تأملی بر دست آورد های والی پنجشیر در یک سال گذشته
احمد ولید سخی زاده
دگرجنرال کرام الدین کریم یک سال پیش زمانی ولایت پنجشیر را عهده دار شد که بهلول بهیج در نتیجه طرفداری از دکتور عبدالله عبدالله در دومین دور انتخابات ریاست جمهوری افغانستان، از آن ولایت کنار زده شد.
بهلول بهیج باشنده اصلی ولایت پنجشیر و یکی از فرماندهان سرشناس مجاهدین تحت رهبری قهرمان ملی کشور شهید احمد شاه مسعود بود که تا حال در حلقات مجاهدین در شمال کشور به خصوص پنجشیر و کاپیسا، نسبتاً از جایگاه ویژه ای برخوردار است.
بهلول بهیج در دوره های جهاد و مقاومت به اساس طبیعت شخصی ای که داشت گهگاهی از فرمان های شهید مسعود هم سر باز می زد اما قهرمان ملی کشور باور داشت که از عهده کاری که به وی سپرده می شود، مووفقانه بیرون می آید.
به همین دلیل همواره موصوف را مانند سایر فرماندهان تحت قیادتش تشویق می نمود و در کارها با ایشان مشورت می کرد.
آقای بهیج در نتیجه حفظ همین غرور شخصی اش در دومین دور انتخابات ریاست جمهوری کشور سر تسلیم واطاعت به پیش حامد کرزی خم نکرد و علنی به حمایت از داکتر عبدالله عبدالله پرداخت تا بالآخره سبب شد که در هفته اول سال 1389 به تعقیب صدور حکم رییس جمهور، از سمت ولایت پنجشیر سبکدوش گردد و یک ماه و اندی بعد آقای کرام الدین کریم به حیث والی آن ولایت، از سوی ریاست عمومی ارگانهای محل معرفی گردد.
برخی از باشندگان پنجشیر که در دومین دور مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری از مارشال فهیم حمایت می کردند، برای مردم تبلیغ می نمودند که مارشال صاحب در این دور به معاونیت اول دولت آمده است تا برای مردم کار کند و در آینده از وی به نیکی یاد کنند. آنها برای فریب مردم می گفتند که مارشال اگر در خانه هم نشسته باشد، از جایگاه سیاسی ویژه ای درافغانستان برخوردار است اما تصمیم گرفته است که برای مجاهدین بازمانده از قدرت و مبارزان راه آزادی که به قیمت جانهای شان از افغانستان دفاع نمودند، و برای بازمانده گان شهدا و معلولین و آنانی که سالهای متمادی را در دیار هجرت و آوارگی به سر برده اند و تمام آنانی که مستقیم یا غیر مستقیم از جنگ آسیب دیده اند، خدمتی نماید.
مردم این را نمی دانست که همه شعارهای دروغین و عوام فریبانه ای است که به تعبیر شاعری:
چه ملایی چه درویشی چه سلطانی چه دربانی
فروغ کار می جوید به سالوسی و زراقی
به بازاری که چشم صیرفی شور است و کم نور است
نگینم خوار تر گردد چو افزاید به براقی
این بازاری است که هرکس کوشش می کند تا متاع خود را رنگ داده و مشتری را بفریبد؛ در این بازار دزدانی اجتماع نموده اند که یکی از غرب آمده و دیگری از شرق؛ دست را به دست هم داده و هریک از نیرنگ های همدیگر برای مکیدن خون مردم غریب استفاده می نمایند.
من از این بیش ندانم که کفن دزدی چند
بهر تقسیم قبور انجمنی ساخته اند
اما روزی فرا خواهد رسید که راه و رسم ظالمانه این ستم پیشه گان تاریخ هویدا گردد و همه به ایشان نفرین بفرستد.
به هر حال، مردم پنجشیر که مانند سایر مردم افغانستان، زندگی فقیرانه ای دارند و از طریق زمین های زراعتی محدود و چند راس مواشی، امرار معاش می نمایند، و به اساس موقعیت جغرافیایی، ولایت مذکور در امتداد سلسله کوه های بلند هندوکش قرار دارد، سایر باشنده گان افغانستان فکر می کنند که از اقتصاد سرشاری برخوردار اند اما بدون مبالغه 99 فیصد مردم آن تا حال در خانه های گلین به سر می برند و بسیاری از ایشان در یک ماه توانمندی خرید یک کیلو گوشت را ندارد.
از جناب مارشال صاحب انتظار و توقع مردم این بود که در آخرین دور قدرتش اگر کاری برای پنجشیر نمی تواند نماید، حد اقل، به پاس قهرمان ملی کشور و آرمانهای مقدسش، و با در نظرداشت جایگاه سیاسی این ولایت، یکی از مجاهدین را به سمت والی پنجشیر بر می گزید که مورد پسند مردم و مناسب به حال آن می بود. اما متاسفانه شخصی را به سمت والی پنجشیر گماشته است که در وقت حیات آمر صاحب شهید به جرم داشتن روابط نا مشروع با دختران در شهر دوشنبه و استفاده بیش از حد از مشروبات الکلی، اجازه ورود به افغانستان را نداشت.
این واقعیتی است که درست یک سال بعد از عهده داری آقای کرام الدین کریم به ولایت پنجشیر و زمانی ابراز می گردد که در یک سال گذشته علاوه از اینکه محل بود و باش شبانه خود را مانند مراکز نظامی آمریکایی ها اعمار نموده است، هیچ دست آورد محسوسی ندارد و فرد فرد باشنده گان پنجشیر از وی ناراض اند.
این واقعیت در حالی افشا می گردد که سیاست پیشه گان پنجشیر به خاطر حفظ موقف و بقای شان در قدرت، برای مردم آن ولایت تبلیغ می کنند که مسایل پنجشیر نباید در رسانه ها بازتاب داده شود به خاطری که وحدت و یکپارچگی آن از هم می پاشد؛ می گویند: ( پنجشیر مانند یک خانه است، گپ خانه ره بیرون نباید بکشیم). من معتقدم که این یک شعار استعماری و شوم و زنجیری است که دست و پای مردم غریب را به آن می بندند.
بعد از یک سال انتظار اکنون لازم به تذکر می دانم که دست آوردهای آقای کریم قرار ذیل است:
1- دسیسه علیه قوماندان امنیه گذشته پنجشیر
جنرال عبدالصبور نصرتی قوماندان امنیه گذشته پنجشیر که در میان باشندگان آن ولایت با گذشت هر روز محبوب تر می شد و خدمات شایسته یی را برای پولیس پنجشیر انجام داد، در نتیجه دسایس پی در پی و اصرار مداوم آقای کریم به نزد جناب مارشال صاحب مبنی بر تبدیلی وی، از پنجشیر به ولایت بدخشان تبدیل گردید. تبدیلی وی یک ضایعه برای پنجشیر به خصوص پولیس آن ولایت بود. شاید برخی حدس بزنند که با رفتن آقای نصرتی وضعیت امنیت در پنجشیر بهتر شد اما حقیقت اینست که امنیت را در هر شرایط مردم پنجشیر خود تامین کرده است.
2- آوردن دو شخص نیشخند و لاابالی به ریاست های معارف و اطلاعات و فرهنگ
عبدالمقیم حلیمی که در زمان بهلول بهیج به حیث رییس اطلاعات و فرهنگ ولایت پنجشیر ایفای وظیفه می کرد اما به اساس بی کفایتی و ضعف بیش از حد، از سوی موصوف کنار زده شد و از آنجا بنا به واسطه هایی که در حلقات بزرگان پنجشیر داشت، به حیث رییس معارف ولایت کندز مقرر گردید، والی آن ولایت به وزارت معارف تماس گرفت که شما یک شخص دیوانه را به حیث رییس معارف روان کرده اید، و بالآخره (به واسطه هایی که خواننده گرامی می داند و لازم به تذکر نیست) در آنجا باقی ماند، اکنون دو باره به ریاست معارف پنجشیر گماشته شده است.
من از نزدیک وی را می شناسم که باشنده قریه قابضان، ولسوالی رخه پنجشیر بوده و تا درجه لیسانس آموزش دیده است اما از همان لیسانس هایی است که تا حال در املای خویش مشکل دارد و زمانی که سخن می گوید فکر می کنی که صنف پنجم را هم نخواهد فرا گرفته باشد.
شاید خواننده گرامی فکر کند که این مبالغه است اما من صمیمانه به تمام خواننده گان و رسانه ها پیشنهاد می نمایم و از بزرگان ولایت پنجشیر به خصوص مجاهدین احترامانه درخواست می کنم که یکبار بروید و این واقعیت ها را از نزدیک مشاهده کنید.
آقای محمد عزیز عظیمی شخص دومی است که اخیراً به جای روح الله یوسفی (که از تجارب خوبی در عرصه روابط با مردم و فعالیت های فرهنگی و رسانه یی برخوردار بود) به ریاست اطلاعات و فرهنگ گماشته شد؛ موصوف فارغ صنف دوازدهم بوده و سالهایی را در بخش های تخنیکی رادیو تلویزیون ملی افغانستان به حیث مامور کار کرده است اما در رابطه به فعالیت های مربوط به اطلاعات و فرهنگ خیلی فاصله دارد.
همانطوری که والی پنجشیر در نتیجه یک تصادف سیاسی (مشکلی که میان مارشال فهیم و بهلول بهیج بود به ولایت پنجشیر گماشته شد) آقای عظیمی در نتیجه مشکلی که میان والی پنجشیر و رییس قبلی اطلاعات و فرهنگ بود، به این سمت منصوب گردید.
پس باید مردم متوجه شوند اینجا وطن یا مردم و یا هم افتخاراتی که یک سرزمین و یک ملت دارد، مطرح نیست بلکه طبیعت و سلیقه های شخصی افراد بالای شان حاکمیت می کند.
این دو رییس که سالهای دوره جهاد را با رژیم کمونیزم در کابل به سر برده اند، از هم نشین های خاص آقای کرام الدین کریم اند که (به احتمال زیاد) گهگاهی پیک شراب را ایشان را حمل می نمایند و در مجالس ویژه رقص و پایکوبی کف می زنند و سر می جنبانند و دهن های خویش را به خنده های ساختگی به سوی وی کج می نمایند.
به آنانی که این مطلب را می خوانند تذکر می دهم که من باشنده اصلی ولایت پنجشیر هستم و سیاست و سیاست پیشه گان را هم آنقدر دوست ندارم، اما آنچه باعث می شود که گاهی مقالات سیاسی ای بنویسم، درک همین حقایقی است که به سرنوشت مردم بازی می شود و کسی صدای خود را بلند نمی کند.
از خوانندگان محترم و دوستانی که در رابطه به این مطلب نظر میدهند، صمیمانه آرزو می برم که نویسنده را احساساتی نپندارند و خود هم احساساتی قضاوت نکنند.
به امید بهروزی و مووفقیت




