين جرگه بايد مصوبات كنفرانس لندن را كه متضمن حذف نام طالبان از ليست سياه سازمان ملل براي برطرف كردن موانع حضور اين گروه در عرصه سياسي است را تاييد كند.

    هدف نهايي روند مصالحه با طالبان، مشاركت اين گروه در قدرت است. در صورتی كه لويه جرگه مشاركت طالبان در قدرت را به تصويب برساند انتخابات پارلماني بهترين و نزديك‌ترين مسير براي مشاركت طالبان در ساختار افغانستان است.

    بنابراين انگليس، عربستان، آمريكا و ديگر همدستان آنها قصد دارند تا با تعويق انتخابات پارلماني، اين شانس را براي طالبان ميسر سازند تا اين گروه پس از كسب مشروعيت از لويه جرگه، وارد كارزار انتخاباتي شوند و با استفاده از نفوذي كه در بين مردم افغانستان دارند بتوانند بخشي از كرسي هاي پارلمان اين كشور را از آن خود كنند.

    با اين وجود مي توان گفت كه تعويق انتخابات پارلمان افغانستان حلقه ديگري از روند به قدرت رساندن طالبان است كه با موفقيت به اجرا در آمد. ورود طالبان به حلقه قدرت در افغانستان كه تضادهاي آشكار و تفاوت‌هاي بنيادين با مردم آزاد انديش افغانستان دارد، دوام نزاع قابل پيش‌بيني در افغانستان را تضمين خواهد كرد و اين وضع زمينه را براي قدرت‌هاي فرا منطقه‌اي فراهم خواهد كرد تا همواره فرصت دخالت بر اوضاع افغانستان را داشته باشند.

 

آیا مبارزه با فساد ممکن است؟

 عزیزاحمد حنیف

سرمقاله پیام قلم شماره ۲۲ 

    مسئله مبارزه علیه فساد اداری بعد از اعلام برندگی کرزی در انتخابات بیست ونهم اسد سال جاری، یکی از مسایل عمده ای است که مقامات کاخ سفید و سایر جناحهای غربی ذیدخل در مسایل افغانستان که از دولت این کشور حمایت می کنند، روی آن تاکید دارند. آقای کرزی ضمن سخنرانی ای که در مراسم تحلیف خویش داشت، فساد اداری را یکی از چالش های اساسی و موانع بزرگ فراراه صلح وحل بحران کنونی افغانستان خوانده و تعهد سپرد که با این پدیده، طور جدی مبارزه می کند.

    این امر توجه کارشناسان امور را در داخل و خارج کشور به خود جلب نمود و بحث هایی را برانگیخته است که آیا آقای کرزی در این تعهد خویش گامهای عملی صادقانه خواهد برداشت یا اینکه مانند تعهدات گذشته، نقش بر آب خواهد شد.

    آقای کرزی به خاطر اینکه رسانه ها را بیشتر سرگرم کرده باشد، هفته گذشته کنفرانس سه روزه ای را برای جستجوی راه های عملی محو فساد از ادارات دولتی در شهر کابل به راه انداخت که در آن رؤسای عدلی و قضایی افغانستان، متخصصین داخلی و خارجی و عده ای از سفرای کشورهای دوست مقیم کابل، در آن اشتراک ورزیدند. آقای کرزی با مهارت ویژه ای که از غربی ها فرا گرفته است، با اعلام مبارزه علیه فساد اداری در روزهای گذشته، توانست توجه رسانه ها را از تقلب ننگینی که در انتخابات مرتکب شده بود، منصرف نموده و بالای این رسوایی خویش پرده اندازد.

    سؤال اینجاست که آیا آقای کرزی در تعهد خویش مبنی بر مبارزه علیه فساد در ادارات دولتی صادق است؟ آیا توانمندی تطبیق و پیگیری یک استراتیژی ملی را برای از بین بردن فساد دارد یا این هم در حد یک دسیسه ای است که رسانه ها سرگرم شوند و کابینه را به راحتی تشکیل کند. مردم افغانستان بدین باور است که آقای کرزی در طول هشت سال گذشته در عرصه های مختلف به ملت خویش صدها تعهد سپرده است اما به علت ضعف مدیریت و عدم کارآیی درست مسوولان امور، در تمام عرصه ها ناکام به در آمده است.

    برخی از ساده اندیشان که تحت تاثیر رسانه ها بوده و توان گره گشایی پیشینه و آینده یک رویداد را ندارند، فکر می کنند، شاگردی که در کلاس های ابتدایی اش همواره ناکام بوده در کلاس های بالا چگونه کامیاب گردد. آنانی که که قضایا را واقعبینانه تحلیل می کنند، این سؤال را از خود و دیگران می پرسند که آیا آقای کرزی در کنفرانس های لندن، برلین و پاریس و در چندین مجالس کوچک و بزرگ دیگر در داخل افغانستان، تعهد نکرده بود که با کشت وقاچاق مواد مخدر مبارزه می کند؟ در راه صلح و تأمین امنیت مجدانه گام می بردارد؟ با فقر و بیکاری، جهل و بیسوادی و امراض اجتماعی دیگر، از هیچ نوع سعی و تلاش دریغ نمی ورزد؟ و زمینه های کار و مصروفیت سالم را برای اتباع افغانستان فراهم می کند؟ و از همین قبیل ده ها تعهد دیگر!

    به عقیده کارشناسان امور، عوامل و انگیزه هایی که در ناکامی کرزی در گذشته نقش داشته، یکی مصلحت اندیشی های قومی و زبانی، به جای شایسته سالاری در انتصاب ماموران دولتی بوده که بقای رییس جمهور با دو معاون وی از اقوام تاجک و هزاره، آنرا تمدید می کند. وزراء و ماموران بلند رتبه یی که در این مرحله زمام امور را به دست می گیرند، در انتخاب آنان، معاونین کرزی که هریک ادعای فیصدی بلندی از آرای به دست آمده در انتخابات را نموده و کرزی را در گرو خویش می پندارند؛ طبیعی است که باید نقش داشته باشند. اما اشخاصی که از سوی ایشان به دولت معرفی می گردند به احتمال زیاد که قابل قبول جناح های غربی ذیدخل در قضیه افغانستان نخواهند بود. از سوی دیگر همزمان با اعلام کابینه برای اشخاصی که وزارت، ولایت، ولسوالی و غیره وعده داده شده بود همه در جناح مخالف حکومت منسجم شده و اپوزیسیون قوی ای را تشکیل خواهند داد. که در نتیجه ی آن، آقای کرزی از چند طرف تحت فشار قرار گرفته و نه تنها اینکه در امر مبارزه با فساد اداری ناکام می ماند، بلکه در تمام عرصه ها ناکامی خود را باردیگر تجربه می کند.

    آنچه مایع تأسف است اینکه ملت ستم کشیده افغانستان که همواره در دام توطئه های داخلی و خارجی گیر بوده است، یکبار دیگر قربانی توطئه ای شده که تاپنج سال آینده از آن رنج خواهند برد.

افغانستان همواره گورستان امپراتوری های مهاجم بوده است

    به گزارش خبرگزاري فارس، »سيبهان سمات» كارشناس مسائل بين‌الملل در مقاله‌اي كه در پايگاه خبري «گلوبال سرچ»  منتشر شد، با بي‌نتيجه خواندن جنگ افغانستان به رهبري آمريكا، آن را باتلاقي ناميد كه آمريكا و ناتو هر روز بيش از پيش در آن فرو مي‌روند.

    سمات در اين مقاله نوشت: آمريكا در حال حاضر به دنبال استراتژي خروج از افغانستان است و طراحي چنين استراتژي‌ به دو دليل براي آمريكا بسيار مشكل است: اول اينكه شهرت آمريكا به عنوان يك قدرت نظامي قوي و غيرقابل شكست، بويژه توسط قبيله‌نشينان، حفظ شود و دوم اينكه اگر دست خالي از افغانستان عقب ‌نشيني كند چگونه آمار روزافزون سربازان آمريكايي كشته شده در اين كشور و ميلياردها دلاري كه دائماً به اين كشور مرده و فاسد تزريق مي‌شود، آن هم در ميان ركود اقتصادي شديدي را كه خود آمريكا با آن مواجه است، توجيه كند؟
فعاليت طالبان در افغانستان بشدت در حال توسعه است. وي مقاله خود را اينگونه ادامه مي‌دهد: طبق تحقيقي كه اخيراً از سوي شوراي بين‌المللي امنيت و توسعه صورت گرفته، شورش در افغانستان به سرعت در حال افزايش است. جديدترين تحقيق اين شورا نشان داده كه طالبان در دست‌كم حدود 80 درصد خاك افغانستان حضور دائم دارد، اين ميزان در سال 2008، 72 درصد بوده است. طبق اين تحقيق، طالبان در 97 درصد از خاك افغانستان "فعاليت قابل توجه " دارد.

    اين نويسنده ادامه می دهد: اين سازمان از سال 1997 جنبش طالبان را در سراسر افغانستان رديابي كرده است. حتي با وجود اين آمار هشدار دهنده، نوريس مك‌دونالد رئيس اين سازمان به پايگاه خبري اينترنتي «هافينگتن» پست  گفت كه به عقيده وي اين آمار، "محافظه‌كارانه " است. سمات به نقل از مك دونالد نوشت كه اين آمار، بسيار ناگوار است. طالبان اختيار عمل را در دست دارد، استراتژي‌ها و تاكتيك‌هاي آنها كارگر است ولي استراتژي‌هاي آمريكا اينطور نيست ... ، سوال اين نيست كه آنها در كجا مشغول فعاليتند، سوال اين است كه كجا نيستند. سمات افزود: فعاليت‌هاي مقاومتي روزافزون طالبان به تعداد

    بيشتر سربازان كشته‌شده آمريكايي و ناتو و همچنين حملات هوايي منجر شده كه كشته‌هاي غيرنظامي انبوه برجاي مي‌گذارند. روز چهارم سپتامبر، حمله هوايي به دو تانكر حامل سوخت كه توسط طالبان ربوده شده بود و به مناطق محلي در كندز  منتقل مي‌شد، به كشته شدن بيش از 90 غيرنظامي منجر شد. روستاييان تنها توانستند اعضاي بدن عزيزان خود را كه توسط بمب‌هاي 227 كيلوگرمي آمريكايي كه با شعار نجات آنها به كشورشان وارد شده، كشته شدند، جمع‌آوري كنند.
تحليلگر گلوبال سرچ نوشت: اين مشكلات در كنار بي‌ثباتي ناشي از انتخابات اخير در افغانستان كه اتهامات مربوط به تقلب سراسري در آن به گوش مي‌رسيد و منجر به تقسيم بيش از پيش كشور بين اكثريت پشتون و اقليت تاجيك شد، حكايت از يك فاجعه دارد. البته شمال افغانستان تاحدودي آرام بوده و مقاومت كمتري در آن ديده شده است ولي با توجه به واقعه كندز، اين ناآرامي‌ها به آنجا هم كشيده خواهد‌ شد. افغانستان همواره گورستان امپراطوري‌هاي مهاجم بوده است.

    سمات با بي‌نتيجه خواندن حضور آمريكا و ناتو در افغانستان نوشت: آنها نتوانستند

    اسامه بن‌لادن و ملا عمر را دستگير كنند يا آنطور كه وعده داده بودند دموكراسي غربي را در افغانستان برقرار كنند يا حتي سرنوشت زنان و دختران افغان را بهبود دهند. آنها نتوانستند مانع تجارت مواد مخدر شوند يا وعده‌هاي بازسازي خود را تحقق بخشند يا آنطور كه ادعا مي‌كردند قلب و ذهن مردم افغانستان را بربايند. در يك كلام، آمريكا و ناتو به شكل نكبت‌باري شكست خوردند. تنها راه خروج آنها، اتخاذ يك استراتژي براي خروج از افغانستان است كه به پيروزي شباهت داشته باشد.

    وي جنگ افغانستان را درس عبرتي براي كشورهاي قدرتمند جهان دانست تا به ساير كشورها حمله نكرده و سعي نكنند فرهنگ و ايدئولوژي مردم بومي آنها را تغيير دهند و منابع طبيعي‌شان را نابود سازند. وي ادامه داد: افغانستان هميشه قبرستان امپراطوري‌ها بوده است. در زمان حاضر، هم انگليس و هم روسيه مجبور به عقب‌نشيني از اين كشور شدند در حالي كه هزاران سرباز خود را در اين كشور به كشتن دادند. سمات در پايان نوشت: اگر اوباما عاقل باشد، از آنچه كه اسكندر كبير بيش از دو هزار سال قبل از خود بجاي گذاشت، عبرت مي‌گيرد. فرماندهان اسكندر به وي گفتند افغانستان جنگجويان وحشي دارد كه ارتش وي را نابود خواهند كرد و بهتر است آنها را به حال خود بگذارد. اسكندر از افغانستان چشم پوشيد و به هدف بسيار ساده‌تر به زمين‌هاي هند روي آورد. اينكه اوباما به سرنوشت روس‌ها دچار شود يا از كار اسكندر پند بگيرد بستگي به تصميم‌گيري آتي او دارد.

     تصميم‌گيري‌هاي كنوني واشنگتن جايي براي خوش‌بيني باقي نمي‌گذارد. آمريكا و ناتو همچنان در افغانستان خون خواهند ريخت تا وقتي كه با ظاهري آشفته و خون‌آلود اين كشور را ترك كنند. تنها، زمان اين عقب‌نشيني شرم‌آگين است كه هنوز مشخص نيست.

ناکامی اداره کرزی برای آمریکا مشکل ایجاد خواهد کرد!

    اخيراً جو بایدن معاون رییس جمهور ایالات متحده امریکا در یک مصاحبه ای که با تلویزیون MSNBC داشت، گفت: ایالات متحده انتخاب دیگری به جزء از افزایش قابل ملاحظه نیرو در افغانستان نه دارد، به خاطری که در صورت ناکامی حکومت کرزی، امریکا با یک مشکل جدی رو به رو خواهد شد. اما جو بایدن در جریان مصاحبه ای که در سراسر امریکا پخش می شد این را پذیرفت که بیشترین تهدید های تروریستی از پاکستان سرچشمه می گیرد و گفت که اداره اوباما تلاش هایش را برای همکاری بیشتر پاکستان دو برابر می سازد. بارک اوباما رییس جمهور ایالات متحده اعزام 30 هزار عساکر جدید را به افغانستان تصویب کرد، به این ترتیب رقم سربازان امریکایی در افغانستان به صد هزار سرباز می رسد. جو بایدن در این مصاحبه گفت: «استراتیژی جدید به اشغال و یا بازسازی افغانستان ارتباط نمی گیرد. این یک تغییر اساسی در استراتیژی برای شکست القاعده می باشد.» هنگامی که از او پرسیده شد، چرا امریکا نسبت به پاکستان با افغانستان تعهدات بیشتر را انجام می دهد؟ گفت:
«هر دو کشور اهمیت ستراتیژیک دارند.» بایدن گفت، در صورت به میان آمدن خلاء و هرج و مرج در افغانستان و ناکامی حکومت این کشور آنها با مشکل واقعی رو به رو خواهند شد. وی گفت: این مساله بسیار دشوار خواهد بود که عکس العمل روسیه، چین، عراق و سایر کشور های منطقه در این ارتباط پیش بینی شود. بایدن گفت: بنابر این افزایش نیرو برای ثبات افغانستان صورت گرفته و این اقدام فرصت آن را مساعد خواهد ساخت که آن ها با القاعده در پاکستان برخورد کنند. وی گفت، پاکستانی ها تا هنوز راه طولانی در بخش همکاری با ایالات متحده در پیش رو دارند، اما علاوه کرد که پیشرفت به عمل آمده است. بایدن گفت: چند سال پیش دشوار بود که گفته شود که جنرال پرویز مشرف بدون خون ریزی از قدرت کنار رود.
    اما وی گفت: «اگر بپرسیم که آیا آنها به حد کافی اقدام می کنند؟ پاسخ نه خواهد بود. این جالب است که واقعیت بر پلان های مردم غالب می آید و بنابر این یک پروسه است و این پروسه در حال کار است.» بایدن گفت: اوباما این را روشن ساخته است که آنها نه می خواهند افغانستان را از خود بسازند، بلکه آنها می خواهند که مطمین شوند طالبان به حد کافی ضربه بیبند، تا این که حکومت افغانستان بتواند از آن ها جلوگیری کند و آنها را شامل پروسهء مصالحه بسازد. بایدن گفت: به افغان ها واضح ساخته اند که آنها کشور شان را کنترول خواهند کرد و امریکا باید مسوولیت را به افغان ها انتقال دهد.

با اعـلان ليست كابينه ی جـديد آمار مخالفان سياسي كرزي بالا خواهد رفت!

نذر الله عنایت

همان طوري كه شهروندان كشور آگاهي دارند، كاركرد ها و چانه زني هاي سياسي در چند سال اخير در كشور معمولاً در آستانه ي انتخابات، شتاب و اوج بيشتر مي گيرد. اما ديده شده است كه اين فعاليت ها هيچ‌گاهي بر محور شاخص هاي تعريف شده و سازهاي سازماني سياست مدرن شكل نگرفته است، بلكه بيشتر از همه دغدغه هاي شخصي، گروهي، سمتي، زباني و سليقه‌يي خطوط اساسي اين گونه فعاليت ها را تعيين و تبيين كرده اند. انتخابات در هركشور زمينه و بهانه ي خوبي براي فعاليت هاي سياسي محسوب مي شود. پس از اين كه نتايج انتخابات 29 اسد سال روان با تمام رسوايي هاي كه در پي داشت حامد كرزي را برنده اعلان كرد، انتظار مي رفت، يك جهش ملي براي محكوم كردن و مقابله به آن در ميان لايه هاي گوناگون جامعه به ويژه نخبگان سياسي به وجود بيايد و از طريق كار و زارهاي قانوني براي حاكميت مملو از تقلب و فساد، چالش هاي بالقوه را در بعد داخلي و خارجي ايجاد كنند. اما برخلاف توقع، فعالان و رهبران سياسي ما مهر سكوت برلب نهاده منتظر نشستند كه بازار سياست چگونه برطبق مراد شان آراسته گردد و نيز نقش و جايگاه خود را در آيينه‌ي حاكميت چند در صد مي بينند، تا داخل معامله و مذاكره گردند. سياست در افغانستان مانند هر پديده يي ديگر به يك روند روز مره گي تبديل شده است. سياستمداران ما تا اكنون براي كارزار سياسي اصولي تعريف شده و بنيادين از خود ارايه نكرده اند. موضع گيري هاي احزاب سياسي و نهادهاي كه در واقع كنش هاي سياسي دارند و مي خواهند دراين آشفته بازار متاعي براي خريد و فروش داشته باشند، در محور قدرت حاكم به منظور بودن و ماندن مي چرخد. براي همين است كه طي هشت سال گذشته احزاب سياسي ما گاهي نتوانستند، بازيگران خوب در عرصه ي سياست در كشور باشند. بدون شك انفعال وغلفت در عملكرد آنان، نبود كنش و واكنش هاي سازمان يافته در بعد داخلي و خارجي به منظور رفتار و بينش سياسي، نشانه هايی از ضعف، بي برنامه گي و ناپختگي آنان در آشفته بازار سياست و قدرت است.    

در كشوري كه 27میليون نفوس دارد و هشتاد درصد آن سواد خواندن و نوشتن را ندارند، چه ضرورتي بود كه بيش از120حزب سياسي ثبت و راجستر شده داشته باشد؟ در صورتي كه اكثريت رهبران اين احزاب هيچ گاهي نتوانسته اند، اهداف مسووليت ها و وجايب حزبي را خودشان درك كنند، چگونه مي توانند در عرصه ي سياست در ميان مردم خطوط كلي سياست را تعريف و نهادينه سازند. تجربه ي چندسال اخير كشور نشان داده است كه بازار سياست پس ازاعلان كابينه و تشكيل حاكميت ها گرم شده است. به طورمثال، وقتي حامد كرزي در انتخابات دور نخست رياست جمهوري سال 1384برنده اعلان شد و تشكيل كابينه داد، موضع گيري‌هاي احزاب سياسي به اوج خود رسيد و وي را متهم به تعهد شكني، سياست هاي تصفيه قومي، نژادي و مجاهد ستيزي نمودند.

    همين آقايان با وجود تفاوت هاي درون ساختاري، ايديولوژيك و سياسي دور هم جمع شده و فراكسيون هاي اپوزيسيوني تشكيل دادند و گويا منقد دولت شدند كه مي توان از جريان هاي مربوط به برادران هزاره، جنبش ملي، شوراي متحد ملي، وابستگان محمد ظاهر، شاه سابق افغانستان و جبهه ي ملي نام برد. اما همزمان با نزديك شدن انتخابات برخلاف شعارهاي داده شده برخي ازاين شخصيت ها، فريب وعده هاي كرزي را خورده، به دامن وي پناه برده و بزرگترين خبط و اشتباه سياسي را مرتكب شدند.

   به باور كارشناسان، با نزديك شدن اعلان اعضاي كابينه جديد، اكنون زمان آن فرا رسيده است تا شمار زيادي ازاين بزرگواران سياسي طعم تلخ فريب وعده هاي كرزي را باتمام معنا بچشند. ازآن جايي كه او صلاحيت انتخاب و تعيين اعضاي كابينه را ندارد و به همين دليل است كه نمي تواند در زمان معين ليست اعضاي كابينه را افشا كند بناً انتظار مي رود در ساختار حكومت به تمام حاتم بخشي هاي كه پيش از انتخابات كرده بود، كوتاه بيايد و نتواند رضايت خاطر متحدان خود را به دست بياورد. اين جاست كه يك بار ديگر بازار سياست داغ شده اشخاصي دلخورده، دست به ايتلاف ها خواهند زد و آمار مخالفان (اپوزيسيون) دولت را بالاخواهند برد. اما اين بار معلوم نيست كه مانند گذشته حامد كرزي رهبرسياسي كه هيچ گاه سياست را به معناي واقعي اش درك نكرده است، جبهه هايي مخالفان خود را دست نشانده هاي خارجي خطاب كرده و كميسيوني براي پيگرد آن‌ها مانند دوره هاي پيشين تعيين خواهد كرد ياخير!

     كارشناسان معتقد اند كه وي درك كرده است كه به آخرخط نزديك شده و ديگر توان بد و رد گفتن هيچ كس را ندارد. در شرايطي كه طالبان و ملاعمر (مخالفان مسلح) خود را برادر خطاب مي كند و هر روز ازآن ها دعوت مي نمايد تا با وي مذاكره كنند، ديگر او چگونه اين جرأت را خواهد داشت تا به ديگراني كه مي خواهند از راه هاي مشروع هرچند توأم با ناپختگي ها، سياست كنند "اخم ابرو" كند. او مي تواند مخالفان و منتقدان سياسي خود را كه در واقع با ضعف هاي ساختاري و نمادين همراه هستند، فريب بدهد. اما ويژگي هاي يك رهبر كارازماتيك را كه بتواند براي مردم افغانستان و يا يك تعدادي به شكل نسبي محبوب باشد، به طور كل از دست داده است.

استـراتیژی جـدید نظامی آمـریکا در افغانستان و بهره برداری اسراییل از آن

   جمشید هاشمی

 در همین چند روز پیش باراک اوباما رییس جمهور امریکا از آماده گی بر اعزام سی هزار نظامی آمریکایی دیگر به افغانستان خبر داد. اوباما، با همه آن وعده هایی تغییر و نیک نمایی که داشت مسبب تعجب و دلواپسی روشن بینان و فعالان امور گردید، چون این طور به نظر می رسید که اوباما بر خلاف سیاست های جنگ آور جورج بوش رییس جمهور سابق امریکا، منشی و بشارت دهنده صلح در سرتاسر دنیا و بخصوص کشور ها جنگزده چون افغانستان و عراق گردد.

اتخاذ چنین تصمیمی از سوی آقای باراک اوباما که برنده جایزه صلح نوبل امسال است خیلی دور به نظر می رسید. حدس و گمان ها بر این بود تا امریکا و متحدانش با یک استراتیژی کاملا جدید و غیر نظامی در افغانستان امیدوار دهنده صلح و دموکراسی در این کشور می بودند. امروز هیچ دلیل نمی تواند مسبب به حق بودن ارسال نیروهایی نظامی بیشتر در افغانستان شود مگر اینکه افکار عموم را به خوش باوریها و حسن نظرهایکه در مورد امریکا و مردمش داشتند کمک کند.

 شکایت مردم و نا امیدیها همه معقولند، چون از روز اول که افغانستان میزبان نیروهایی امریکایی و دیگر نیروهای خارجی گردید، نا امنی و بی ثباتی در افغانستان سیر صعودی دارد. مردم افغانستان به هیچ وجه خاموش ننشسته و هربار و همیش از دوام نا آرامیها و جریان بی ثباتی در افغانستان از دولت و نیروهای خارجی سوال خواهند کرد. این سوال حتمی است، چون اگر ما این سوال را نکنیم پس اشغال شده ایم.

     اگر امریکا و دیگر نیروهای خارجی بخاطر کمک برای مردم افغانستان و همکاری صلح در این مملکت تشریف آورده اند، پس اینرا خوب بدانند که جایگزین ساختن و معنی دادن این کلمات در قاموس زندگی مردم این سرزمین با زور سلاح و نیروهای نظامی هرگز ممکن نبوده است.

    در قبال این موضوع، مطلبی که برای اکثر مردم حتا بیشتر آگاهان پنهان مانده، تاثیرات نقش اساسی اسراییل در منطقه است. این حقیقت را که اسراییل از جنگ افغانستان سود می برد را از یک روزنامه اسراییلی می آموزیم که سالیانه 70 تا 80 میلیون دالر از ادامه جنگ در افغانستان سود می برد.

    به گزارش آژانس خبری فارس به نقل از روزنامه اسراییلی -يديعوت آحارونوت- ارتش انگليس تعدادي هواپيماي جاسوسي بدون سرنشين از نوع «هرمس 450» از اسرائيل اجاره كرده است، همچنين هلند، فرانسه، اسپانيا و آلمان نيز هواپيماهاي مشابهي از نوع «هرون» را خريداري كرده‌اند كه هردوي اين هواپيماها ساخت کشور اسراییل است. همچنين نيروهاي لهستان در افغانستان نيز از هواپيماهاي جاسوسي اسرائيلي از نوع اورپيتر استفاده مي‌كنند، آمريكايي‌ها نيز از هواپيماهاي شناسايي پايونير كه آن‌هم ساخت صنعت نظامي کشور اسراییل است، استفاده مي كنند. مجموع سود اسراییل از فروش و اجاره اين تجهيزات نظامي به كشورهاي حاضر در افغانستان بالغ بر 70 تا 80 ميليون دلار است كه با پايان يافتن حضور نظامي بيگانگان در اين كشور اين سود سرشار نيز از بين خواهد رفت. وعده باراک اوباما در مورد اینکه در سال 2011 شروع به ترک تدریجی از افغانستان خواهند کرد، با گفته های جنرال جیمز جونز مشاور امنیت ملی امریکا تناقص بارز دارد. او چند روز پیش در جمع خبرنگاران گفت: امریکا قصدی برای ترک افغانستان در آینده نزدیک به ویژه در سال 2011 ندارد.

    همچنان مایكل مولن، رئيس ستاد مشترک ارتش آمريكا گفت شورش در افغانستان طی سه سال گذشته افزایش یافته و او انتظار دارد در سال آتی میلادی همزمان با افزایش نیروهای امریكایی میزان تلفات نیز بیشتر شود. امریکا در صورت تداوم در اخذ تصامیم و استراتیژی های نظامی از همین قبیل به زودی متوجه خواهد شد که قدم به کشور مهلکتر از ویتنام نهاده و ضررهای حاصله از تداوم را با شهادت تاریخ نصیب خواهد شد.

پس بهتر اینست که امریکا و متحدانش در تصامیم و استراتیژی های خود در قبال افغانستان دوباره غور و بررسی نمایند و درباره راه های بهتر موجوده بیاندیشند.

انتقال بحران از جنوب به شمال در يك نظر

عزیزاحمد حنیف

    مسئله انقال بحران به شمال كشور و توسعه دامنه نا امني ها از هلمند تا كندز يكي از مسايلي مهمي است كه اخيراً در سر خط رسانه هاي ملي و بين المللي قرار گرفته است.    آشفتگي در وضيعت امنيتي افغانستان، بيشتر از هر وقت و زماني افزايش يافت كه نتايج دومين انتخابات رياست جمهوري كشور راه با تقلب گسترده از سوي كميسيون مستقل انتخابات به نفع آقاي كرزي رئيس جمهور فعلي كشور شد. همزمان با اعلام نتايج قسمي انتخابات، برخي مقامات كاخ سفيد نگراني و مخالفت جدي خويش را از دوباره به قدرت رسيدن آقاي كرزي اعلام نمودند. چنانچه خانم هلری کلنتون وزير امور خارجه ايالات متحده، معاون اول موصوف، مارشال محمد قسيم "فهيم" را ناقض حقوق بشر خوانده و گفت: آمريكا براي وي ويزه نخواهد داد. به دنبال آن، آقاي پيتر گالبریت، تبعه ايالات متحده و معاون نمايندگي سازمان ملل متحد در افغانستان با ریيس خويش، كاي آيده بر سر نتيجه انتخابات و موقف بي طرفانه ملل متحد كه به باور وي زير سؤال رفته است، مشاجره تند لفظي نموده و افغانستان را ترك كرد؛ و همين امر سبب بركناري وي از سمتش شد. در عين زمان مقامات كاخ سفيد از اعزام چهل هزار سرباز تازه نفس به افغانستان سخن گفته و تصميم گرفته اند تطبيق استراتيژي جديد خويش را از همين نقطه در افغانستان آغاز نمايند.

    آقاي كرزي بر خلاف گذشته ها، بعد از اعلان نتايج ابتدائي انتخابات در قبال ايالات متحده موقت گرفته و براي خارجي ها مبني بر مداخله در امور داخلي افغانستان هشدار داد.

     در زمینه برخي كارشناسان بدين باور اند كه تيرگي روابط ميان آقاي كرزي و مقامات كاخ سفيد بر سر نتايخ قسمی انتخابات، بزرگترين عامل گسترش بحران از جنوب به شمال ميباشد. يكي از دلايلي كه اين امر را تائيد ميكند، انتقال جگجويان توسط هيلی كاپتر از جنوب به شمال بوده كه چند روز پيش از سوي شخص آقاي كرزي افشاء گرديد اما سفير ايالات متحده ضمن صحبتهايی كه چندی بیش در شوراي ملي افغانستان داشت، انتقال جنگجويان را به شمال محكوم نموده و گفت: ما از آمريكا براي مبارزه با تروريزم آمده ايم نه اينكه آنرا توسط هلي كاپتر انتقال دهيم.

    اين اظهارات به صراحت نشان ميدهد كه روابط ميان آقاي كرزي و مقامات كاخ سفيد به تيرگي انجاميده و گروههاي جنگجو از اين وضعیت به نفع خويش استفاده ميكنند. اگر چنين دسيسه اي واقيعت نداشته باشد پاسخ اين سؤال را نمي توانيم دريافت كه جنگجويان در شمال كشور از كدام طريق تجهيز ميشوند؟

    عده اي از كشورهايي كه حضور بالفعل يا روابط استراتي‍ژيك با افغانستان مانند ايالت متحده، بريتانيا و پاكستان دارند و در انتخابات افغانستان بيشترين امكانات را فراهم كردند، انتظار دارند تا شخص مورد نظرشان به قدرت رسيده و اهداف به خصوص خويش را دنبال نمايند.

    از سوی دیگر، انتخابات بيست ونهم اسد سال جاري و نتايج آن سبب اختلاف نظر ميان آمريكا و برخي متحدين آن مانند بريتانيا و پاكستان كه در افغانستان از يك گريبان سر ميكشند گرديده است.

    پاكستان همانطوريكه هميشه در متشنج ساختن وضيعت امينتي افغانستان دست بالا وتجربه كافي دارد در چنين مواقع انتظار و توانمندي سازماندهي بحران هاي گسترده ای را دارد.

برای پاکستان خیلی ساده است که فضای سیاسی را در ولایات شمال به خصوص کندز که در زمان حاکمیت طالبان یکی از مراکز عمده آن گروه به حساب می رفت، سازمان داده و رهبری نماید. اما نيت بد قضاي سر ميشود و در پايان بازي چاه كن درچاه خواهد بود.

از سپیده دم امید تا شامگاه یأس!

 سرمقاله شماره ۲۰ دوهفته نامه پیام قلم 

 عزیزاحمد حنیف

 هشت سال پیش، با حضور گسترده سیاسی-نظامی جامعه جهانی در افغانستان و ساختار اداره موقت و به تعقیب آن انتقالی و بعداً انتخابی، مردم، فکر کردند که دوره اختناق و خشونت پایان یافت؛ جنگجویان تارومار و نابود گردیدند؛ افغانستان به عنوان یک کشور مستقل دارای قانون اساسی و نظام سیاسی شد و حکومت مردمی را از راه انتخابات برای اولین بار موفقانه تجربه کرد.

    نویسندگان و پژوهشگران، پایان دوره سیاه حاکمیت طالبان و آغاز حاکمیت مردمی را به فال نیک گرفته و آنرا یک چرخش عظیم در تاریخ سیاسی کشور عنوان کردند.

    مردم افغانستان که از سه دهه جنگ و ویرانی، سرقت و تاراج، قتل و خونریزی، آوارگی و ذلت و... در داخل و خارج کشور به ستوه آمده بودند، چشم امید به حکومت شان دوختند که امنیت را در سراسر کشور تامین خواهد کرد؛ صلح، برادری و مساوات را برای تقویه یک اداره ملی و مترقی اساس گذاشته و طیف های مختلف مردم را زیر یک چتر جمع خواهد نمود. اما بر عکس آن، سازمانهای استخباراتی بزرگ جهان، یکبار دیگر، افغانستان را به میدان نبرد مبدل ساخته و در مقابل هم به زور آزمایی پرداختند.

    در این میان آنچه افغانستان شدیداً به آن نیاز داشت، یک رهبریت ملی آگاه و خردمندانه بود. اما با تأسف که در این مقطع حساس تاریخ، زمام امور به دست شوربختانی افتاد که همه ارزش ها را فدای منافع شخصی و روابط خانوادگی خویش نمودند؛ شکی نیست که در طول تاریخ سیاسی جهان، ابرقدرت های استعمارگر برای حضور درازمدت خود در منطقه یی به خصوص در شرایط کنونی، فقط از چنین عناصر و حلقات می توانند استفاده نمایند.

    برای مردم افغانستان که همواره از افتخارات تاریخی و سربلندی ها و قهرمانی های نیاکان شان در گذشته می لافند، ایجاب می کرد که پنج سال پیش در انتخاب زعیم سیاسی خویش اندکی غور و دقت می نمودند و با اراده ملی خود سرنوشت کشور را رقم میزدند اما چنان نشد؛ که در نتیجه آن، نا امنی ها بیشتر از هروقت گسترش یافت تا آنکه از جنوب به شمال رسیده و مرکز را فرا گرفت؛ کشت و قاچاق مواد مخدر هیچ گاه از 90 فیصد کاهش نیافت و مهره های بلندپایه دولت به شمول برادر رییس جمهور به آن پرداختند.

    ضعف مدیریت و نارسایی کلی به ادارات دولتی، سبب شد که افغانستان (در یک تحلیل) در ردیف پنج کشور فاسد جهان قرار گیرد و در یک نظر دیگر، به عنوان فاسدترین دولت در دنیا شناسایی شود.

    اختلاس و سرقت دارایی های دولت جزو فرهنگ افغانستان گردید و به جای اینکه حس وطن دوستی در ذهن مامورین دولت تقویه می شد و در قبال مردم احساس مسوولیت می کردند، حس زراندوزی و (به اصطلاح) پیدا و پناه از راه های غیر مشروع در باور آنها رشد کرد وچنان نهادینه شد که مانند مرض کشنده یی یک نسل را از بین خواهد برد.

    با گذشت هشت سال، هنوز دموکراسی در حد شعار باقی مانده و آن هم از سوی کسانی بلند می شود که مفهوم آنرا نمی دانند و اصلاً به آن باور ندارند؛ دموکراتهایی که معتقد به نظام قبیلوی اند و در خانه و محیط خویش نظام استبدادی سنتی را خود رهبری می نمایند. خواهان دموکراسی ای اند که در آن جهل و بی سوادی، فقر و بیکاری، خشونت و زورگویی و زراندوزی غیر مشروع حاکم باشد.

    همین کج اندیشان سیاسی اند که با دست زدن به تقلب گسترده و سازمان یافته ای در انتخابات بیست ونهم اسد که تا هنوز در هیچ کشوری سابقه نداشته است، یکبار دیگر جایگاه بلند افغانستان را در خانواده ملل متحد زیر سؤال برد و تمام افتخارات گذشته آنرا ضرب صفر کرد. با ارتکاب این خیانت ملی، دست آورد هشت سال حاکمیت کابل، سراسر بدبختی و سرافکندگی شد.

    حال، سؤال اینجاست که در آستانه دومین انتخابات ریاست جمهوری که با گذشت هر ساعت، یک گام به آن نزدیکتر می شویم و فرصت از دست نرفته است، آیا مردم افغانستان برای پنج سال بعد، همین حاکمیت را می خواهند تمدید نمایند یا در تغییر و تحول آن تصمیم می گیرند؟ شاید هم انتخابات برگزار نشود اما اراده مردم شریف افغانستان مهم است که در آوردن نظام سیاسی، باید نقش داشته باشد.

    مردم ما باید بدانند که دیگر چهره ها نمی توانند در نظام مؤثر باشند، بلکه افراد شایسته وبا هدف و دارای برنامه ملی و استراتیژی مشخص می توانند برای رشد و ترقی آنها کاری انجام دهند؛ افرادی که دارای تخصص و تعهد بوده و از سوابق نیک در میان مردم برخوردار باشند؛ افرادی که دارای تحصیل و تجربه کافی بوده و در حرف ها و حرکت های خویش در مقام شخصیت های ملی برتر، ممثل افغانستان و مردم مجاهد آن باشند.

لاله ی این چمن آلوده ی رنگ است هنوز

سپر از دست میانداز که جنگ است هنوز

ای که آسوده نشینی لب ساحل برخیز

که ترا کار به گرداب و نهنگ است هنوز

"افزایش مراکز رای دهی به مفهوم تقلب در انتخابات"

با افزایش تعداد حوزه های انتخاباتی در افغانستان خطر تقلب در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری افغانستان بازهم بیشتر شده است. کمیسیون مستقل انتخابات افغانستان پیشنهاد ملل متحد را در مورد کاهش تعداد حوزه های انتخاباتی رد نمود. به نوشته روزنامه گاردین، با این اعلان کمیسیون انتخابات افغانستان، احتمال برگزاری یک انتخابات فلاکت بار دیگر در افغانستان بیشتر شده است.
    تعداد حوزه های انتخاباتی که تا کنون 6167 حوزه بود اکنون به 6322 حوزه خواهد رسید یعنی 155 محل دیگر رای گیری باز می شود. این اعلامیه کمیسیون انتخابات نگرانی عمیق را در اداره سازمان ملل متحد در کابل ایجاد کرده است. به نوشته روزنامه در دور اول انتخابات حوزه های انتخاباتی در مناطق باز شده بودند که رفتن ناظرین به این حوزه ها ممکن نبود و از همین سبب بیش از یک ملیون رای بی اعتبار اعلان شد و انتخابات را به دور دوم کشاند. اکنون به گفته مقامات ملل متحد بار دیگر صندوقهای رای در جاهایی گذاشته می شوند که نظارت آنها مشکل است و در همین جاها بود که در دور اول انتخابات صندوقهای رای بی حساب پر شدند.
    رقیب رییس جمهور کرزی در دور دوم انتخابات، داکتر عبدالله عبدالله خواسته است که در حدود 500 حوزه رای گیری مسدود شود و رییس کمیسیون انتخابات از وظیفه برکنار گردد. یک دپلومات غربی که در ترتیب انتخابات سهم دارد گفت این خبر برایش مانند مشتی بود که بر سرش فرود آمد، زیرا به گفته او هر تقاضایی که ملل متحد به میان گذاشت از سوی کمیسیون مستقل انتخابات رد شد. به گفته او این عمل مورال کارمندان ملل متحد را ضعیف تر می سازد. به گفته او بعد از کشته شدن شش مقام خارجی سازمان ملل در نتیجه حمله افراد مسلح در مرکز کابل روحیات مامورین سازمان ملل متحد بیشتر از پیش ضعیفتر شده است.
    به اساس خبرها بعد از وقوع حملات اخیر بر مهمانسرای سازمان ملل متحد، دفتر یوناما به 1000 کارمند این اداره در افغانستان که با انتخابات سرو کار ندارند، دستور داد که بخاطر تهدیدهای امنیتی در جریان انتخابات، افغانستان را ترک نموده و به کشورهای خود برگردند.
    به نوشته روزنامه گاردین با وجود بیانات نماینده خاص ایالات متحده برای افغانستان و پاکستان ریچارد هولبروک که گفت: "در دور دوم انتخابات از تقلب حتی الامکان جلوگیری خواهد شد، اما ناظرین انتخابات می گویند که برگذاری یک انتخابات بدون تقلب در افغانستان در شرایط کنونی نا ممکن خواهد بود."

آیا انتخابات دور دوم برگزار خواهد شد؟

    با اعلام نتایج نهایی انتخابات ریاست جمهوری و رفتن انتخابات به دور دوم به جای اینکه تشویش و نگرانی مردم از وضعیت امنیتی افغانستان کاهش یابد، یکبار دیگر فضای سیاسی کشور مکدر گردید و افزایش بحران در نقاط مختلف کشور به خصوص حملات اخیر طالبان به مهمانسرای سازمان ملل متحد در شهر کابل، تشویش های زیادی را میان حلقات سیاسی داخلی و خارجی و نهادهای مدنی در رابطه به آینده این کشور برانگیخت.

    پس از گذشت چند روز از اعلام نتایج نهایی انتخابات، در حالی که با گذشت هر لحظه یک گام به انتخابات دور دوم نزدیک می شویم، هنوز خبری از آغاز مبارزات جدی انتخاباتی نیست و اگر تلاشهایی هم شده باشد به چانه زنی های پشت پرده و دیدار های نامزدها با سران اقوام، چهره های سیاسی و رهبران احزاب جهادی است که جزئیات آن مثل همیشه بر مردم پوشیده مانده است.

حالا در حالی که کمیسیون به اصطلاح مستقل انتخابات برای برگزاری دور دوم آماده می شود، دکتور عبدالله عبدالله رقیب جدی حامد کرزی برای شرکت در دور دوم، شرایطی را مطرح کرده است که انتظار نمی رود برآورده شدن چنین شرایطی آسان باشد. برکناری رئیس کمیسیون انتخابات و به تعلیق درآوردن وظایف حد اقل سه تن از وزرای کابینه، از جمله شرایط موصوف است. ظاهراً آقای کرزی با تاکید براینکه کمیسیون انتخابات کارش را درست انجام داده و نیازی به برکناری رئیس آن نیست، به درخواست های مکرر عبدالله برای برکناری او پاسخ منفی داده است.

    چنین گیر و دار هایی در نخستین روزهای مبارزات انتخاباتی، بار دیگر گمانه زنی ها و سوالات بی پاسخ را افزایش داد و فضای آکنده از نگرانی را که قبل از اعلام نتایج انتخابات بر فضای سیاسی افغانستان حاکم بود، باز گرداند.

    اکنون سوال اصلی این نیست که کدام یک از نامزد ها برنده خواهد شد؟ بلکه سوال اصلی این است که آیا دور دوم انتخابات آنگونه که اعلام شده در ۱۶ عقرب/ آبان برگزار خواهد شد یانه؟ آیا شرایط عبدالله برآورده خواهد شد؟ اگر این شرایط برآورده نشود چه اتفاق خواهد افتاد؟ پاسخ این سوال مهم و اساسی را هیچ کس یا نهادی ندارد. قانون اساسی در این مورد ساکت است. تصمیم های کمیسیون انتخابات را یکی از دو رقیب اصلی نمی پذیرد، آقای کرزی با آنکه رئیس جمهوری است، اما در داستان انتخابات، او پیشتر از آنکه رئیس جمهوری باشد یک نامزد است.

    طرفداران آقای عبدالله می گویند باید قبل از برگزاری انتخابات، از شفافیت آن مطمئن باشند. پس باید رئیس کمیسیونی که انتخابات قبلی را برگزار کرد، برکنار شود و کسی مسئولیت برگزاری انتخابات را به عهده بگیرد که مورد قبول هر دو طرف باشد.

    اما طرفداران آقای کرزی می گویند کمیسیون انتخابات نتیجه به نفع هیچ یک از نامزدها اعلام نکرده است و انتخابات را بار دیگر برگزار می کند. افزون براین، حتی اگر رئیس کمیسیون انتخابات برکنار هم شود، براساس قانون اساسی، گماردن فرد دیگر به ریاست این کمیسیون باز هم از صلاحیت رئیس جمهوری است. بحث جدی دیگر این است که اگر آقای عبدالله حاضر به رفتن در انتخابات نشود، چه راه حلی برای این مشکل می توان یافت؟

    به لحاظ قانونی دستور روشنی در این مورد وجود ندارد و این امر حل چنین مشکلی را دشوار خواهد کرد. زیرا به دلیل نبود دستور روشن قانونی، راه برای تفسیرهای متفاوت و مختلف از مواد قانون باز می شود تعبیر و تفسیرهایی که توافق بر سر یکی از آنها اگر نه ناممکن، حد اقل دشوار خواهد بود.

    یکی از گزینه هایی که با جدیت در میان چهره و طیف های سیاسی مختلف مطرح است، تشکیل یک حکومت موقت حد اقل برای مدت شش ماه است. استدلال طرفداران این طرح این است که برگزاری انتخابات شفاف نیازمند زمان و امکانات بیشتری است و کمیسیون انتخابات نمی تواند در مدت زمان باقی مانده تا ۱۶ عقرب یک انتخابات شفاف و عادلانه را برگزار کند.
    چند روز پیش شماری از افغانها که به نمایندگی از نهادهای مدنی در هتل انترکانیننتال کابل گردهم آمده بودند با ارائه این طرح از زلمی خلیلزاد خواستند تا برای برون رفت افغانستان از بحران کنونی رهبری اداره موقت را به عهده بگیرد.  در روز های کوتاه خزانی زمان به سرعت می گذرد، صندوقهای رای به مراکز ولایات رسیده است، ولی هنوز کارهای زیادی باقی مانده شاید عده ای کارت های رای خود را آماده کرده اند. اما هیچ رای دهنده ای هنوز مطمئن نیست که روز ۱۶ عقرب تمامی طرف های ملی و بین المللی، صلاحیت تصمیم نهایی را به مردم افغانستان واگذار خواهند کرد.

    ساختار اداره موقت با وجود آنکه به عقیده برخی حلقات خارجی ذیدخل در قضیه افغانستان، برگشت به عقب می باشد و به این معناست که کارکرد هشت سال گذشته ضرب صفر می شود، اما تحمل ادامه حاکمیت کنونی برای پنج سال آینده هم برای تمام جناح های مطرح در قضیه افغانستان دشوار است

دکتر عبدالله عبدالله دور دوم انتخابات را تحریم می کند

    برخی گزارش‌ها حاکی از آن است که عبدالله عبدلله، رقیب حامد کرزی در انتخابات ریاست جمهوری افغانستان، قصد دارد صحنه دور دوم انتخابات را ترک کند. احمد ولی مسعود، مشاور ارشد آقای عبدالله  اخیراً در یک مصاحبه اختصاصی به بی‌بی‌سی گفت: نگرانی از اینکه بار دیگر به اندازه دور اول در رای گیری تقلب رخ دهد او را مجبور به کناره گیری می کند. آقای مسعود در گفتگوی خویش با بی بی سی، مکرراً خواستار برکناری رئیس کمیسیون مستقل انتخابات افغانستان شد. احمد ولی مسعود علاوه نمود: "آقای عبدالله از اینکه هیچ اقدامی برای برطرف شدن مشکلات نظام انتخاباتی صورت نگرفته، ناخشنود است". او به بی بی سی گفت: "حقیقت این است که زیرساخت و زمینه تقلب هنوز وجود دارد. تقریبا 1.5 میلیون رای دستکاری شد. اما چیزی تغییر نکرده است." او افزود: "در نتیجه اگر دور دوم انتخابات هم برگزار شود دوباره همان اتفاقات رخ خواهد داد. از این رو فکر نمی کنم ما مایل به شرکت در انتخابات باشیم."

    برخی از شخصیت های نزدیک به آقای عبدالله به خبرگزاری اسوشیتدپرس گفته اند احتمالا بیانیه ای در این زمینه صادر خواهد شد. پیشتر کمیسیون مستقل انتخابات اعلام کرده بود که قصد دارد در دور دوم انتخابات از 6322 شعبه رای گیری استفاده کند که این تعداد از شمار شعب مورد استفاده در دور اول فراتر می رود. این در حالی است که کمیسیون شکایت های انتخاباتی توصیه کرده بود شمار شعبه های رای گیری از 6000 به 5800 شعبه کاهش یابد تا اطمینان حاصل شود که ناظران کافی برای محدود ساختن تقلب و سربازان کافی برای تضمین امنیت انتخابات وجود داشته باشد

کرزی، سیا و تجارت مواد مخدر

    به گزارش برخی رسانه ها به نقل از نیورک تایمز، اخیراً اعلام داشتند که سازمان جاسوسی آمریکا "سیا" در مدت 8 سال گذشته به احمد ولی کرزی، برادر حامد کرزی برای خدمات متعددی که در قندهار انجام داده، به ویژه برای استخدام نیروهای نظامی تازه نفس برای عملیات علیه شبه‌ نظامیان طالبان پول پرداخت کرده است. مقامات آمریکایی اعلام کرده ‌اند: "احمد ولی کرزی با سیا در ارتباط بوده و در بدل ترتیب دادن ملاقات یا ارتباط مقامات آمریکایی با عناصر طالبان، پول دریافت کرده است."

    این روزنامه در گزارش اضافه کرده  است: "برادر کرزی که به قاچاق مواد مخدر نیز متهم است، روابط بسیار گسترده‌ای با سازمان جاسوسی آمریکا دارد. وی برای اجازه دادن به نیروهای سیا و نیروهای نظامی آمریکا برای انجام عملیات علیه شبه‌نظامیان در قندهار و همچنین عملیات علیه ملاعمر رهبر طالبان، وجه دریافت می‌کرده است."

    نیویورک‌ تایمز با اشاره به قاچاق هروئین از سوی برادر کرزی نوشته است: "‌احمد ولی کرزی در تجارت مواد مخدر دست دارد و تعدادی از مسئولین قبلی و جدید کاخ سفید، دفتر اداره امور امریکا و سفارت امریکا در کابل نیز از این موضوع اطلاع دارند." یک مقام امریکایی که نخواست اسمش فاش شود گفته است که میلیون ها دالر امریکایی که در اثر تجارت مواد مخدر بدست میاید، در ولایت کندهار سرا زیر شده، اما از آن هیچ اثری دیده نمی شود. اما احمد ولی کرزی مدعی است که با هیچ‌کس تحت عنوان "سیا" آشنایی ندارد و هیچ پولی را از هیچ سازمانی دریافت نکرده است. وی با تکذیب دریافت وجه از سیا برای انجام عملیات در قندهار گفته است که نیروهای آمریکایی را تا جایی که می‌توانسته همکاری کرده است.

احمد ولی کرزی، اکنون رئیس شورای ولایتی قندهار و از قاچاقچیان عمده هروئین و مواد مخدر است. برخی تحلیگران امور بدین باور اند که سازمان "سیا" خود در تجارت مواد مخدر در افغانستان سهیم است. تولید مواد مخدر در چند ولایات جنوبی افغانستان صورت می گیرد، که در آنجا امریکایی ها و انگلیس ها حضور گسترده نظامی دارند. پس جای تردید نیست که سیا در دومین انتخابات افغانستان از حامد کرزی حمایت کند، زیرا منافع آنها در تحت چنین نظام فاسد به درستی تأمین میگردد.

تقلب در انتخابات، یک ریکارد دیگر

سرمقاله شماره ۱۹ پیام قلم

نوشته: عزیزاحمد حنیف

    از یکماه و اندی بدینسو مسئله تقلب در انتخابات ریاست جمهوری افغانستان از سوی آقای کرزی در برخی ولایات جنوب، صفحات جراید و روزنامه های ملی و بین المللی را رنگین نموده و کارشناسان امور، مؤسسات و کشورهایی که حضور بالفعل یا روابط استراتیژیک با افغانستان دارند، را در رابطه به آینده این کشور وچگونگی فضای سیاسی، بعد از اعلام نتایج نهایی انتخابات و پنج سال آینده، نگران نموده است.

    سازمان ملل متحد که بیشتر از سه صد ملیون دالر به خاطر سازماندهی، اداره و نظارت درست از انتخابات برای کمیسیون (به اصطلاح، مستقل) انتخابات افغانستان فراهم نمود، اخیراً با ایجاد تنش لفظی میان آقایان "پیترگالبریت" و "کای آی ده" معاون و رییس نمایندگی ملل متحد در این کشور بر سر  شفافیت انتخابات و بازشماری آرای مشکوک، جایگاه آن به عنوان یگانه نهاد بی طرف و ذیدخل در مسئله انتخابات، زیر سؤال رفته و به طرفداری از یک کاندید مشخص متهم گردیده است.

    چندی قبل یکی از مؤسسات نظارت کننده وابسته به اتحادیه اروپا، تقلب در انتخابات بیست و نهم اسد سال جاری را از سوی سه کاندید پیشتاز در ریاست جمهوری، که به اساس آن آقای کرزی با به دست آوردن بیشتر از یک ملیون رای از طریق غیر مشروع در ردیف اول قرار گرفته است، گسترده توصیف نموده و در صورت برندگی وی، وضعیت آینده افغانستان را وخیم خواند.

    طوری که شاهد هستیم بعد از اعلام نتایج قسمی انتخابات با گذشت هر روز فضای سیاسی کشور مکدر گشته، امنیت و ثبات نسبی ای که وجود داشت بیشتر از هروقت برهم خورده و دامنه آن از جنوب به شمال افغانستان توسعه پیدا کرده است؛ رقابت های مسالمت آمیز میان نامزدان ریاست جمهوری، آهسته آهسته جای خود را به رقابت های خشونت بار مبدل نموده و انتظار می رود که تشنجات وناهنجاری ها یکبار دیگر مردم افغانستان را به خاک و خون کشاند و یا حد اقل بیماری های فقر و بیکاری، فساد و ظلم، ناامنی و بحران و… برای پنج سال دیگر تمدید گردد.

    ایالات متحده آمریکا که بیشترین هزینه انتخابات را پرداخته و رییس جمهور باراک اوباما اخیراً استراتیژی جدیدی را برای ختم جنگ در افغانستان طرح وتصویب کرد، ناکامی در انتخابات 1388، مقامات کاخ سفید را برای تطبیق استراتیژی شان در افغانستان دچار تشویش و نگرانی شدید نموده است.

    آقای کرزی که در اوایل ورود به افغانستان یگانه مهره دست نشانده آمریکا شناخته می شد و از سوی برخی رسانه ها، شاه شجاع دوم توصیف گردید، با ناکامی های پی در پی در عرصه های مختلف، محبوبیت و اعتماد خویش را در داخل و خارج کشور از دست داد تا آنکه در دومین دور انتخابات ریاست جمهوری مجبور گردید دست به تقلب گسترده و ننگین زده تا از این طریق بتواند خود را در قدرت حفظ نماید.

    تقلب در دومین انتخابات افغانستان که تا حال در هیچ کشوری بدین پیمانه تجربه نشده است، سبب گردید تا کرسی این کشور در مجمع عمومی سالانه ملل متحد، خالی مانده و دموکراسی نوبنیاری که با هزینه ملیاردها دالر و حضور نظامی بیشتر از چهل کشور در افغانستان اساس گذاشته شده به چالش کشیده شود.

    افغانستان در هشت سال گذشته در کشت و قاچاق مواد مخدر، فساد واختلاس در ادارات دولتی، فقر وبیکاری، قتل و کشتار افراد بی گناه و حیف ومیل شدن سرمایه های ملی، ریکارد جهانی داشته و سرخط رسانه ها را به خود اختصاص داده بود، در انتخابات ریاست جمهوری سال جاری، به ابتکار آقای کرزی توانست، یک ریکار تقلب جهانی دیگر قایم نموده و سرافرازی جدید ملی ای را در دنیا کسب نماید.

    سازشی که میان آقای کرزی و کمیسیون انتخابات صورت گرفته بود، اکنون از سوی برخی رسانه ها و اشخاص بلندپایه داخلی و خارجی ذیدخل در قضیه انتخابات، افشاء گردید که از یکسال بدینسو این معاهده ننگین در پشت پرده به امضاء رسیده و کرزی با افراد دست نشانده خود که جز پول و قدرت به هیچ ارزش انسانی و ملی ای باور ندارند، این دسیسه را دنبال می نموده اند.

    با توجه به این امر، پیامد تقلبی که آقای کرزی در هماهنگی با کمیسیون انتخابات انجام داده تأثیر مستقیم بالای دولت آینده در پنج سال بعدی خواهد داشت، آنچه مهم است اینکه آقای کرزی و اعضای بلندپایه کمیسیون انتخابات که چنین جنایت ملی را مرتکب شده و با هزینه گزافی از بودجه افغانستان، به سرنوشت ملت بازی نموده اند، به محاکمه کشانده شده به در حضور رسانه ها به ملت پاسخ بگویند. در غیر آنصورت، در آینده ها هم شاهد این زشتی خواهیم بود.

مشروعیت نمایندگی سازمان ملل متحد در افغانستان زیر سوال خواهد رفت!

پیتــر گــالبــریت:

 آنچــه مــن در انتخــابات افغـــانســـتان مشـــاهــده کـــردم، اگـــر مـــلل متحـــد حقیــــقت تقـــلب را تصـــدیق نکنــــد، مشـــروعیتـــش در افغــــانســــتان در خطــــر از دســـت رفتــــن اســـت.

منبع: واشنگتن پست

برگردان: شریف

روزنامه واشنگتن پست اخیراً مطلبی را از آقای پیتر گالبریت معاون برکنارشده نمایندگی سازمان ملل متحد در افغانستان به نشر سپرد که در آن، موصوف عوامل و علل برکناری اش را توضیح داده است؛ اداره نشریه پیام قلم ترجمه فارسی آنرا با حذف قسمتی از اول آن، در خدمت خوانندگان عزیز قرار میدهد:

    انتخابات ریاست جمهوری افغانستان که در 20 آگست برگزار شد، می بایست یک رویداد تاریخی در کشوری که 30 سال جنگ و بی ثباتی را طی کرده و به سمت ثبات و دموکراسی پیش می رود، می بود. اما در عوض خلاف این مسئله بود. 30 فیصد آرای کرزی تقلب آمیز است و مقدار کمتر از این متوجه دیگر کاندیداها است. در چندین ولایت به شمول کندهار، 4 تا 10 برابر آراء بیشتر از تعداد واقعی رأی دهندگان گزارش شده است. این تقلب به طالبان یکی از بزرگترین پیروزی های استراتژیک در هشت سال جنگ با ایالات متحده و همکار افغانش بخشیده است.

    این انتخابات و ناکامی آن قابل پیش بینی بود. برخلاف انتخابات در سال 2004 که توسط ملل متحد برگزار می شد، این انتخابات توسط کمیسیون مستقل انتخابات افغانی دایر شد. برخلاف نامش، این کمیسیون تابع کرزی بود که هفت نفر آنرا منصوب کرده بود. با آنهم نقش جامعه ی جهانی بسیار وسیع بود. ایالات متحده و دیگر ممالک غربی بیش از 300 میلیون دالر را برای انتخابات پرداختند و کارمندان تخنیکی ملل متحد هدایت سازماندهی این پروسه را به عهده گرفتند به شمول چاپ اوراق رأی دهی، توزیع مواد انتخاباتی و سازماندهی محافظین ضد تقلب.

    بخشی از وظیفه ی من سرپرستی تمام این حمایت ملل متحد بود. در ماه جولای من متوجه شدم که دست کم 1500 مرکز رأیدهی (از 7000 مرکز) در مناطق بسیار ناامن قرار دارد که هیچ کس از کمیسیون مستقل انتخابات، اردو و پولیس افغان قادر به بازرسی آنرا ندارد. واضح است که این مراکز در روز انتخابات نبایست باز می شد. دست کم وجود این مراکز در گزارش ها می توانست پریشانی ایجاد کند اما من بیشتر در مورد خطر تقلب تشویش داشتم.

    در آن زمان من به همراه سفیر ایالات متحده و متحدین اصلی، با وزرای دفاع و داخله ی افغانستان و همچنین ريیس کمیسیون انتخابات دیدار داشتم. ما اصرار کردیم که یا پلان قابل قبولی برای امن ساختن این مراکز رأی دهی اتخاذ کنند (که ریيس اردوی افغان به من گفته بود غیر ممکن است) یا این مراکز را بسته کنند. ایده مرا دستور داد که در مورد این مراکز رأیدهی دیگر بحث نکنم. در روز انتخابات، این سایت ها صدها هزار رأی جعلی برای کرزی تولید کردند.

    در مرحله ی دیگر پروسه ی انتخابات، من مانند گذشته دستور داده شدم که مسئله ی تقلب را پیگیری نکنم. یوناما یک مرکز 24 ساعته در جریان رأی دهی و شمارش مراحل اولی آراء ایجاد کرده بود. با وجود خطرات شخصی، برخی از کارمندان ساحوی یوناما، اطلاعاتی در مورد مشارکت مردم در انتخابات و تقلب گردآوری کردند.

    معلومات ما نشان می داد که میزان مشارکت مردم در ولایات جنوبی در کمترین حد خود بوده است اما بعداً گزارشاتی آمد که نشان از شمار زیادی رأی برای کرزی از این ولایات بود. زمانی که کای آیده فهمید نتایج بررسی مرکز انتخاباتی ما می تواند به طور جدی برای ريیس جمهور کرزی مزاحمت ایجاد کند، وی به کارمندانش دستور داد تا این معلومات را با هیچکس به شمول نهادهای افغان که مسوولیت یکپارچگی پروسه ی انتخابات را داشتند، شریک نسازند. طبیعتاً همکارانم تعجب کردند که چرا خطر جمع آوری این شواهد را قبول می کردند اگر این موارد قرار بوده استفاده نشود.

    در اوائل سپتمبر، من مطلع شدم که کمیسیون مستقل انتخابات می خواهد پالیسی های ضد تقلب را لغو کند و آرای تقلبی کافی را در روز آخر شمارش آرا برای بالابردن کرزی به بیش از 50 فیصد شامل سازد تا به دور دوم نیازی نباشد. من با ريیس کمیسیون انتخابات صحبت کردم و اصرار کردم کمیسیون طبق پروسه ی ایجاد شده و تعیین شده، پیش رود. ريیس جمهور کرزی وزیر خارجه را خواسته و کار مرا دخالت در پروسه ی انتخابات تصور کرده، اعتراض کرد. ريیس ام نیز از کرزی طرفداری کرد.

    افغانستان از لحاظ جغرافیایی و قومی به چند دسته تقسیم بندی شده است. کرزی و طالبان هر دو پشتون، گروه قومی حاکم در افغانستان هستند که حدود 45 فیصد جمعیت کشور را شامل است. عبدالله عبدالله، رقیب اصلی کرزی، هم پشتون و هم تاجیک است اما از لحاظ سیاسی با تاجیک ها شناخته شده است که بر شمال افغانستان حاکم هستند و دومین گروه قومی بزرگ در افغانستان هستند. اگر تاجیک ها باور کنند که این تقلب ها کاندیدای آنها را برای رقابت در دور دوم بازمانده است، آنها شاید واکنش شان عدم تصدیق حاکمیت دولت مرکزی باشد. شمال ممکن به استقلال و خودمختاری غیر رسمی دست یابد و این انتخابات می تواند خط بندی قومی را ایجاد کند و منجر به بحران بین طالبان و دولت شود که تا کنون به یک جنگ داخلی میان پشتونها شهرت یافته است.

از زمانی که اختلافات من با ایده، علنی شد، ایده و حامیان وی اصرار داشتند که ملل متحد تعهدی به دخالت در پروسه ی انتخابات افغانستان ندارد. این امر از لحاظ تخنیکی درست نیست. شورای امنیت ملل متحد، مأموریت ملل متحد را برای حمایت از نهادهای انتخاباتی افغانستان جهت دهی کرده تا یک انتخابات آزاد، شفاف و عادلانه برگزار گردد و نه یک انتخابات تقلب آمیز. ولی اکنون با بیش از 100 هزار سرباز نیروهای ائتلاف و امریکایی مستقر در کشور- جامعه ی جهانی علاقه مندی آشکاری دارد تا اطمینان یابد انتخابات افغانستان اوضاع را بدتر نمی کند.

    ريیس جمهور اوباما احتیاج به یک همکار افغان مشروع دارد تا استراتژی جدید برای این کشور مؤثر واقع شود. اما تقلبات گسترده که در انتخابات 20 آگست واقع شد، ضمانت می کند که دولت برآمده از انتخابات ملوث و تقلب آمیز میان بسیاری از افغان ها مشروع نخواهد بود.

طوری که من نوشته ام، کمیسیون شکایات انتخاباتی 10 فیصد صندوق ها را بازرسی می کنند. اگر این تفتیش نشان دهد که این نمونه گیری تقلب بوده است، کمیسیون به مقدار 3000 صندوق های رأی را دور خواهد انداخت که می تواند منجر به دور دوم انتخابات بین کرزی و عبدالله شود. اما دور دوم به خودی خود پادزهری برای چالش های انتخابات افغانستان نیست. مشکلات گسترده که منجر به تقلب در دور اول رأی گیری شد، باید مطرح و نشانی شود. مشخصاً مراکز رأی دهی "شبح مانند" (ناامن) می تواند حذف شود. ("بسته بودن" کلمه ی صحیحی نیست از آنجاییکه آنها هرگز باز نشده بودند.) و کارمندان انتخاباتی که تقلب را تسهیل کرده بودند باید جایگزین شوند.

کمیسیون انتخابات افغانستان که طرفدار کرزی است این کار را انجام نخواهد داد. حل کردن این مشکلات، تصمیم و اراده ی ريیس یوناما در افغانستان را لازم دارد – امری که تا کنون فاقد آن بوده است.

نیم نگاهی به یک رسوایی

خواجه بشير احمد انصاري

    برای نگاشتن این مقاله اشتهایی در خامه نمی بینم زیرا هیچ نویسنده ای آرزو ندارد تا امری بدیهی و حقیقتی مشهود را که دانستن آن موقوف به تفکر نیست، برای خواننده اش بیان دارد. تقلب در انتخابات ریاست جمهوری سال 1388 از همین دست حقایق است که کوس رسوایی آن از آسمان فرو غلطید و در فضای تمامی قاره های دنیا پیچیدن گرفت.

    انتخاباتی که در بیستم اگست سال جاری صورت گرفت، ریکارد تقلب را در جهان شکست و تزویر و جعل از همان روزهای نخست در سراسر ارگانهای (سرکاری) انتخابات به چشم می خورد وخون تزویر در تمامی رگهای دستگاه بزرگ کمیسیون (مستقل) انتخابات و نهاد های دولتی موج می زد.
تزویر در انتخابات سال 1388 از خود کمیسیون آغاز گردید. اگر نیک دیده شود طرح این تقلب گسترده دو سال قبل ریخته شده بود که تعیین و نصب اعضای کمیسیون انتخابات و افزودن صفت مستقل بر آن را می توان مقدمۀ این برنامۀ ننگین به شمار آورد.

    کمیسیون مستقل انتخابات در عرف دموکراسی های جهان حکم داوری کاملا بی طرف را دارد که ملتهای دنیا هنگام گزینش آن احتیاط لازم و اجراءات دقیقی را در نظر می گیرند. وجود داوری بی طرف یکی از عناصر اصلی رقابت های انسانی در تمامی ساحه های فعالیت اجتماعی است که میدانهای ورزش، نهاد های آموزش، صالون های محاکم و بالآخره عرصه های رقابتهای انتخاباتی با آن آشنایی دارند. پذیرش این اصل نیازی به عقل زیاد، تحصیل عالی و وجدانی بسیار بیدار هم ندارد.

    کشور های دموکراتیک دنیا همه دارای کمیسیون انتخابات و یا نهادی شبیه به آن اند ولی در هیچ جایی دیده نشده است که اعضای این نهاد از سوی رئیس جمهور کشور نصب شود، چه رسد به این که رئیس جمهور خود نیز از جملۀ کاندیدان باشد. تعیین کمیسیون انتخابات از سوی یک نامزد انتخابات بدان ماند که شخصی هنگام فیصلۀ دعوایی قاضی خویش را خودش تعیین و با خود به محکمه ببرد.

جوامع دموکراتیک دنیا هر کدام دارای کمیسیون مستقلی برای انتخابات اند چنانچه كميسيون مستقل انتخابات امريكا برای نخستین بار از سوي كانگرس این کشور اساس گذاشته شد. تعداد اعضای این کمیسیون شش تن اند که از سوی رئیس جمهور پیشنهاد و از طرف مجلس سنا تأیید می شوند. در جمع شش عضو این کمیسیون بیشتر از سه تن آن نمی توانند عضو یکی از دو حزب سیاسی امریکا باشند. در پهلوی این شرط، قیود و شروط اجرایی و قضایی دیگری که متناسب با اوضاع این کشور می باشد هم فرا راه کمیسیون مذکور گذاشته شده است تا آنکه از میلان و جانبداری آن جلوگیری نماید. ریاست این کمیسیون هر سال به عضو جدیدی انتقال می یابد.

    همانطوری که گفتیم، انتخاب نهادی مستقل از سوی نیرویی جداگانه - و نه از طرف یکی از نامزدهای انتخابات- که نقش داور را در انتخابات بازی کند، یکی از مسلمات دموکراسی به حساب می آید که پذیرش آن نیازی به عقل زیاد، تحصیل عالی و وجدانی بسیار بیدار ندارد، به همین شکل، دانستن جعل وتقلب در ارقامی که بیانگر تعداد کارت های رأی دهی است نیز عقل افلاطون، تحصیل انشتاین و وجدان ابوذر نمی خواهد.

    کمیسیون (مستقل) آقای کرزی برای انتخابات خود بار بار گفته است که در افغانستان به تعداد (17822121) مرد وزن کارت انتخابات گرفته اند، پس بیایید ببینیم که این آمار تا چه حد درست می باشد.

    در آغاز باید گفت که کتاب حقایق جهان که هر سال از سوی سازمان (سی – آی - ای) نشر می شود و معلومات نسبتا دقیقی را در اختیار خواننده می گذارد، در ماه جولای سال جاری جمعیت افغانستان را - به شمول مهاجران خارج از کشور- بیست و هشت ملیون و سه صد ونود شش هزار تخمین نموده است.

    اگر جمعیت کشور را (28396000) فرد قبول کنیم، و در این جمع تنها پنجاه فیصد آن را کودکان زیر سن رأیدهی بپذیریم (در صورتی که بر مبنای این کتاب و سایر منابع، کودکان زیر سن رأیدهی بیشتر از این است) در آن صورت واجدان شرایط رأیدهی (14198000) شخص خواهد شد.

اگر این را هم بپذیریم که همه زنان کشور کارت گرفته و در انتخابات سهم می گیرند،اگر این را نیز باور کنیم که همه نقاط افغانستان زیر سیطرۀ دولت است اگر این را نیر تصدیق نمائیم که ماموران کمیسیون انتخابات همه نقاط افغانستان از پامیر گرفته تا نورستان و از بیابانهای نیمروز گرفته تا قله های صعب العبور پکتیا را زیر پوشش قرار داده اند، اگر این را نیز پذیرا شویم که معلولان و موسفیدان کهنسال هم کارت گرفته اند؛ باز هم در می یابیم که به تعداد سه ملیون وششصد وبیست چهار هزار و یکصد وبیست ویک (3624121) کارت رأیدهی بیشتر از شمار تمامی کسانی که حق رأیدهی دارند، نشان داده شده است.

    قبل از آنکه انتخابات سال جاری آغاز گردد، دفاتر کمپاین انتخاباتی نامزد های مطرح از قبیل داکتر عبدالله و داکتر اشرف غنی و کرزی سخت تلاش می ورزیدند تا در ولایتهای خاصی چون پکتیا و خوست وپکتیکا ناظری چند از میان زنان پیدا کنند و در این قسمت مشکل داشتند چون سنتهای اجتماعی آن مناطق و همچنان تهدید طالبان مانع این کار می شد، ولی دیدیم که در اوراق رسمی کمیسیون (مستقل) آقای کرزی تعداد زنانی را که در برخی از این مناطق کارت گرفته اند چنان مبالغه آمیز است که حتی دهقانی بیسواد در قلب یکی از جنگلهای افریقا هم نخواهد آن را پذیرفت.

    در یک سندی که ریاست عملیات ساحوی انتخابات در اختیار مردم قرار داده و از آمار ثبت نام رأی دهندگان گزارش داده، آمار برخی ولایتها از تقلبی بسیار عجولانه خبر می دهد. به عنوان نمونه، این سند شمار مردانی را که در ولایت خوست کارت رأی دهی گرفته اند بیشتر از سی و هفت هزار گفته در حالی که تعداد زنان را بیشتر از شصت و دو هزار فرد گزارش داده است.

    در افغانستان نهادی بنام «ادارۀ مرکزی احصائیه» وجود دارد که من نمی دانم چه کسانی در رأس آن قرار دارند و هدف از تأسیس آن چه بوده است. این نهاد در سال 1388 گزارشی را منتشر نموده که در آن نفوس ولایات و ولسوالی های افغانستان را تخمین نموده است. بر اساس این سند رسمی نفوس ولایت پکتیا 499000 نفر تخمین شده ولی بر اساس سندی که کمیسیون مستقل انتخابات افغانستان منتشر نموده است بیشتر از 500000 نفر در آن ولایت کارت رأیدهی گرفته اند. این کمیسیون مدعی است که در ولایت کوچکی چون پکتیا به تعداد 86309 زن کارت انتخابات گرفته اند، ولی همین کمیسیون شمار زنانی را که در هرات کارت گرفته اند 54486 تن گزارش داده است. در اینجا از این می گذریم که در ولایت هرات چند فیصد زنان در فعالیت اجتماعی مشارکت دارند و در پکتیا چند فیصد، و یا اینکه تعداد مکاتب دخترانه در آن ولایتها چند است و یا اینکه سنتهای اجتماعی ساکنان دو ولایت در پیوند با زن چقدر تفاوت دارد و حتی این را هم نمی گوییم که چند فیصد از مساحت هریکی از آن دو ولایت در کنترول دولت است. سند احصائیۀ مرکزی نفوس ولایت نورستان را 134000 نفر تخمین نموده و تعداد ثبت نام شوندگان آن را 154226 نفر گفته است. دفتر احصائیۀ نفوس آقای کرزی نفوس پکتیکا را 393000 نفر تخمین نموده است ولی کمیسیون مستقل انتخابات ایشان مدعی است که به تعداد 605485 نفر را در ولایت پکتیکا کارت رأیدهی داده است که 41998 تن آن را زنان تشکیل می دهند.

من در اینجا مدعی نیستم که آقای کرزی خواسته است تا هرچه بیشتر در جنوب افغانستان کارت توزیع کند زیرا یقین دارد که مردمان جنوب به او رأی خواهند داد بلکه می گویم این همه کارتهای جعلی بدان سبب در ولایات بی امن و بد امن تهیه گریده تا از چشم ناظرین خارجی و داخلی به دور و با اطمینان خاطر در صندوقهای رأی انداخته شده و به مرکز فرستاده شوند.

    در سایر کشور های عقب ماندۀ دنیا، اگر تقلبی هم شود، شاید هنگام شمارش آرا و یا اجراآت انتخاباتی صورت گیرد، ولی در افغانستان افرادی بودند که خانه پری نمودن و امضا کردن کارتهای جعلی انتخابات را قرار داد نموده بودند. دوستی را می شناسم که می گوید، اخیرا دریافته است که رانندۀ او ترتیب و خانه پری چهل هزار کارت رأیدهی را با تیم کرزی قرار داد نموده بود.

    چندی قبل شنیدم که رئیس جمهور غیر مشروع و غیر قانونی افغانستان اعلام نمود که در انتخابات تقلب شده است ولی نه به آن اندازه ای که تبلیغ می شود. در پاسخ باید گفت که تقلب در همه قوانین دنیا جنایت است که عامل آن باید محاکمه و زندانی شود ولی چه کنیم که در کشور ما استادان قانون را می آورند تا با کمال بی حیایی از این تقلب دفاع نمایند. در اعراف جوامع مختلف دنیا چیزی بنام شرف تخصص وجود دارد، آیا تخصص رشتۀ حقوق هم شرفی دارد؟ تحلیلگران وجدانباخته و حقوقدانان جنایتکار پاسخ دهند.

    به باور نویسندۀ این سطور، خطر اصلی این انتخابات در پیروزی دوباره همان شخص اولی و همان تیم کهنه نیست، بلکه خطر اصلی در تقلبی گسترده و تزویری سازمان یافته نهفته بوده که بدنۀ بزرگ دولت در آن سهیم و دست ده ها هزار مامور حکومت در آن دخیل بوده است. تشویش نویسنده از جهت فساد منظم و برنامه ریزی شده ای است که زیان اخلاقی آن نسبت به هر زیان دیگری بیشتر خواهد بود. آقای کرزی و تیم ایشان توانستند هزاران جوان را در گند و کثافت این فساد غرق ساخته و ملیشه های کمیسیونهای انتخاباتی و سخنگویان ایشان را وادارند تا از تقلبی به این گستردگی با کمال چشم سفیدی دفاع کنند، امری که بقایای وجدان را در روان آدمی خواهد کشت.

    سخن اخیر من متوجه شخصیتهای سیاسی افغانستان است. در فعالیت های سیاسی ممکن است یک شخصیت سیاسی روزی در یک جبهه قرار گیرد و زمانی در جبهۀ دیگر و این امری کاملا طبیعی است، ولی آنچه در همه حالتها مهم است احترام به اصول وقوانین بازی سیاسی است.
در آن زمانی که آقای کرزی کمیسیون انتخابات خودش را تعیین می کرد بر فعالان سیاسی بود تا به هر قیمتی که شود نگذارند تا این برنامۀ ضد ملی و ضد دموکراسی عملی شود. در آن وقت گروه بزرگی از فعالان سیاسی مهر سکوت بر لب نهادند و امروز گروه بزرگی از آنها بهای سکوت خویش را می پردازند. همین دو روز پیش شنیدیم که یکی از شرکای آقای کرزی که حتی بر سر خون فرزند جوان و مظلوم خویش پا نهاد، فقط چند هفته بعد از توافق با ایشان آماج تیر توطئه دوباره قرار گرفت. این همه ریش و بروتی که امروز در برابر این تقلب بزرگ و رسوایی عالمگیر آن چشم بر زمین دوخته و مهر سکوت بر لب نهاده وبرخی دیگر از این هم پیشتر رفته از این جنایت دفاع می کنند، باید بدانند که روزی شاید در صف مخالفان آقای کرزی و دار ودستۀ او قرار گرفته ودر آن روز خود قربانی سکوت شرمبار وننگین خویش خواهند شد. آیا در جمع کسانی که امروز در کنار این ادارۀ بدنام و رسوا قرار گرفته اند، شخصیت با وجدانی پیدا می شود که بیاید و از این تقلب آشکار برائت جوید؟

    انسانها می توانند در ائتلافهای سیاسی سهم گیرند و هیچ محتسبی نمی تواند مانع این کار شود، ولی آنچه مهم است، احترام به اصول بازی سیاسی است زیرا مراعات این اصول و پابندی بدان زیربنای استقرار در یک کشور می باشد. ما دیدیم که دوستانی از همان آغاز، در برابر همه قانون شکنی ها و همه وحدت ستیزی ها و همه اصول گریزی های این هموطن چشم بستند وهر جنایت او را توجیه نمودند و در پایان دیدند که بیشتر از همه بر ریشۀ خود شان تیشه کوبیده اند، و او پیوسته قربانیان خویش را در زباله دانی سیاست می افگند ولی باز هم کسانی هستند که با وجود عمل میخ پنجمی که استاد خلیلی از آن یاد نموده است تا هنوز بر سر عقل نیامده اند.

    کار آقای کرزی دیگر امروز به پایان رسیده است زیرا قبایل جنوب افغانستان پاسخ ایشان را با راکت می دهند و مردمان شمال کشور با رأی. در جنوب با مشت خونین انتحار بر سینه او می کوبند و در شمال با انگشت انتخاب. این تقلب به همان اندازه که از نظر ملا محمد عمر آخند محکوم است به همان نسبت از سوی خانم هیلاری کلنتون غیر قابل پذیرش است. قهرمان این بازی مسخره می داند که دیگر در خارج افغانستان هم روی ندارد و از همین لحاظ در مجمع سالانۀ سازمان ملل، نسبت خدشه دار شدن مشروعیتش نتوانست با سران کشور ها چشم به چشم شود و به خاطر همین امر وزیر خارجۀ کشور را به نیویورک فرستاد، غافل از اینکه جناب وزیر امور خارجه افغانستان مشروعیت پارلمانی ندارد و رئیس جمهور آن مشروعیت ملی.

    خلاصۀ سخن اینکه کشور ما وارد مرحلۀ خطر ناکی شده است که مسئولیت آن را هم کشور های خارجی دارند و هم کسانی که در کنار این آقا و تیم او بوده اند. مقدار مسئولیت هر سیاستمدار برابر به زمانی است که در کنار او گذشتانده است. اگر ریاست جمهوری نخست آقای کرزی تراژیدی بود، رسوایی این دور او کمیدی است. آنچه در افغانستان تا هنوز صورت گرفت جنایتی بسیار هولناک بود. باید به یاد داشت که نه دموکراسی را می توان از راه تقلب و تزویر پیاده نمود، نه اسلام را و نه هم استقرار و ثبات سیاسی را. اگر دیروز ما سمبول خشونت و تریاک و قبیله گرایی و فساد اداری و تعصب و مافیا و آدمربایی و تروریزم به شمار می رفتیم امروز ریکارد تقلب را هم در جهان شکستیم.

آیا وقت آن فرا رسیده است که برای برون رفت از این تنگنا استخاره ای دیگر نمود وخواب فرمایشی تازه ای دید، استخاره ای که با هوای نفس سلطان هماهنگ بوده و خوابی که تنها یک تعبیر دارد و آن دوام تخت و بخت حضرت ولینعمت است؟ متولیان بتکدۀ تزویر پاسخ دهند.

    به باور من افغانستان بر سر دوراهی قرار گرفته است. راه اول علاج این تقلب بزرگ و جستجوی حلی قانونمند برای برون رفت از آن است، و راه دوم، رفتن به سوی فروریزی کامل دستگاه دولت و سقوط در باتلاق جنگی جدید و گسترش انارشی و ملوک الطوایفی در کشور.

 

به مناسبت هشتمین سالروز عروج ملکوتی مسعود شهید

عزیزاحمد حنیف

سرمقاله شماره ۴۷نشریه پنجشیر

  هزگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق

ثبـــت اسـت بر جــــریده عالـــــم دوام  ما

     هشت سال پیش از امروز فرزند فرزانه سرزمین آفتاب که دلش از وحشت زندان سکندر گرفته بود به فضای وسیع و لایتناهی عشق بال کشود و به سوی ملک سلیمان رخت سفر بست.

    عقاب هندوکش که برقله های آسمان بوس و صخره های فلک سای پنجشیر می نشست و طبیعت را نظاره می کرد، گویی بیگانه این خاکستان بود و دلش از شوق پرواز به دنیایی دیگر، به آنسوی بیکرانه ها می تپید؛ و باخود می گفت:

پـر بـزن پرپرزنان تا آســمان دامـــن بکـــــش

فصل رستن گشت برگ تازه در گلشن بکش

    سخن از بزرگمرد اندیشه و ایمان، مسعود فقید است که تاریخ پر از فراز و فرود افغانستان چنین مردی را با عزمی پولادین، استوار و امیدوار برای رسیدن به قله های شامخ فتح و پیروزی، ندیده است؛ مردی که لباس تقوی و خداجویی برتن داشت، عالیترین سجایای یک انسان مؤمن و متعهد به خدا در وجودش متبلور بود، صمیمت، بردباری و مهرورزی در سیمای درخشانش موج می زد و آدم ها را بانیروی معنوی خارق العاده ای که داشت در نخستین ملاقات به خود جذب می کرد و در دل هر انسان جا میگرفت.

    سخن از آن ابرمردی است که به آزادی ملت و میهنش باور داشت و تمام ارزش های انسانی را در گرو آن می دانست، و با لشکر عشق و ایمان به سوی آن قدم بر میداشت.

    داستان مبارزات افسانوی این شهسوار میدان نبرد در قبال دو پدیده شوم تاریخ که در پایان قرن بیستم به رنگ های سپید و سیاه، سیل آسا یکی پی دیگر به سرزمین آزادگان سرازیر شدند برای نسل های آزادی خواه افغانستان و جهان، در امتداد تاریخ بشر، درس ها و اندرزهای به جا گذاشته که زبان و قلم از بیان آن عاجز اند.

    شاعران، نویسندگان و پژوهشگران در باب زندگی، اندیشه و مبارزات این بزرگمرد، کتابها نوشته اند، بحث ها و گفتگوها نموده اند، مجالس و کنفرانس ها تدویر کرده اند اما دولت کنونی افغانستان که مدیون سه دهه مبارزات سرسختانه وی می باشد، آنچنان که ایجاب می کند از این شخصیت گرانمایه ملی تجلیل نکرده است.

    در خلال هشت سال گذشته حد اقل باید یک باب دانشگاه به نام وی ساخته می شد، یک جلد کتاب از تاکتیک های جنگی وی تدوین می گردید که در اکادمی ملی نظامی افغانستان تدریس می شد و ساختمانی در این مرکز عالی آموزشی به نام وی اعمار می گردید تا افسران ارتش ملی، اندیشه و آرمان او را به داخل قطعات خویش انتقال می دادند. لقب قهرمان ملی برای شهید مسعود در قانون اساسی کشور، باید پیش از بابای ملت درج می گردید، بودجه ویژه ای برای اعمار مزارش از سوی دولت تخصیص داده می شد تا مانند سایر شخصیت های ملی و بین المللی از وی تقدیر به عمل می آمد. اما با تأسف که با گذشت هرروز نام و آرمان مقدس وی و سایر شهدای راه آزادی با برگزاری چند محفل ادبی سالانه، به سوی فراموشی نزدیکتر می شود. نسل جوان و آزادی خواه کشور که نیازمند شناخت بیشتر این بزرگمرد تاریخ است، ایجاب می کند که دولت افغانستان و برخی مؤسساتی که در راستای امور فرهنگی فعالیت می نمایند، از طریق تدویر کنفرانس های علمی سالانه، تألیف کتابها، تهیه فلم های مستند و تأسیس مراکز فرهنگی به سطح ولسوالی ها در راستای شناسایی بیشتر وی برنامه های عملی داشته باشند.

آرای کرزی با تقلب ننگین از 50 فیصد تجاوز کرده است

عزیزاحمد حنیف

    قرار بود کمیسیون انتخابات به سلسله اعلان نتایج قسمی انتخابات دیروز مؤرخ 13 سنبله سال جاری بخشی از آرای حساب شده را بالای شصت فیصد گذشته علاوه نموده و به پایان شمارش آراء نزدیکتر شود اما با وجود انتظار مردم و رسانه ها، کمیسیون مذکور از اعلام نتایج خودداری نموده و آقای نورمحمد نور سخنگوی آن کمیسیون به رسانه ها گفت: در روزهای نزدیک نتیجه ابتدایی شمارش آراء را اعلام خواهند کرد.

    آقای کرزی از طریق تخلفات گسترده و شرم آور از مجموع 60 فیصد کل آری مردم افغانستان با اخذ 47 در صد در رده اول نامزدان ریاست جمهوری قرار گرفته و رقیب جدی اش دکتور عبدالله عبدالله را با 32 در صد به عقب انداخته است.

    کارشناسان و پژوهشگران در زمینه بدین باور شده اند که موصوف بدون تردید اکثریت مطلق آراء را به دست آورده است و در صورت عدم توجه کمیسیون شکایات انتخاباتی، نهادهای ملی و بین المللی و کشورهای ذیدخل در قضیه افغانستان که ملیون ها دالر را در این انتخابات هزینه کرده اند، نتیجه انتخابات به نفع آقای کرزی و تیم نامیمونش خواهد انجامید.

    نویسنده این سطور در حالیکه به اخبار شامگاهی رادیو آزادی گوش فراداده و اعلام نتایج قسمی انتخابات را از طریق رادیو آزادی انتظار داشتم، سخنگوی کمیسیون (به اصطلاح مستقل) انتخابات افغانستان، از اعلام نتایج خودداری نموده و گفت: در روزهای آینده نتایج ابتدایی انتخابات را اعلام خواهیم نمود.

    آقای نور علاوه نمود: به تمام شکایات مبنی بر تقلب در انتخابات از طرف کمیسیون شکایات انتخاباتی وارسی شده بعد از آنکه در قبال آن تصامیم لازم اتخاذ شد نتایج نهایی اعلام می شود.

    آقای نور در حالی این سخنان را ابراز می کند که قبلاً مطابق جدول زمان بندی شده به تاریخ دوازدهم سنبله باید نتایج ابتدایی اعلام می شد اما اینکه چرا تا هنوز که دو روز از آن می گذرد، پوشیده مانده، سؤالی است که همه در جستجوی پاسخ آن می باشند.

    شکی نیست که رسیدگی به بیشتر از 2000 شکایات درج شده در کمیسیون شکایات انتخاباتی که حدود 600 مورد آن از طرف اعضای آن کمیسیون جدی خوانده شده و به احتمال اغلب که مشروعیت انتخابات را زیر سؤال خواهد برد، یکی از دلایلی باشد که اعلام نتایج نهایی انتخابات را از تاریخ معین آن به تعویق خواهد انداخت اما بدون تردید کمیسیون انتخابات همان طوری که زمینه تقلب های وسیع را برای کرزی فراهم ساخت و صندوق های او را در ولایات جنوب بی شرمانه پر کرد امروز با عدم اعلام نتایج قسمی انتخابات که مردم و رسانه ها بی صبرانه در انتظار آن اند، مطابق هدایت وی در صدد جلوگیری از شورش های مردمی ای برآمده است که نظام فرتوت و ورشکسته به رهبری موصوف را از پا خواهد در آورد.

     کمیسیون (مستقلXمبتذل) انتخابات با ارتکاب چنین خیانت نابخشودنی به سرنوشت ملی مردم مظلوم و ستمدیده افغانستان، از سوی احزاب سیاسی و کاندیدان باید منحل اعلان شده و کارمندان آن به محاکمه کشانده شوند.

از آن عروج تا این سقوط!

احمد بهار چوپان

ای آتش افروخته ی سوختنی

ای گنج هدر رفته ای اندوختنی

ما عشق و وفا را ز تو آموخته ایم

ای همه زندگی و مرگ تو آموختنی 

    صبح یکی از روز های خزان است. باد سخت و سردی میوزد، آسمان ابری مرا که تازه از بستر برخاسته ام ملول تر میسازد. نمیدانم چرا ولی همیشه چنین بوده آسمان ابر آلود مرا به یاد غم ها و گره های ناکشوده و نهفته خودم می اندازد. عادتاً میروم پشت کامپیوتر و میخواهم سری بزنم به دنیای خبر تاببینم در سرزمینم چه میگذرد و بر سر مردمم چه میاید یا هم بهتر است بگویم چه میارند؟ چه میشود کرد اگرچه مدتیست در امریکای شمالی به سر میبرم و این شاید برای بعضی ها که رنج شبا روزی زندگی را در کشور خودم تجربه می کنند به مفهوم رسیدن به کعبهء امیال و بهشت این جهانی باشد با آنهم این فاصلهء ارضی، ازمهرم به آن سرزمین نکاسته به قول شاعر:

پنداشتی که ریشهء پیوند من گسست؟

در قلب من هزار خراسان نهفته است!

"پیام مجاهد " را روی صفحه انترنت می کشایم  مهم است بدانم پایگاه مجاهدین اوضاع کشور را چگونه می یابد و به آینده چه نگاهی دارد؟ فراخوان مقاله و شعراز آدرس بنیاد فرهنگ شهید سرافراز "مسعود" (رح ) توجه ام را جلب می کند و با آنکه میدانم در میان مشتاقان و مدعیون آن بزرگ هستند قلم بدستانی که چه نوشتن و چگونه نوشتن را خیلی خوبتر از من میدانند لیک "شوق درون " وا دارم میسازد تا کوششی بخرچ دهم، زیرا:

بصورت از نظر ما اگر چه محجوب است

همیشه در نظر خاطر مرفه ماست

اگرچه یافتن کلماتی که با کمک شان بتوان آن "مجمع خوبی" ها را به تصویرکشید دشوار است، یا شاید برای من چنین باشد، از طرفی هم مگر میشود آن همه سجایا را که آفریدگار به اوشان ارزانی داشته بود به کاغذ آورد؟ نه.

پس: این سخن آبیست از دریایی بی پایان عشق، چنانکه آغاز نیست انجام هم نخواهد، اینست که پیشاپیش از حضورخواننده صاحبدل امید آن دارم که عفو فرماید.
 وجود او به مثابهء نقطه محوری و اتکا در سراسر دوران مبارزات آزادیخواهی ملت همه خاطره است و یاد مان.

"آفتاب آمد دلیل آفتاب" این حقیقت را در این سالهای نبودش با گوشت و پوست مان دریافته ایم که چه جان عزیزی را از دست داده ایم! بنده چنانکه جای دگری نیزعرض کرده ام، مدتی افتخار سربازی آن سالار مردان را داشتم و از حضورش حلاوت ها برده و نکته ها آموخته ام که هرخاطره و یادواره دگر به ارزشی گرانبها در زندگیم تبدیل شده.انتخاب یا هم رده بندی شان دشوار است ولی اتفاقی را یادآوری می نمایم با این تذکر که دو هدف در آن نهفته. یک: بیان اینکه او تنها مرد میدان رزم نبود. بکله اهمیت فرهنگ و ارزش های فرهنگی را بدرستی و خوبی میدانست (به قول برادر دانشور و فاضل آقای "انصاری" او قهرمان فرهنگی بود)، تماس او با بزرگان خرد و اندیشه گواه این مدعاست، همنشینی و انس اش با صاحبدلان و عارفان و آگاهانی چون حضرت حافظ هم برهمه هویدا. دوم، تاثیر آن پیش آمد در زندگی بنده.

دو سال از حاکمیت "جهل و جنگ" که در پدیدهء وحشی ایی به اسم "طالب" ظهور کرده بود میگذشت. دوسالی که دو هزار سال ما را به عقب برد و برای همین مدت هم اسباب سرافگندگی ما در پیشگاه خرد انسان متمدن خواهد بود.  درین مدت بنده چون در مخابره وظیفه داشتم بناً با آن بزرگوار در تماس بودم. اوایل عقب نشینی قوت های دولت به پنجشیر مرکز مخابره در ساختمان "آمریت پنجشیر" جابجا شد، با آنکه در تمام مدت حاکمیت دولت اسلامی و قبل از آن "آمریت پنجشیر" منحیث یک اداره مسوول و مستقل خود وسایل ارتباط با واحد های اداری و جبهات اطراف و اکناف را داشت. دستگاه دگری در مهمان خانه آمر صاحب یا بهتر است بگویم در منزل ایشان جابجا بود تا ارتباط همیشگی با جبهات تامین و حفظ گردد. در جریان رفت و آمد هایم به مهمان خانه  آن شهید که جوار منزل خودش قرار داشت متوجه تعداد زیادی از کتاب ها شده بودم که بدلیل نبود جای کافی آنجا گرد آوری شده بودند. سرهر فرصت دستی به سر و روی کتاب ها می کشیدم و بعضاً با آثار کمیابی که در جمع کتاب ها میدیدم حسودی ام میشد. آثار نویسندگان بزرگی را هم دیدم که بقلم خود نویسندگان با نهایت اخلاص از فاصله های خیلی بعید به سالار آزادگان اهدایی فرستاده شده بود. دوست عزیزم جمیشد که بعدها دستیار آمرصاحب  بود آنزمان درس میخواند و در ضمن همیشه گاهیکه آمرصاحب پنجشیر تشریف داشتند در خدمت ایشان، هم چنان مسوولیت حفظ کتاب خانه را هم داشت. روزی به اطاقی که شب قبل آمر صاحب آنجا از مهمانی پذیرایی کرده بود داخل شدم و چشمم به کتابی با جلدی برنگ سیاه که روی آن به خط قرمز درشت اسم " ناپلیون" خود نمایی میکرد افتاد.  با کجنکاوی کتاب را از جایش برداشتم و رفتم جایی که باید میبودم یعنی کنار دستگاه مخابره. غرق صفحات کتاب شده بودم که متوجه شدم کسی روبرویم نشست. سربلند کردم آمر صاحب بود. تا خواستم از جایم برخیزم او چست و چابک نشست و گفت بنشین. نشتسم و کوشش داشتم تا نگاهم را از نگاهش بدزدم. دوستانی که زمانی بیشتر افتخار با او بودن داشته اند شاهدند، او شکوه روحانی عجیبی داشت. نگاهش هر کسی را تحت تاثیر میبرد. با لحن جذاب و مردانه مخصوص خودش پرسید: چه خبرهاس؟ با کی ها تماس داری؟ پس از شنیدن جواب های من گفت: کابل کدام دانشکده بودی؟ ( زمانی که برای بار اول به زیارتش رسیده بودم در باره خودم از من پرسیده بود و میدانست که چند صباحی دانشگاه رفته ام ) عرض کردم، دانشکده اقتصاد میرفتم، تازه سمستر دوم سال دوم را باید تمام میکردم که بلای طالب نازل شد و اینک در خدمتم. خندید و گفت خوب جان برادر، فاکولته اقتصاد، یعنی ریاضی و الجبر باید بدانی؟ پس بگو ببینم فورمول مشهور و معروف محمد بن موسی خوارزمی کدامست؟ آنچه میدانستم عرض کردم، یعنی: دلتا مساویست به بی مربع منفی چهار ای سی.
با ظرافت خندید و شکل انکشاف یافته آن فورمول رابرایم روی پاره کاغذی نوشت. (دوست عزیزم آقای کاوه آهنگر که برمن حق استادی نیز دارد بار ها ازین سوال و جواب ها با آن بزرگوار داشت) دیدم سردماغ است و موقع هم مساعد گفتم: آمرصاحب خواهشی دارم اجازه میدهید؟ گفت: بگو. گفتم: اجازه میخواستم از کتاب های شما استفاده کنم؟ خوشحال شد و گفت: مطالعه کن، خیلی هم خوب است، چه کتابی بیشتر دوست داری؟گفتم ادبیات و تاریخ. گفت: خوب است  به شرطی که کتاب ها را برگردانی و گم و گور نکنی، به جمشید میگویم بگذارد به کتاب ها دسترسی داشته باشی. روز بعد که از جمشید خان پرسیدم گفت: بلی میتوانی از کتاب ها استفاده کنی، هرکتابی را میخواستی مطالعه کنی و باخود ببری من نزد خود یادداشت می کنم، آن را برگردان و بعدی را ببر. من از آن گنج که درش را بزرگ مرد صاحبدل برویم کشود به قدر دانش خود بهره بردم و تا هنوز هم دو جلد از کتاب "تاریخ سیاسی روابط ایران و انگلیس" نزدم جا مانده.

زپیَت مراد خود را دو سه روز ترک گفتم

 چه مراد ماند از آن پس که میسرم نیامد

 آن بزرگ مرد تنها "کتاب دار" نبود بکله کتاب خوان و کتاب شناس خوبی هم بود. و از حیات گذشتگان، از تاریخ که برایش در صفحات کتاب به یاد گار مانده بود میاموخت. ولی ما چه؟ از محضر خودش چه درسی گرفتیم و از گذشت روزگار چه آموختیم؟

جا دارد از خود بپرسیم چرا تا آن هنگام که او در کنارمان بود و رهنماییمان میکرد در ناگوار ترین اوضاع تاب آوردیم و از مشکل ترین امتحانات سرافراز برون شدیم؟ تلخ است ولی باید بدانیم برای چه بود مان در بودش خلاصه شده بود؟ بی گمان بهترین پاسخ به این سوالات حیات سراسر افتخار اوست. آنیکه همه زندگی و مرگش آموختنی است. آیا تنها مراد ما از همرای با او رسیدن به ارزش های مادی و اسم های قلابی بود؟

باز میرسیم به همان گفته که او" کوکب هدایت" بود. رفت در "قباب غیرت الهی" رخ پوشید و جمع کثیری را حیران بماند. گاهی هم از خود پرسیده ایم چرا پس از او راه به جای نمی بریم؟ به قول حضرت مولانا حریف عارفان، او کاملی بود که خاک ها را زر میکرد. مقدمات رسیدن به نظام مردمی را فراهم آورد و بنیاد آنرا هم نهاد ولی سبب آنکه امروز برای ما جایی درین نظام نیست چیست؟ دلیل آنکه جمعیت چندملیونی "درد کشان" امروز آماج تیر ملامت و طعن هر بی سرو پایی شده اند چی هایند؟ میگویند: افتادن سر زبانها از هرسقوط دیگری خطرناکتر است. پس سبب این سقوط ما چیست؟
علمی به دست مستی دو هزار مست با وی

به کنار شهر گردان که خمار شهریارم

شهریار ما مکتبی بود که آنجا از انسانیت و آزادی درس میگفتند. رهبری بود سیاس، سیال، بلند همت و بلند اندیشه که مردمش او را سزاوار "کلاه داری " و کرسی نشینی میدانستند ورنه خود او هیچگاه از اوج استغنای که به سر میبرد به فکر رسیدن به مقام و منصبی نبود، مقام و منزل او دلهای مردمش بود. اینهایند که نبود او چند ملیون انسان دردمند و زجرکشیده را دربی سروسامانی قرار داده. هر آنکه معنای آزادی و حب وطن را میداند، هرکسی که ناموس و نوامیس ملی را می شناسد، هرفردی اگر با ارزش های زندگی هدفمندانه آگاه است با حسرت و درد  اعتراف می کند که:"مسعود حیات میداشت ما چنین حالتی نمی داشتیم". این جمله از فقدان رهبری حکایت دارد.

حق او با این حرفها و با مجالس یاد بود و گریه و زاری ادا نمی شود. اگر قرار است بمانیم و سرافراز و آزاد بمانیم براعمال و برنامه هایمان بازنگری لازم می آید. عدول از راه راست، که راه او بود و نشان او، نتیجه اش همینست که می بینم و شاید بدتر ازینها.

 

مارشال فهیم در دام توطئه!

سرمقاله شماره ۱۸ پیام قلم

عزیزاحممد حنیف

    هنگامی که آقای کرزی مارشال محمد قسیم فهیم را به حیث معاون اول خود در انتخابات ریاست جمهوری بیست و نهم اسد سال جاری اعلام کرد، سازمان ملل متحد و برخی رسانه های غربی از حضور موصوف در قدرت آینده افغانستان، اظهار نگرانی کردند اما از یکطر ف هواخواهان مارشال با راه اندازی محافلی در شهر کابل مبنی بر اعلام حمایت از وی و از سوی دیگر احتمال عدم برندگی کرزی در انتخابات، این سر و صداها را خاموش کرد.

    همزمان با اعلام نتایج قسمی انتخابات ریاست جمهوری که نشاندهنده سبقت آقای کرزی بر عبدالله و رفتن احتمالی انتخابات به دور دوم می باشد، ملل متحد و برخی کشورهای غربی ذیدخل در قضیه افغانستان مسئله حضور مارشال را در قدرت، بار دیگر با جدیت مطرح نموده و از وجود وی در کنار کرزی، تشویش و نگرانی خود را اعلام کردند.

    وزارت خارجه ایالات متحده آمریکا مارشال را به دست داشتن در قاچاق مواد مخدر متهم نموده و اعلام کرد که از دادن ویزه آمریکا به وی خود داری خواهد کرد.

    انتخاب مارشال فهیم به حیث معاون اول از سوی حامد کرزی بر مبنای مصلحت اندیشی ای صورت گرفته که به این بهانه کرزی توانسته است در طول هشت سال گذشته در افغانستان حاکمیت نماید.

    همین مصلحت اندیشی موصوف سبب شده که نا امنی در افغانستان افزایش یابد، جنگجویان مسلح نیرومند شوند، کشت و قاچاق مواد مخدر بیشتر از پیش به شکل سازمان یافته گسترش یابد، اختلاس و فساد اداری دامنگیر دولت گردد و بالآخره دموکراسی نوبنیاد جای خود را به یک نظام استبدادی میان تهی و لجام گسیخته خالی نماید که در نتیجه، هزینه ملیاردها دلار از کمکهای بشردوستانه جامعه جهانی حیف و میل شود و سر انجام فقر و بیکاری، جهل و بیسوادی و ده ها امراض اجتماعی دیگر ملت را بیازارد.

    در دومین دور انتخابات ریاست جمهوری که با مصرف بیشتر از 220 ملیون دلار به تاریخ بیست و نهم اسد سال جاری برگزار گردید، ملل متحد و برخی کشورهای غربی ذیدخل در مسایل افغانستان، انتظار تغییر نظام و حل مشکلات فوق را داشتند، آقای کرزی بار دیگر مصلحت اندیشی های قومی و روابط خانوادگی خود را بالای تمام خواستهای جامعه جهانی و منافع ملی افغانستان ترجیح داد و بار دیگر علی رغم مارشال محمد قسیم فهیم که نسبتاً نمایندگی از مردم می کند، کسانی را به کابینه جذب کرد که در سیاست داخلی و خارجی کشور مورد پذیرش نظام آینده نبودند.

    مارشال محمد قسیم فهیم با موضع گیری قبلی خویش در جناح مخالف دولت به عنوان یکی از مهره های فعال در تصمیم گیری های سیاسی افغانستان، از نفوذ و جایگاه ویژه ای در میان مردم شمال کشور به خصوص مجاهدین برخوردار بود و مردم از وی انتظار داشت که از آدرس جبهه ملی شخصی را برای رسیدن به ریاست جمهوری افغانستان حمایت و پشتیبانی نماید اما با پیوستن به کرزی (شخصی که در طول هشت سال گذشته در آزمون مردم افغانستان و جامعه جهانی قرار داشته و ناکام به در آمده است) جایگاه سیاسی خویش را از دست داد.

    حال، سؤال اینجاست که آقای کرزی تحت فشار غرب در مقابل مارشال چه تصمیم خواهد گرفت؟ آیا مارشال را از معاونیت کنار خواهد زد یانه؟ در هردو صورت فضای سیاسی افغانستان چگونه خواهد بود؟

    برخی نهادهای بین المللی و کشورهای ذیدخل در مسایل افغانستان یگانه راه حل، ساختار حکومت ایتلافی را تشخیص داده اند که در چوکات آن، حامد کرزی به جای خویش باقی مانده و قدرت میان دوجناح موافق و مخالف تقسیم خواهد شد.

    اما کنار رفتن مارشال از قدرت یکی از موضوعاتی است که اکنون مطرح شده و دوسال بعد روی آن تصمیم گرفته خواهد شد؛ وقتی که مارشال فهیم نسبت به امروز ضعیف تر شده و به دام تزویر آقای کرزی و تیم غربی اش گیر بیاید؛ این در صورتی است که انتخابات در مرحله نخست مشروع خوانده شده و به دور دوم نرود. در صورتی که منابع خارجی مخالف به مارشال فهیم، اکنون تصمیم به کنار زدن وی از قدرت داشته باشند، انتخابات باید به دور دوم رفته و در آن صورت هم، ساختار حکومت ایتلافی یک حقیقت است، اما مارشال در آن حضور نخواهد داشت.

 

صدر اعظم انگليس طی یک مکالمه تیلفونی با دکتور عبدالله از شفافيت انتخابات حمايت كرد

گوردون براون صدر اعظم انگليس طي يك تماس تلفني با داكتر عبدالله عبدالله كانديداي مطرح رياست جمهوري از جريان كمپاين وي و حضور گرم و پرشور مردم افغانستان در مبارزات انتخاباتي ستايش كرد.

آقاي براون با اشاره به سهم گيريي فعال مردم افغانستان در انتخابات كه در برخي مناطق تحت شرايط سخت امنيتي صورت گرفت اطمينان داد كه دولت و ملت انگلستان از شفافيت پروسه ي انتخابات حمايت مي كنند.

صدر اعظم انگلستان در اين مكالمه ي تلفني با داكتر عبدالله، نسبت به برخورد وي با نتايج انتخابات كه با احساس مسئوليت صورت گرفته، تقدير و ابراز اميدواري كرد كه نتايج انتخابات سبب استحكام صلح و تامين وحدت ملي در افغانستان شود.

آقاي براون بر ادامه ي همكاري با دولت افغانستان در تمام ساحات از جمله تقويت اردوي ملي و بنيه ي دفاعي افغانستان تاكيد نموده افزود كه حكومت انگلستان با حكومت منتخب افغانستان روابط نيك خود را ادامه خواهد داد.

داكتر عبدالله عبدالله نيز ضمن تشكر از حمايت هاي وسيع كشور انگلستان در عرصه هاي اقتصادي و نظامي و اعزام عساكر به افغانستان، به مسائل انتخابات بعنوان بارزترين جلوه و نماد دموكراسي اشاره كرد و گفت كه نكته ي اساسي اين است كه انتخابات شفاف و عادلانه، سبب حفظ اعتبار پروسه سياسي مي شود، حفظ اعتبار پروسه سياسي به معناي حفظ سلامت افغانستان است .

داكتر عبدالله عبدالله در ادامه ي مكالمه ي تلفني خود با آقاي براون افزود: آنچه كه در توان ماست در راستاي تامين اعتبار پروسه ي سياسي تلاش مي كنيم و علي رغم انجام تقلبات گسترده در انتخابات كه سبب خشم و نارضايتي عمومي شده، ما مردم را به آرامش دعوت كرده ايم و با اين پديده ي نا خوش آيند برخورد مسئولانه داشته ايم.

داكتر عبدالله  افزود: اميدواري ما اين است كه از مجاري قانوني به اين تقلبات رسيدگي شود و معلوم گردد كه تقلب سرنوشت افغانستان را تعيين نمي كند، چرا كه براي مردم افغانستان تحمل يك حكومت مبتني بر تقلب نا ممكن است.

داكتر عبدالله عبدالله بار ديگر از نظرات نيك و دوستانه آقاي بروان و تاكيد وي بر ادامه همكاري حكومتش با دولت و ملت افغانستان سپاسگزاري كرد.

محمد جواد، زندانی ای که جدیداً از گوانتانامو برگشته است

    محمد جواد تبعه افغانستان چند روز قبل از زندان گوانتانامو آزاد و به افغانستان باز گشت. به گفته وکلای محمد جواد خانواده او شکایت خود را در دادگاه های آمریکا مطرح می کنند. خانواده جواد می گوید او در هنگام دستگیری در سال 2002 تنها 12 سال داشته است، اما پنتاگون با استناد به اسکن استخوان او سنش را در آن زمان 17 تخمین زده است.

    وی که فاقد تذکره تابعیت است برای هفت سال در زندان گوانتانامو بسر برد. موصوف متهم بود که با پرتاب نارنجک دستی به سوی یک خودروی نظامی آمریکایی دو نظامی و مترجم آنها را زخمی کرده است. اما قاضی دادگاه نظامی آمریکا بیشتر اتهام های مطرح شده از سوی پنتاگون علیه او را غیرقابل پذیرش خواند.

    خانواده او گفته است وی برای بازگشت به شرایط زندگی عادی نیاز به کمک سریع دولت آمریکا و افغانستان دارد.

    زندان گوانتانامو یگانه زندان مربوط به وزارت دفاع ایالات متحده آمریکا است که بعد از یازدهم سپتامبر 2001 برای دستگیرشدگان وابسته به القاعده ساخته شده است.

    زندانیانی که از آنجا رها گردیده اند از تعذیب و شکنجه های گونه گون سربازان آمریکایی شکایت می کنند که مخالف به تمام اصول و قوانین محابس بین المللی و ارزش های انسانی می باشد.

    چند سال قبل وزارت دفاع ایالات متحده قانون ویژه ای را برای شکنجه و تعذیب زندانیان وابسته به القاعده تصویب نمود که در روشنی آن اسرای این سازمان با سایر اسرای جنگی متفاوت خوانده شده به همین دلیل شیوه برخورد با آنها نسبت به سایر اسرای جنگی تفاوت دارد.

    به اساس گزارش برخی منابع آگاه، سربازان آمریکایی در مقابل اسرای جنگی القاعده از شیوه هایی ضد انسانی ای استفاده می کنند که آنها بعد از رهایی از یادآوری آن حیا می کنند طوری که چند سال قبل در زندان ابو غریب در بغداد رسانه ها آنرا فاش کردند.

    برهنه نمودن انسان هنگام شکنجه، تجاوزات جنسی به انواع گونه گون، و بازی نمودن به کرامت و شرافت انسانی از جمله شیوه هایی است که در زندان های مربوط به ایالات متحده به خصوص در گوانتانامو به کار برده می شود.

حادثه پلچرخی وسکوت ارگانهای امنیتی ورسانهای کشور

لطف الله قانت

    انتخابات ریاست جمهوری افغانستان امسال درشرایطی برگزار گردید که طالبان پیوسته مردم را از رفتن به مراکز و محلات رایدهی منع کرده و هشدار میدادند که انگشت دست آنانی را که قصد شرکت در انتخابات را داشته باشند، قطع خواهند کرد.

    باجود آنکه جنگجویان در نا امن ساختن فضای انتخابات از هیچ نوع تلاش دریغ نورزیدند اما با آن هم مردم بدون هراس بخاطر فردای روشن شان به پای صندوق های رای  رفته و زعیم شان را انتخاب کردند.

    ارگان های امنیتی کشور وعده سپرده بودند که به هرقیمت امنیت را در سراسر کشور تامین خواهند کرد تا رایدهندگان، آزادانه بتوانند در انتخابات سهم بگیرند اما بنده یکی از موارد بی امنیتی را که به چشم خود دیدم به این باور شدم که آن، نمونه ای از ده ها مورد بی امنیتی خواهد بود که در نقاط مختلف کشور اتفاق افتاده می افتد.

    دو روز بعد از انتخابات در حالی که سوار موتر بوده و مسیر شاهراه طورخم-کابل را با  برخی از هم وطنان دیگر می پیمودیم در تنگی پلچرخی با ممانعت طالبان روبرو شدیم که قبل ازما یک پیکیپ پولیس مورد حمله طالبان قرارگرفته وچندین تن از راکبین آن کشته و مجروح گردیده اند؛ ترس و هراس طالبان، مسافرینی را که از پاکستان آمده بودند سخت متاثر نموده و بدون اینکه بدانند سرنوشت شان چه خواهد شد، در آنجا استاده و وضعیت را مشاهده می کردند.

    این وضعیت بعد از آنکه چند ساعت به طول انجامید، سرانجام یکی ازطالبان مسلح مردم را صدا زد تا محل راترک نمایند؛ در این وقت همگی باسراسیمگی ای محل را ترک کردند؛ زمانیکه به دروازه پلچرخی رسیدیم، پولیس را دریافتیم بدون اینکه کدام تدابیری برای عکس العمل علیه طالبان داشته باشد و یاحد اقل کشته شده ها و مجروحین را که درکنارجاده افتاده بودند، نجات بدهند سراپای شان را ترس و وحشت فراگرفته و از مردم در مورد چگونگی حادثه می پرسیدند. 

    آنچه در خور توجه است اینکه هیچ یک از ارگانهای امنیتی ورسانه ها ازچگونگی حادثه فوق چیزی نگفتند؛ از این معلوم میشود که روزانه مثل حادثه مذکور صدها حادثه در مرکز وولایات صورت میگیرد.

بریدن گوش و بینی، جریمه رای دادن!

   به اساس گزارش سایت انترنتی فارسی بی بی سی لعل محمد، کشاورز فقیری از منطقه آشوب زده گیزاب از توابع دایکندی، در جنوب افغانستان است که به خاطر شرکت در انتخابات بیست ونهم اسد سال جاری دو گوش و بینی اش را از دست داده است.

    به اساس این گزارش موصوف با هیچ کسی دشمنی شخصی نداشته و اگر می دانست که شرکت در انتخابات تا این حد برایش گران تمام می شود، هرگز تصمیم به گرفتن کارت رای و شرکت در انتخابات نمی گرفت.

    جنرال مرتضی قل، فرمانده پلیس دایکندی، که مسئولیت تامین امنیت مراکز رای گیری را در گیزاب به دوش داشته است، گفت که افرادی که گوشها و بینی لعل محمد را بریده اند، وابسته به گروه طالبان هستند. به گفته او، این افراد ساکنان گیزاب هستند و از سوی طالبان مسلح شده اند.

    دفتر کمیسیون انتخابات در شهر نیلی، مرکز ولایت دایکندی تایید کرد که بر اساس اطلاعاتی که به این دفتر رسیده، دلیل بریدن گوشها و بینی لعل محمد موجودیت کارت انتخابات در جیب او بوده است. به گفته یک مقام این کمیسیون در دایکندی، مجموعاً ۱۱ مرکز رای گیری فعال بوده است.

    این مرد سی و پنج ساله می گوید حدود ساعت هشت تا نه قبل از ظهر بیست و نهم اسد تصمیم گرفت که از محل کارش در روستای "گال پَخَل" به مرکز رای گیری در روستای "شیران" برود. اما این تصمیم نه تنها چهره بلکه سرنوشت او را عوض کرد.

    لعل محمد گفت در وسط راه سه مرد مسلح، که وضعیت ظاهری آنها نشان می داد که مربوط به گروه طالبان باشند، او را متوقف و بازرسی کردند. زمانی که کارت انتخابات را از جیب او بیرون آوردند، به ضرب و شتم او پرداختند.

    لعل محمد، در حالی که به دشواری حرف می زد، گفت دو مرد مسلح دستان او را محکم گرفتند و فرد سوم با قنداق کلاشینکوف به سر او کوفت و او را بیهوش کرد. این رای دهنده افغان گفت زمانی که او به هوش آمد، متوجه گوشها و بینی بریده خود شد. به گفته او، در آن زمان از محل زخم ها به شدت خون جاری بود.

    لعل محمد را مردان مسلح در همانجا رها کردند و ساعاتی بعد، یک روستایی که از آن جا می گذشت، او را می شناسد و به روستای شیران، که خانه او در آنجا است، منتقل می کند.

    لعل محمد تا شامگاه فردای آن روز، که روستاییان شیران او را با یک مرکب به نیلی، مرکز ولایت دایکندی منتقل کردند، اصلاً به هیچ گونه خدمات صحی دسترسی نداشت دکتوران بیمارستان نیلی زخم های او را دارو زدند و با بانداژ بستند.

    لعل محمد که به دلیل فقر شدید توان سفر به کابل را هم نداشت، از یک دوستش ۲۰ هزار افغانی را در مقابل ۲۰ هزار افغانی سود برای شش ماه می گیرد و با دو تن از اعضای خانواده اش به کابل می آید.

    لعل محمد زمانی که به کابل رسید، به خانه یکی از اقوام خود رفت و دوستانش او را به کمیسیون سمع شکایات مجلس نمایندگان بردند و او شرح حال خود را برای اعضای این کمیسیون توضیح داد.

    عبدالجبار شلگری، رئیس این کمیسیون به بی بی سی گفت او لعل محمد را به بیمارستان میوند برای درمان معرفی کرده و ضمناً از اداره امور ریاست جمهوری خواستار کمک دولت به این رای دهنده افغان شده است.

دکتر امین الله همکار، دکتور و رئیس بخش جراحی پلاستیک بیمارستان میوند، که موظف به درمان او شده، به بی بی سی گفت لعل محمد پنج روز پس از حادثه ای که بر سر او آمده بود، به بیمارستان رسید. اگرچه وضعیت جسمی لعل محمد در کل خوب است، اما از لحاظ روحی در وضعیت مناسبی نیست.

آقای همکار که محل زخمهای لعل محمد را برای خبرنگاران باز کرد، گفت بریدگی بینی، لب و گوشهای او قابل درمان است. به گفته او، بینی، لب و گوش لعل محمد در دو مرحله جراحی ظرف دو ماه درمان خواهد شد و تقریباً به شکل اولیه اش برخواهد گشت.

نگرانی آمریکا از مارشال فهیم در کنار کرزی؟

    به نقل از روزنامه اندیپندینت، ایالات متحده امریکا از دادن ویزه برای حامی حامد کرزی در دومین انتخابات ریاست جمهوری، که بگفته بعضی مقامات ارتباط  با تجارت مواد مخدر در افغانستان دارد، خود داری خواهد کرد.

    مارشال محمد قسیم فهیم معاون اول حامد کرزی، البته در صورت پیروزی وی در انتخابات، توسط هیلری کلینتون، وزیر خارجه امریکا متهم به تجارت مواد مخدر شد. مقامات امریکایی میگویند که این اتهام مانع ورود فهیم در آینده به امریکا خواهد شد.

    در روزنامه آمده است که ماجرای آقای فهیم، وزیر دفاع اسبق حامد کرزی، نمایانگر ایجاد تنش دیگر میان واشنگتن و حامد کرزی است.

    این روزنامه از ایجاد یک تشنج میان حامد کرزی و دولت انگلیس در مورد گلاب منگل، والی هلمند که توسط دولت انگلیستان حمایت میشود، خبر داد. حامد کرزی در گذشته در صدد جایگزین کردن شیر محمد اخندزاده، که به فساد و نقض حقوق بشر متهم شده، در مقام مذکور است.

    در گزارش آمده است که انگلیستان تا بحال توانسته که از آقای منگل حمایت کند. اما یک والی دیگری مورد حمایت انگلیستان، انجنیر داود، توسط حامد کرزی از پست اش کنار زده شد، و بجای وی آقای اخندزاده، برای اینکه او در انتخابات در هلمند برای وی رای جمع کرده بود، مقرر شود. بهمین گونه، حامد کرزی به کسب حمایت آقای فهیم و جنرال دوستم، که ساحه نفوذ ایشان شمال افغانستان است، سعی کرد تا با داکتر عبدالله، که متعلق به دو قوم بزرگ افغانستان (تاجیک و پشتون) است، و از حمایت سرشار زون شمال برخورد دار است،  رقابت کند.

    در روزنامه آمده است که بارک اوباما برای تحقیق پرونده جنرال دوستم بنابر دست داشتن او در کشتار دسته جمعی طالبان زندانی بعد از جنگ سال 2001 فرمان صادر کرد. به هر حال، این آقای فهیم است که بزرگترین مشکل را برای ایالات متحد امریکا ایجاد کرده است.

    قومندان جبهه شمال با امریکا برای سرنگونی حکومت طالبان همکاری کرد، که بعدآ صاحب مقام وزارت دفاع شد. اما وقتی که گزارش ها در مورد دست داشتن او در تجارت مواد مخدر به نشر رسید، وزارت خارجه امریکا پنتاگون را از تمویل نظامی برای اردوی ملی از طریق آقای فهیم هشدار داد. ولی آن هشدار بواسطه دونالد رمسفلد و جنرال کارل، که مسئولین همکاری نظامی امریکا بودند، نادیده پنداشته شد.

    از همین جهت اداره اوباما قصدا یک موقف سخت تری را نسبت به اداره بوش در مقابل حامد کرزی گرفته است. اداره کنونی امریکا از اظهار نارضایتی از اطرافیان حامد کرزی، به شمول برادر او احمد ولی کرزی که متهم به قاچاق مواد مخدر است، اجتناب نمی کند.

    یک مقام امریکایی گفت که بودن آقای فهیم در پست وزیر دفاع در گذشته مشکل کافی بود، و اگر معاون رییس جمهور شود، برای امریکا مشکل تر می شود. وی گفت پس  ما با عساکر خود برای بقا و حفاظت کشوری می جنگیم که نفر دوم حکومت آن متهم به قاچاق مواد مخدر است. او ادامه داد که در موجودیت چنین اتهاماتی بالای وی،  چگونه میتوان چنین شخصی را شامل حکومت ساخت؟

    اما حامیان حامد کرزی این اتهامات را بالای مارشال فهیم و ولی کرزی، یک حرکت سیاسی تلقی کردند.

    در صورت عدم موجودیت مارشال فهیم در پست معاونیت اول، تمدید حکومت کرزی برای پنج سال دیگر، در ذات خود تمدید یک حکومت فاسد، تولید کننده مواد مخدر، بی کفایت، ضعیف، توتلیتیر، و...  می باشد که امریکا (غیر مستیقم) حامی آن بوده و است. این چنین اتهامات شاید به هدف هشدار و لرزاندن مارشال فهیم مطرح شده باشد، تا در حالت پیروزی حامد کرزی در انتخابات، واضح است که مانند گذشته از صلاحیت های کافی برخوردار نخواهد بود.

    بهتر این بود که مارشال فهیم از معامله با حامد کرزی ای که یکبار آزموده شد، اجتناب میکرد و یکجا با همسنگران سابق خویش که وی را به عنوان جانشین مسعود فقید و رهبر خویش تلقی می کردند، برای سرنگونی و شکست حکومت مضر کنونی مبارزه و پیکار میکرد.

    به هرحال، زمان این را به زودی ثبوت خواهد کرد که مارشال فهیم یکبار دیگر طعمه ای بازی های سیاسی حامد کرزی و حامیان غربی او قرار گرفته خواهد گرفت؛ اما سؤال اینجاست که آیا او راه برگشت به مردم خود را خواهد داشت یاخیر

مشاجره تند فرستاده آمریکا با کرزی در مورد انتخابات

برگردان: عبدالله حارث

بقول بعضی منابع خبری حامد کرزی رئیس جمهور افغانستان و ریچارد هولبروک نماینده آمریکا برخورد تند لفظی روی نتیجه انتخابات داشته اند، که این  موضوع در نهایت منجر به سردی روابط آمریکا با کرزی خواهد شد. اگر کرزی بار دوم برنده انتخابات اعلان شود.

هولبروک یک سرباز کهنه کار دیپلومات است، که نماینده ویژه دولت آمریکا در منطقه  میباشد. وی هفته گذشته بخاطر تقلبات گسترده که ادعا میشود، طی ملاقاتی رهبر افغان (حامد کرزی) را تحت فشار شدید قرار داده است.

یک مامور عالیرتبه در واشنگتن که نخواست از وی نامبرده شود گفت: "یک ملاقات بسیار سختی بود (بین هولبروک وکرزی) که در آن کلمات بسیار تندی رد بدل شده است."

هولبروک بتاریخ21 اگست با بیشتر کاندید های مطرح انتخابات دور دوم ریاست جمهوری ملاقات داشته و با حامد کرزی غذای شب را صرف کرده است.

مامور عالیرتبه آمریکا گفت: "هدف ازملاقات تأکید براین موضوع بوده است،که باید پروسه انتخابات بشکل درست آن پیش رود وهرآنچه نتیجه آن است باید با حوصله مندی پذیرفته شده و با آن احترام گذاشته شود."

مامور عالیرتبه بیان داشت،هولبروک سیاست بی طرفه آمریکا را در قبال تک تک کاندید های ریاست جمهور در مبارزات انتخاباتی تصریح کرده، ومنتظر نتیجه نهائی انتخابات است.

کرزی پس از عملیات نظامی آمریکا وسقوط طالبان در سال 2001 قدرت را بدست دارد، با یک فیصدی بسیار کم (در نتایج 20 درصد آراء اعلام شده انتخابات افغانستان) از رقیب خود داکتر عبدالله جلو افتاده است.

رقیب اصلی وی داکتر عبدالله عبدالله از یک تقلب بسیار گسترده که از جانب دولت(کرزی) سازماندهی شده است،سخن میگوید. اما وی طرفداران خود را به  خویشتن داری دعوت کرده، میخواهد از مرجع قانون انتخابات، موضوع را پیگیری کند.

کرزی از رابط بسیار گرم رئیس جمهور گذشته آمریکا بوش برخوردار بود، اغلباً با وی از طریق ویدئو کنفرانس مشورت میکرده است. زلمی خلیل زاد سفیر آمریکا همیشه غذای شب را با کرزی صرف میکرده است.اما روابط  کرزی با اداره باراک اوباما خیلی ها سرد است.

با وجود اینکه اعضای تیم اوباما از عدم مبارزه کرزی در مقابل فساد و قاچاق مواد مخدر نگران بودند، متحد شدن وی با جنگسالاران که متهم به نقض حقوق بشر طی سه دهه اخیر اند، آنان را حیرت زده کرده است.

آمریکا بخصوص از انتخاب معاون کرزی قوماندان ضد طالبان (مارشال) فهیم زیاد مضطرب اند و این سوال برای ایشان خلق شده است، اگر وی معاون ریاست جمهوری افغانستان شود با آن چه معامله خواهند کنند.

یک مامور عالیرتبه وزارت امور خارجه آمریکا گفت، اداره وی چندین بار همراه مقامات دولتی افغان در باره اینکه مارشال فهیم بدنام ترین جنگسالار که ملیشه خصوصی دارد و در قاچاق مواد مخدر و دیگر موضوعات جنایی دست دارد، گفتگو کرده است.

کرزی شدیداً از مارشال فهیم دفاع کرده وی را قهرمان جنگی خوانده که توانسته است، نیرو های نظامی را هم آهنگ کند. فهیم از قوم تاجیک دومین قوم بزرگ افغانستان بعد از قوم پشتون کرزی است.

ماه قبل بطور جداگانه اوباما دستور تحقیق در باره متحد دیگر کرزی جنگسالار ازبک عبدالرشید دوستم که متهم به قتل تقریباً 2000 اسیر جنگی را در سال 2001 میباشد و اداره بوش موفق نشده بود، که در باره آن تحقیق کند، صادر نموده است.

بروس ریدل از موسسه بروکنگ که رهبری تیم اوباما را در تجدید نظر سیاست های وی در منطقه دارد گفت" (جنرال) دوستم حتا به معیار های افغانستان به سبعیت و بی رحمی شهرت دارد، که فکر میشود معیار بسیار بالای است".

ریدل به اضافه افزود: "اصل مسله اینست که اگر کرزی دو باره بخاطر حمایت و پیشتبانی (جنرال) دوستم بقدرت دولتی برسد، مبارزه بر ضد فساد اداری و یک دولت حسابده و دیگر موضوعات بی مفهوم و غیر ممکن خواهد بود."

اولویت سیاست های اوباما رئیس جمهور جوان آمریکا محو و ریشه کن کردن مسلمان افراطی (تروریست ها) است، که بدین منظور 21000 قشون اضافی در افغانستان پیاده کرده است.

اوباما همچنان انتقاد شدید از اداره بوش درباره روابط بسیار نزدیک وی با دیکتاتور نظامی پاکستان پرویز مشرف داشته است، که وی سال قبل(درانتخابات شکست سختی خورده) به عوض آن رئیس جمهور جدیدغیر نظامی آصف علی زرداری منتخب شد.

امید است مردم افغانستان هم رئیس جمهور جدید داشته باشند

روزنامه تایمز: خرید رأی مردم توسط حامیان حامد کرزی

روزنامه تایمز از احتمال بروز تقلب در انتخابات آتی افغانستان به سبب گسترش ناآرامیها در کشور در فاصله یک هفته مانده تا این رویداد مهم خبر داد.

    روزنامه تایمز در شماره مؤرخ 21 اسد سال جاری با ذکر این مقدمه در ادامه نوشت: هم اکنون در مناطق دورافتاده به ویژه مناطقی که طالبان حضور بیشتری در آنها دارد، مردم اقدام به خرید و فروش رای می کنند و در این میان حامیان حامد کرزی حضور پررنگی در خرید رای مردم دارند و در صورتی که در روزهای باقی مانده تا انتخابات (29 اسد) ناآرامیها افزایش یابد مطمئنا درصدد تقلب در انتخابات نیز افزایش می یابد.

    به گزارش خبرنگار اعزامی تایمز به افغانستان، گفته می شود فرد پشت پرده خرید رای به نفع حامد کرزی، احمد ولی کرزی برادر ناتنی اوست.

    بر همین اساس، چنین بی قانونی هایی اعتبار انتخابات افغانستان را تهدید می کند و در صورت تایید شدن آن بخشهای شمالی افغانستان دچار آشوب می شود.
در همین رابطه در جنوب افغاستان نیز خبرهایی درباره خرید و فروش رای منتشر شده و چندین نفر از رهبران قبایل حاضر در ولایت هلمند از تلاش حامیان کرزی برای خرید و یا جمع آوری رای به نفع رئیس جمهور کرزی خبر داده اند.

    در همین رابطه رهبر یکی از قبایل حاضر در مرکز هلمند به تایمز گفت: برخی از اعضای خانواده کرزی روابطی را با ساکنان هلمند برقرار کرده و از این راه در پی جمع آوری رای به نفع حامد کرزی هستند.

    محمد آخوندزاده والی سابق ولایت هلمند نیز می گوید: در بخشهای مارجا و برخی دیگر از مناطق هلمند به دلیل مشکلات امنیتی، مردم قادر به شرکت در انتخابات نیستند و این در حالی است که در برخی مناطق دیگر نیز صندوقی برای رای دادن وجود ندارد.

    وی در ادامه افزود: من مسوول خرید رای در مارجا هستم. ما هر رای را در این منطقه به قیمت 30 دالر خریداری می کنیم.

    بر اساس این گزارش، برای انتخابات ریاست جمهوری افغانستان کارتهایی تهیه شده که این کارتها در میان افراد واجد شرایط برای شرکت در انتخابات توزیع شده و در روز انتخابات افراد با استفاده از این کارتها رای خود را در صندوق می اندازد و اکنون که بحث خرید و فروش رای مطرح شده در اصل همین کارتها میان مردم خرید و فروش می شود.

در همین رابطه شاهدان عینی از خرید و فروش این کارتها توسط رهبران قبایل خبر می دهند.

    این در حالی است که احمد ولی کرزای و آخوندزاده بارها به قاچاق مواد مخدر متهم شده اند، اما با این وجود هیچ محاکمه و بازخواستی از آنها انجام نشده است.

    در همین رابطه روز گذشته نماینده سازمان ملل متحد در افغانستان و کمیسیون حقوق بشر کشور در گزارشی مشترک، مهمترین چالش پیش روی انتخابات ماه جاری افغانها را ناآرامیهای موجود ارزیابی کردند.

نقش زنان در انتخابات

نسیمه مجید

    نقش زنان در انتخابات و رفتن آنها به پای صندوق های رأی به خاطر تعیین سرنوشت سیاسی آینده کشور، یکی از مسایل مهمی است که در این ایام صفحات روزنامه ها و جراید را رنگین نموده و در سرخط تمام رسانه ها قرار دارد.

    به اساس گزارش برخی رسانه ها، در انتخابات بیست و نهم اسد سال جاری 39 یا 40 در صد رای دهندگان را زنان تشکیل می دهند که در برنامه های کاندیدان ریاست جمهوری و شوراهای ولایتی، نقشی که برای آنها در نظر گرفته شده خیلی ناچیز است.

    عده ای از فعالان سیاسی زن، از اوایل ماه اسد سال جاری بدینسو برنامه ای را زیر عنوان "کمپاین پنج ملیون رایدهنده زن" راه اندازی نموده اند که نخستین جلسه آنها به تاریخ 13 اسد با حضور 1600 زن در شهر کابل تدویر گردید.

    در جلسه مذکور شماری از فعالان حقوق زن از کابل و ولایات مختلف افغانستان شرکت کرده و خواستار حمایت مردم، نهادهای دولتی و جامعه بین المللی از مشارکت زنان در انتخابات شدند.

    حسن بانو غضنفر، وزیر امور زنان افغانستان در این مراسم سطح پایین آگاهی و بی سوادی زنان و همچنین سنتهای اجتماعی را از عمده ترین چالش ها بر سر راه مشارکت زنان در روندهای سیاسی دانست.

    خانم غضنفر گفت: "یک سلسله عنعنات و سنت هایی در جامعه ما وجود دارد که مانع رشد زنان می شود. این مسائل نه در قانون تسجیل شده و نه شریعت این چیزها را اجازه داده است."

    او افزود: "آمار نشان می دهد که حدود ۴۰ درصد خانم ها کارت رای دهی گرفته اند. تمام کوشش ما در ۱۶ روز آینده این خواهد بود که زنان کارت هایی را که گرفته اند، استعمال کنند."

    فوزیه کوفی عضو مجلس نمایندگان و یکی از شرکت کنندگان این نشست گفت مشکل امنیتی و عدم توجه نهادهای دولتی هم از دیگر دلائل شرکت نکردن زنان در امور سیاسی، به ویژه انتخابات است.

    موصوف ابراز نگرانی کرد که اگر مقام ها و نهادهای مسئول توجه لازم در این زمینه نکنند، ممکن است زنان رای دهنده نتوانند در انتخابات در حد مورد انتظار شرکت کنند.

    خانم کوفی گفت: "نگرانی ما این است که اگر خواهران ما در انتخابات حضور نداشته باشند، مشروعیت انتخابات زیر سوال خواهد رفت."

    این عضو مجلس گفت عدم توجه بیشتر نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری به مسائل مربوط به زنان هم باعث شده تا علاقه مندی زنان به شرکت در انتخابات بسیار زیاد نباشد.

    او افزود: "من فکر می کنم با توجه به این که کاندیداهای مختلف برنامه های مشخصی برای حضور زنان ندارند، ممکن است مشارکت زنان (در انتخابات) کم باشد."

برخی دیگر از صحبت کنندگان این نشست،علاوه نمودند: براساس برآورد برگزار کنندگان این کمپین حدود پنج میلیون رای دهنده زن به طور ثابت و بالفعل توانایی شرکت در انتخابات را دارند.

    زنان شرکت کننده در این نشست اعلامیه ای را منتشر کردند و در آن از دولت افغانستان خواستند که بر اساس تعهدات خود، از حقوق اساسی زنان حمایت و برای برگزاری شفاف انتخابات اقدامات عملی کند.

    در این اعلامیه از مقامهای محلی و نهادهای ملی و بین المللی خواسته شده است که برای تامین امنیت حضور زنان در انتخابات تلاش و از کمپاین پنج میلیون زن رای دهنده حمایت کنند.

    مسئولان کمپاین پنج میلیون زن رای دهنده از وزارتخانه های اطلاعات و فرهنگ و حج و اوقاف و همچنین از نهادهای فرهنگی و دینی خواسته اند که از طریق رسانه ها و مراکز مذهبی زنان رای دهنده را برای شرکت در انتخابات تشویق کنند.

    چند روز پیش برخی رسانه ها از عدم حضور خانم های کاندیدان ریاست جمهوری سخن گفتند که چرا در پهلوی شوهران خویش در مبارزات انتخاباتی حضور نمی یابند.

بحرانی جلوه دادن دوره دوم انتخابات افغانستان

    حالا که احتمال قوی به دوره ی دوم افتادن انتخابات ریاست جمهوری افغانستان به حقیقت نزدیک میشود تیم جناح حاکم چنان به تشویش آفتاده که به هر قیمتی که شده میخواهد ترس و هراس مردم افغانستان و جامعه جهانی را متوجه بحرانی بسازد که خود جناح حاکم درصدد فراهم ساختن زمینه ی آن میباشد.

    این درحالیست که جناح حاکم تلاش داشته است آقای کرزی را به عنوان برنده مطلق انتخابات ریاست جمهوری آینده افغانستان معرفی نموده و با تبلیغات کاذب نه تنها دربین مردم افغانستان بلکه به جامعه بقبولاند که آقای کرزی تنها برنده انتخابات میباشد.

    نظر سنجی ها درافغانستان نشان میدهد که آرای اقای کرزی به مشکل میتواند به 30 تا 35 درصد برسد این درحالیست که سران جامعه جهانی احتمال چنین نظر سنجی ها را بعید نمیدانند.

    به دور دوم افتادن انتخابات درسایر کشورهای جهان موضوع عادی تلقی میشود و به گقته کارشناسان انتخاباتی این آرا و تصمیم مردم است که انتخابات را احتمالا به دوره دوم میکشاند.

    این نظر سنجی ها که در هفته های گذشته در افغانستان انجام شده و جامعه جانی و سازمان ملل متحد نیز آنرا مورد بررسی قرار داده نشان میدهد که جمع آرای آقای داکتر (عبدالله عبدالله) چندان تفاوتی با کاندید جناح قدرت ندارد و امکان به دوره ی دوم افتادن انتخابات اجتناب ناپذیر میباشد.

    این نظر سنجی ها از یک طرف تیم کمپاین آقای کرزی را به شدت نا آرام نموده و از طرف دیگر مردم نیزامکان برنده شدن آقای کرزی در انتخابات به شک و تردید مینگرند.

 گزارشاتی ازکابل و سایر نقاط افغانستان میرسد که پشتیبانی مردم ازداکتر عبدالله با اندازه ی میباشد که اگر انتخابات شفاف باشد او برنده خواهد شد این درحالیست که ده هزارپسرو دختر دانشجو و دانش آموز درسراسر افغانستان حمایت خود را از آقای داکتر عبدالله اعلان نموده اند.

    گرچه سازمان ملل متحد و کمیسیون مستقل برگزاری انتخابات خود را احتمالا برای انتخابات دو برنده اصلی در دور دوم که یکی ازآنان داکتر (عبدالله) میباشد که ازپشتیبانی ملی و بین المللی برخوردار است، آماده میسازد و بیش از 200 ملیون دالر را نیز به آن اختصاص داده است.

    اینک که موقف آقای کرزی به شدت زیان دیده و چانس برنده شدن درانتخابات بسیارکاهش یافته است تیم بحران ساز آقای کرزی، تبلیغاتی را درداخل و خارج افغانستان براه انداخته اند که گویا به دوره ی دوم افتادن انتخابات نا امنی ها و برخورد مسلحانه را به دنبال خواهد داشت تیم جناح حاکم با تمام قدرت میکوشد به عناوین مختلف به دوره دوم افتادن انتخابات را به جامعه جهانی خطرناک توصیف نموده و تلاش کند انتخابات را درهمان دوره اول به نتیجه مطلوب به سود آقای کرزی خاتمه دهند.

    گفته میشود لحظه به لحظه با نزدیک شدن انتخابات ریاست جمهوری روحیه تیم کمپاین آقای کرزی ضعیف تر شده و به شیوه های ماجراجویانه به خرید رای درمناطق جنوب و شرق افغانستان که گویا به گفته کارشناسان بخشی مهمی ازاین پول ها که ازمدرک قاچاق مواد مخدر به دست آمده به مصرف میرسد.

    چند روز قبل تلویزیون آلمان که بیش از یک ساعت را به مسایل سیاسی و پروسه انتخابات افغانستان اختصاص داده بود ضمن موضوعات مختلف خبر نگار این تلویزیون که از کابل گزارش میداد دولت افغانستان را از لحاظ فساد اداری درصدر کشورهای جهان معرفی نموده وگزارشاتی مربوط با دست داشتن برادرآقای کرزی را به عنوان یکی ازقاچاقبران درجه اول مواد مخدردر افغانستان خواند.

تغییر و امید، فریاد محرومان و دادخواهان

احمد راشد رسولی   

بعد از آنکه کذب و نادرستی وعده های آقای کرزی در جریان سالهای که گذشت به همگان ثابت شد، امروز همه چشم به راه دوخته تا تحول و تغییر جذری را در سیستم و نظام کنونی کشور شاهد باشند. همین است که شعار تغییر و امید به حیث فریاد دادخواهان و اکثریت خاموش جامعه بلاکشیده ما مبدل شده است.

آنانیکه در طول سالهای که گذشت از هرنوع وسیله ای برای فریب مردم ما کار گرفتند و کمک های بین المللی را برباد دادند و با شعار های اغواگرانه و میان خالی مانند برقراری امنیت، وحدت ملی، بازسازی، پیشرفت و ترقی، ایجاد زمینه کارو شغل... مردم را فریفتند، حالا دیگر کسی به وعده های آنها باور نمی کند و همه چشم به 29 اسد دوخته اند، تا با رفتن به پای صندوقهای رای به عمر نظام فاسد و فاشیت مافیایی پایان دهند.

بلی ملت بیچاره ما برای رسیده 29 اسد لحظه شماری می کند، تا بساط فساد همه گیر، ظلم،َ قانون شکنی، تجاران مخدر، قوم پرستان و استبداد پیشگان را از کشور و سرنوشت مردم بر چیده و سرنوشت ربوده شده را از چنگال های بی رحم باند فریب و تزویر باز ستانند.

آری! مردم به اشتیاق فراوان به انتظار فرارسیدن روزی هستند که از طریق انتخابات شفاف، صادقانه و عادلانه و از میان صندوقهای رای طومار یغما گران سرمایه های ملی و بازیگران با سرنوشت مردم افغانستان را در هم بپیچند. و مردم افغانستان را از چنگال های بیرحم آنان آزاد نموده و از طریق انتخاب فرد شایسته به مسیر و شاهراه درست به حرکت بیفتند.

ولی در پی این همه امیدها و آرزوهای بلند، مردم از یک چیز نگران اند که آن عبارت از بازی با رای و انتخاب آنان است، زیرا این حکومت یکبار با تقلب و تزویر به گرده مردم ما پرسه زد و دلایل زیادی وجود دارد که اینبار نیز دست به چنین عمل نامشروع و غیر انسانی زده و راه تزویر و تقلب در آرای مردم را در پیش گیرد زیرا امروز هر قدر که به زمان برگزاری انتخابات نزدیک می شویم حکومت با همکاری بیرونی ها دست به نا امن سازی مناطق با امن زده و میخواهد فضای آرام انتخابات را دستخوش بد امنی نموده و از آن آب گل آلود ماهی گیرد.

 و همچنان حکومت و تیم کمپاین آقای کرزی هر روز دست به تبلیغات و توطئه علیه رقبای خود زده و از منابع ملی در جهت سرکوبی و مخدوش ساختن چهرهای مطرح سوء استفاده می نماید و در این راه سرمایه های ملی را حیف و میل می دارند.

امروز رسانه های دولتی که مال همه ملت است و در پهلوی آن رسانه های به ظاهر آزاد به شدت مصروف تحریف حقایق و واقعیت های موجود می باشند. دیده می شود که آنان باطل را حق جلوه می دهند و خائن را امین خوانده ودروغگو و فریبکار را صادق و راستکار معرفی می دارند.

 بلی امروز عده ای بخاطر رسیدن به قدرت و دست یابی به منابع ثروت و اندوختن سرمایه از هیچ عمل ناروا و غیر مشروعی دریغ نورزیده، تا سرحدی که با دیده درایی زهر را عسل می خوانند، نفرین بادا به حال چنین افرادی که ایمان و ضمیر خود را به معامله می گیرند.

بلی امروز ما در دورانی به سر می بریم که نیروهای شیطانی در قالب و اشکال گوناگون همانند حیوانات درنده بر پیکر ملت ما چسپیده و بر آن یورش آورده اند و در تاراج سرمایه های مادی و معنوی آن از همدیگر سبقت میجویند.

ما در شرایطی به سر میبریم که این حدیث رسول خدا صلی الله علیه و سلم کاملا بر آن صدق می کند که می فرماید:" سیآتی علی الناس سنوات خدّاعات، یصدق فیها الکاذب و و یکذب فیها الصادق، و یؤتمن فیها الخائن و یخوَن فیها الآمین و ینطق فیها الرویبضة. قیل و ما الرویبضة؟ قال: الرجل التافه یتکلم فی امر العامة"1.

« سالهایی فریبگر و گول زننده بر مردم فرا می رسد که در آن دروغگو تصدیق می شود و راستگو تکذیب می گردد، خائن، به عنوان شخص امانتدار شناخته می شود و امین ودرستکار، خیانتکار بحساب می آید و " رویبضة" در امور مردم سخن می گویند. از پیامبر سؤال شد:" رویبضة" چه کسی است؟ پیامبر فرمود: انسان پست و بی ارزشی که در مسایل عمومی صحبت می کند».

آری! در این عصر انسانهای شریف و دلسوز به اشکال گوناگون متهم می گردندو بر چسب های ناروا به آنان زده میشود، در حالیکه آدمهای گرگ صفت و توطئه گر امانت دار بحساب می آیند.

بلی! امروز مشاهده می کنیم کسانی که در زمان اشغال و تجاوز روس بزرگترین جنایت را در برابر ملت مسلمان ما مرتکب شدند و اکنون در آشفته بازار انتخابات کشور بعنوان فرد شایسته از آنان سخن گفته شده و مردم نادان و هوا پرست و طماع بر صداقت و امانت کاذبانه آنان بخاطر یک شکم نان و یک مقدار پول مهر تصدیق می دهند.

و همچنان هستند کسانی که در طول هشت سال با وعده های توخالی و کاذبانه مردم را فریب داده و تمام امکانات و زمینه های به دست آمده را که میشد در سایه آن امنیت، صلح، عدالت، وحدت و سازندگی و بالندگی را برقرار ساخت همه را از کف داده و مسیر ملت و کشور را به بیراهه کشاندند و اکنون این شعبده بازان بیشرمانه میخواهند که بار دیگر مردم را با شعار های فرتوت و فرسوده فریبیده و در تلاش اند تا از طریق زر، زور و تزویر سرنوشت و مقدرات کشور و مردم را دوباره بربایند و در سایه قدرت دولتی بتوانند تا چند صباحی دیگرسرمایه هایی را که از راههای نامشروع و نادرست بدست آورده اند؛ حمایت کنند.

بلی! همان است که امروز شعار تغییر و امید را همه محرومان و داد خواهان فریاد نموده و برای رسیدن آن روز "29 اسد" لحظه شماری می کنند که در آن گلیم و بستر مافیای قدرت و مواد مخدر برای ابد در هم پیچیده شود. 

انتخابات به دور دوم می رود!

 سرمقاله 

شماره هفدهم 

پیام قلم 

عزیزاحمد حنیف 

    در نظر سنجی هایی که اخیراً از سوی چند مؤسسه غربی مبنی بر نتایج انتخابات ریاست جمهوری افغانستان صورت گرفت، احتمال به دور دوم کشیدن انتخابات به واقعیت تبدیل شده و یقین می رود که حامد کرزی و دکتور عبدالله عبدالله به عنوان دونامزد پیشتاز بار دوم به میدان کارزار انتخاباتی به مصاف هم خواهند رفت.

    خبرگزاری رویترز اخیراً به نقل از مؤسسه نظرسنجی "گلیوم" مطلبی را به نشر سپرد که در آن آمده است: انتخابات ریاست جمهوری افغانستان به دور دوم کشیده و آقای کرزی به عنوان کاندید پیشتاز در دور اول، 45 فیصد کل آرای مردم افغانستان را به خود اختصاص خواهد داد.

    به اساس این نظر سنجی دکتور عبدالله عبدالله بعد از حامد کرزی در رده دوم قرار داشته و 25 فیصد از مجموع آرای مردم به وی خواهد ریخت که در نتیجه، در دور اول هیچ یک از این دوکاندید پیش قدم، برنده اکثریت مطلق آراء نخواهد بود.

     هواخواهان کرزی و مارشال فهیم که از چندی بدینسو از جهات مختلف داخلی و خارجی تحت فشار قرار داشته و در مقابل حمایت های گسترده مردم از دکتور عبدالله، با روحیه شکست خورده یی در میدان کارزار انتخابات به چشم می خوردند، با نشر این خبر، یکبار دیگر غبار یأس و نومیدی از سر وروی آنها ریخت و رسانه های دالرخرید ایشان با آب و تاب خاصی این خبر را انعکاس دادند.

    نظرسنجی مذکور از سوی مؤسسه "گلیوم" که تا هنوز در افغانستان به نام آن کسی آشنا نیست، در حالی صورت گرفته که چند روز محدود به انتخابات ریاست جمهوری افغانستان باقی مانده است و با گذشت هر روز طیف های مختلف مردم در گوشه و کنار افغانستان اعم از روشنفکران، علماء و عامه مردم، دکتور عبدالله را با شعار "عبدالله عبدالله حمایتت می کنیم" استقبال کرده و به گونه خارق العاده یی در ساحات مرکزی، شمالی، غربی و ولایات جنوب و جنوب شرقی افغانستان پذیرایی می کنند.

    نویسندگان، استادان دانشگاهها و فرهنگیان در داخل و خارج کشور، دکتور عبدالله را به دلیل تابعیت یگانه، حضور فعال وی در دو دوره سرنوشت ساز تاریخ سیاسی افغانستان (جهاد و مقاومت) در کنار قهرمان ملی کشور و زحمات بی دریغ وی در راه دفاع از افغانستان، تحصیل و تجربه سیاسی در گذشته، مدیریت مدبرانه وی در سمت های مختلف دولتی به ویژه در وزارت امور خارجه کشور که بعد از سقوط رژیم طالبان، پیشتر از تمام وزارت خانه ها سیستم اداری شفافی در آن حاکم شد و دهها دلایل دیگر، موصوف را یگانه شخصیت ملی شایسته برای ریاست جمهوری کشور خوانده و حمایت قاطع و بی دریغ شان را از وی اعلام نمودند.

    استقبال بیشتر از چهل هزار نفر در جلال آباد، نزدیک به پنجاه هزار نفر در ولایت هرات، پذیرایی گسترده دهها هزار نفر در ولایات کابل، بلخ، پروان، جوزجان، غور، پنجشیر، فاریاب و غیره با شور و هیجان خاصی از دکتور عبدالله عبدالله که در تاریخ سیاسی افغانستان سابقه نداشته، کارشناسان و ارباب قلم را بدین باور ساخت که موصوف رییس جمهور بلامنازع آینده افغانستان است.

    در صورتی که آقای کرزی دوباره به قدرت برسد، احتمال می رود که طرفداران دکتور عبدالله عبدالله در صفحات شمال و برخی نقاط مرکز، شورش های گسترده یی را به راه اندازند.

    حال سؤال اینجاست که نظرسنجی مؤسسه گلیوم برکدام دلایل استوار بوده و برندگی آقای کرزی را از کدام نقاط بدین سطح بررسی کرده است؟

    شاید موجودیت مارشال فهیم در کنار کرزی یکی از دلایلی باشد که از طریق وی بیشترین آرای مردم شمال را از آن خود نماید اما آنچه واقعیت نشان می دهد اکثریت قاطع مردم شمال از مارشال فهیم فاصله گرفته و عده ای هم که در کنار موصوف آری و بلی می گویند و سر حرکت می دهند در حقیقت محبوبیت دکتور عبدالله عبدالله در قلب آنها جا داشته و چهره درخشان رهبر فقید شان (مسعود شهید) را در سیمای متبسم وی تصور می کنند. 

    به هر حال، بیست و نهم اسد روزی است که خوابها تعبیر می شود، تلاش ها به ثمر می رسد، انتظار ها پایان می یابد و بالآخره باطل جایش را به حق خالی می کند.آنچه مهم است اراده قاطع ملت مسلمان افغانستان که با رأی خویش سرنوشت سیاسی کشور را رقم زنند.

 

روایتی از مسعود و روزگار مقاومت

 نوشته: رزاق مامون

   در تابستان سال 1371 خورشيدي كه شهر كابل شب و روز به وسيله هزاران موشک حزب اسلامي از بيست كيلومتري جنوب پايتخت كوبيده مي شد، انتقاد ها از احمد شاه مسعود به حيث مدافع كابل بيشتر مي شد. گروهی از منتقدان مسعود به نوبه خود، از وی به عنوان یک طرف ماجرا نام می بردند. اما به طور کل، مردم و روشنفكران كه پيش از آن، در باره كارنامه هاي افسانه اي مسعود در جنگ هاي چريكي داستان هاي زيادي را شنيده بودند، انتظار داشتند كه مسعود به طور عاجل و به هر طريق ممكن بايد به اين غائله خاتمه دهد. محافل شهري وروشنفكري که از بازی های پنهان بازیگران جهانی و منطقه ای در اتاق های سیاه توطئه برضد حاکمیت جدید درافغانستان بی اطلاع بودند، اين نكته را دست كم گرفته بودند كه عرصه نبرد در پايتخت،‌ بستر كوه هاي هندوكش و خم وپیچ دره های پنجشیر وسالنگ نبود كه مسعود بدون واهمه از رویارویی پرتلفات، به هدف ختم آماج گيري كابل، در نابودي سنگر بندي هاي حزب اسلامي، از خود معجزه نظامي ظاهر سازد. هدف اصلی این جنگ به عنوان مجموعه ای از تضاد های منطقه ای، حفظ اضطراب و فقدان استقرار نظام سیاسی جدید درکابل بود. مسعود قبل از آن بار ها با لحنی تأسف آمیز خاطرنشان کرده بود: همان طوری که خروج شوروی از افغانستان، برنامه های دراز مدت ما را دستخوش تحول کرد، سقوط نا به هنگام رژیم دکتر نجیب نیز ما را در موقعیتی ناخواسته و جبری قرار می دهد که دریک رویارویی قبل از وقت بر سر گرفتن قدرت سیاسی، قاطعانه وارد میدان شویم و یا آن که بگذاریم پاکستان به طور یک جانبه، تسلط سیاسی خود بر افغانستان را قایم کند. راه سومی وجود نداشت. اكنون كه به آن سال ها مي نگريم، مسعود از لحاظ تاريخي موفق شد که سنگ بنای دو عنصر تازه را در تهداب فرهنگ جدید سیاسی افغانستان بگذارد.

سنگ بنای نخست:

مسعود در آخرین دهه قرن بیستم طومار فرسوده پنداشت های تک تباری را متلاشی ساخت و ثابت کرد که در دست داشتن امتیاز قدرت سیاسی در مقدرات یک قشر وقوم خاص مرقوم نشده است وبیش ازین، ملکیت و میراث انحصاری به حساب نمی آید و تفکرات کهنه، جای خود را به عصر مبارزه برای عدالت خالی کرده است. هرچند وی فرصت نیافت رؤیای عدالت محوری را در شرایط پس لرزه های انقراض یک سیستم کهنه، محقق کند؛ اما نام خود را به حیث بانی برخورد نوین با افغانستان امروز درمسیر تحولات آینده جاودانه کرد. حالا ( سال 1387) که از آن زمان حدود شانزده سال آزگار سپری شده است، مجموعه جنگ ها و زور آزمایی های اجتماعی و سیاسی نشان می دهد که در کشور چند تباری مانند افغانستان، همه باید در سامانه سیاسی و اداره مملکت حضور شایسته خود را متبارز سازند و این دوره جدید را دموکراسی و "مردم سالاری" نام گذاشته اند. اکنون سنتی ترین عناصر، یا از روی اجبار و یا به دلیل درک جدید شان از درس های تاریخ، دهل آن را بلند تر از دیگران می کوبند.

سنگ بنای دوم:

مسعود در جنگ های سرنوشت ساز ثابت کرد که به برکت توحید اراده مردم، می توان ناممکنات زندگی را ممکن ساخت. وی در یک جنگ نا برابر برضد لشکر چند ملیتی طالبان که همچون طوفانی از مدارس و آموزش گاه های جنگی، همراه با بخش هایی از ارتش و مأموران اطلاعاتی پاکستان به سوی خطوط نبرد می شتافتند، نقشه هاي نهایی شده استخبارات پاكستان براي استقرار يك حكومت مزدور در افغانستان را خنثي كرد و رؤياي ايجاد "كنفدراسيون افغانستان- پاكستان" را براي هميشه به خاك سپرد.

   اما درهمان تابستان داغ جنگ سال 1371 خورشیدی دركابل، استاد واصف باختري كه از موشک پراكني ها و كوچ اجباري هزاران شهروند كابل در نتيجه آتش باري هاي سنگين بر پايتخت، به شدت عصباني وخسته به نظر مي رسيد؛ در برابر پرسش يكي از روشنفكران كه بالاخره احمد شاه مسعود چرا از نيرو و ظرفيت خويش براي نابودي سنگر هاي موشک پراكنان بهره نمي گيرد،‌ گفت:

آن احمد شاه مسعود كه ما مي گفتيم، هنوز هم در كوه ها گشت مي زند و به شهر نيامده است!

ادامه دارد...