نذر الله عنایت

همان طوري كه شهروندان كشور آگاهي دارند، كاركرد ها و چانه زني هاي سياسي در چند سال اخير در كشور معمولاً در آستانه ي انتخابات، شتاب و اوج بيشتر مي گيرد. اما ديده شده است كه اين فعاليت ها هيچ‌گاهي بر محور شاخص هاي تعريف شده و سازهاي سازماني سياست مدرن شكل نگرفته است، بلكه بيشتر از همه دغدغه هاي شخصي، گروهي، سمتي، زباني و سليقه‌يي خطوط اساسي اين گونه فعاليت ها را تعيين و تبيين كرده اند. انتخابات در هركشور زمينه و بهانه ي خوبي براي فعاليت هاي سياسي محسوب مي شود. پس از اين كه نتايج انتخابات 29 اسد سال روان با تمام رسوايي هاي كه در پي داشت حامد كرزي را برنده اعلان كرد، انتظار مي رفت، يك جهش ملي براي محكوم كردن و مقابله به آن در ميان لايه هاي گوناگون جامعه به ويژه نخبگان سياسي به وجود بيايد و از طريق كار و زارهاي قانوني براي حاكميت مملو از تقلب و فساد، چالش هاي بالقوه را در بعد داخلي و خارجي ايجاد كنند. اما برخلاف توقع، فعالان و رهبران سياسي ما مهر سكوت برلب نهاده منتظر نشستند كه بازار سياست چگونه برطبق مراد شان آراسته گردد و نيز نقش و جايگاه خود را در آيينه‌ي حاكميت چند در صد مي بينند، تا داخل معامله و مذاكره گردند. سياست در افغانستان مانند هر پديده يي ديگر به يك روند روز مره گي تبديل شده است. سياستمداران ما تا اكنون براي كارزار سياسي اصولي تعريف شده و بنيادين از خود ارايه نكرده اند. موضع گيري هاي احزاب سياسي و نهادهاي كه در واقع كنش هاي سياسي دارند و مي خواهند دراين آشفته بازار متاعي براي خريد و فروش داشته باشند، در محور قدرت حاكم به منظور بودن و ماندن مي چرخد. براي همين است كه طي هشت سال گذشته احزاب سياسي ما گاهي نتوانستند، بازيگران خوب در عرصه ي سياست در كشور باشند. بدون شك انفعال وغلفت در عملكرد آنان، نبود كنش و واكنش هاي سازمان يافته در بعد داخلي و خارجي به منظور رفتار و بينش سياسي، نشانه هايی از ضعف، بي برنامه گي و ناپختگي آنان در آشفته بازار سياست و قدرت است.    

در كشوري كه 27میليون نفوس دارد و هشتاد درصد آن سواد خواندن و نوشتن را ندارند، چه ضرورتي بود كه بيش از120حزب سياسي ثبت و راجستر شده داشته باشد؟ در صورتي كه اكثريت رهبران اين احزاب هيچ گاهي نتوانسته اند، اهداف مسووليت ها و وجايب حزبي را خودشان درك كنند، چگونه مي توانند در عرصه ي سياست در ميان مردم خطوط كلي سياست را تعريف و نهادينه سازند. تجربه ي چندسال اخير كشور نشان داده است كه بازار سياست پس ازاعلان كابينه و تشكيل حاكميت ها گرم شده است. به طورمثال، وقتي حامد كرزي در انتخابات دور نخست رياست جمهوري سال 1384برنده اعلان شد و تشكيل كابينه داد، موضع گيري‌هاي احزاب سياسي به اوج خود رسيد و وي را متهم به تعهد شكني، سياست هاي تصفيه قومي، نژادي و مجاهد ستيزي نمودند.

    همين آقايان با وجود تفاوت هاي درون ساختاري، ايديولوژيك و سياسي دور هم جمع شده و فراكسيون هاي اپوزيسيوني تشكيل دادند و گويا منقد دولت شدند كه مي توان از جريان هاي مربوط به برادران هزاره، جنبش ملي، شوراي متحد ملي، وابستگان محمد ظاهر، شاه سابق افغانستان و جبهه ي ملي نام برد. اما همزمان با نزديك شدن انتخابات برخلاف شعارهاي داده شده برخي ازاين شخصيت ها، فريب وعده هاي كرزي را خورده، به دامن وي پناه برده و بزرگترين خبط و اشتباه سياسي را مرتكب شدند.

   به باور كارشناسان، با نزديك شدن اعلان اعضاي كابينه جديد، اكنون زمان آن فرا رسيده است تا شمار زيادي ازاين بزرگواران سياسي طعم تلخ فريب وعده هاي كرزي را باتمام معنا بچشند. ازآن جايي كه او صلاحيت انتخاب و تعيين اعضاي كابينه را ندارد و به همين دليل است كه نمي تواند در زمان معين ليست اعضاي كابينه را افشا كند بناً انتظار مي رود در ساختار حكومت به تمام حاتم بخشي هاي كه پيش از انتخابات كرده بود، كوتاه بيايد و نتواند رضايت خاطر متحدان خود را به دست بياورد. اين جاست كه يك بار ديگر بازار سياست داغ شده اشخاصي دلخورده، دست به ايتلاف ها خواهند زد و آمار مخالفان (اپوزيسيون) دولت را بالاخواهند برد. اما اين بار معلوم نيست كه مانند گذشته حامد كرزي رهبرسياسي كه هيچ گاه سياست را به معناي واقعي اش درك نكرده است، جبهه هايي مخالفان خود را دست نشانده هاي خارجي خطاب كرده و كميسيوني براي پيگرد آن‌ها مانند دوره هاي پيشين تعيين خواهد كرد ياخير!

     كارشناسان معتقد اند كه وي درك كرده است كه به آخرخط نزديك شده و ديگر توان بد و رد گفتن هيچ كس را ندارد. در شرايطي كه طالبان و ملاعمر (مخالفان مسلح) خود را برادر خطاب مي كند و هر روز ازآن ها دعوت مي نمايد تا با وي مذاكره كنند، ديگر او چگونه اين جرأت را خواهد داشت تا به ديگراني كه مي خواهند از راه هاي مشروع هرچند توأم با ناپختگي ها، سياست كنند "اخم ابرو" كند. او مي تواند مخالفان و منتقدان سياسي خود را كه در واقع با ضعف هاي ساختاري و نمادين همراه هستند، فريب بدهد. اما ويژگي هاي يك رهبر كارازماتيك را كه بتواند براي مردم افغانستان و يا يك تعدادي به شكل نسبي محبوب باشد، به طور كل از دست داده است.