عزيز احمد حنيف

    در حالیکه حکومت آقای کرزی در طول هفت سال گذشته با انتقادات شدیدی از طرف جناحهای مختلف اپوزیسیون مبنی بر ناکامی وی در مبارزه علیه تروریزم، فساد اداری ومحو کشت خشخاش، مواجه میباشد، آقای امر الله صالح رئیس عمومی امنیت ملی کشور، یکی از مهره های فعال در کابینه مذکور میباشد که نسبت به تمام وزراء ومنسوبین اداره کنونی افغانستان به رهبری آقای کرزی، در مبارزه علیه این سه پدیده، در انجام وظيفه خويش مؤفق به در آمده است.

بخاطر اثبات ودرك ادعاي فوق لازم است اندكي به عقب برگرديم ووضعيت استخباراتي كشور را در سالهاي گذشته بررسي نماييم.

    بعد از سقوط رژیم سیاه طالبان از کابل وبه وجود آمدن اداره موقت درکشور با حضور نظامی ایالات متحده ونیروهای ائتلاف بین المللی جمع برخی کشورهای رقیب در افغانستان، اين كشور ضمن آنکه بعد از یک دوره اختناق وخشونت، صفحه جدیدی را از تاريخ سياسي خويش كشود، یکبار دیگر به میدان وسیع مبارزات استخباراتی تبديل گرديد و در یک وقت چندین شبکه استخباراتی بین المللی رقیب، از چهار گوشه جهان، به آن ریختند که محصول آن نهادینه شدن حرکت های تندرو اسلامی در مناطق قبایل آزاد واقع ایالت سرحد پاکستان وشکل گرفتن منظم وسیستماتیک گروههای وابسته به القاعده در منطقه، میباشد.

    همانطور: عدم قطع جنگ وکشته شدن ده ها هزار افراد بی گناه، نبود امنیت وثبات سیاسی در بیشتر ولایات کشور، گسترش دامنه ارتشاء، اختلاس وفساد اداری وغیره از جمله پيامد هاي ديگري اند كه در نتيجه همين رقابت هاي سياسي كشورهاي ذيدخل در قضيه افغانستان، به وجود آمده وحکومت آقای کرزی را به چالش کشیده است.

    رئيس جمهور كرزي گذشته از اينكه در قبال چنين مشكلاتي احساس مسئوليت وابتكار عمل ندارد، از يك طرف شعار دموكراسي را سر ميدهد واز سوي ديگر تابع ملحوظات مردمي اي است كه با دموكراسي سازگاری ندارد. از باب مثال ميتوانيم گفت: تبار گرايي، لحاظ نمودن سمت وزبان وغيره به جاي شايسته سالاري در عزل ونصب مأمورين، در تمام ادارات دولتي مطرح بوده ونقطه آغاز اين معضله شخص رئيس جمهور كشور ميباشد.

    يكي از دوستان ضمن حكايتي از آقاي رمضان بشر دوست گفت: وقتيكه مذكور از وزارت پلان كنار رفت، رئيس جمهور كرزي پست رياست عمومي مستقل اصلاحات اداري را به وي پيشنهاد نمود. نامبرده آمادگي وموافقه خويش را به پست مزبور اعلام داشته واين شرط را اضافه نمود كه اصلاحات اداري را از دفتر رئيس جمهور آغاز خواهد كرد. همين بود كه آقاي بشر دوست از كابينه رئيس جمهور كرزي بيرون رانده شد وبه جناح اپوزيسيون پيوست.

    يكي از قضاياي عمده اي كه در طول هفت سال گذشته در سرخط رسانه ها قرار دارد، عدم شایسته سالاری در عزل ونصب مأمورین ميباشدکه از محافظ عقب دروازه شروع شده وتا وزارت خانه ها را شامل میشود.

    چندی قبل در اعلامیه ای از كه طرف ریاست جمهوری كشور در رابطه به مصرف بودجه انکشافی وزارت ها به نشر رسیده بود از وزارت خانه هايي در آن تذكر رفته بود كه يك فيصد هم از بودجه انكشافي خويش را مصرف نكرده بودند و وزارت خانه هاي ديگري كه توانسته بودند كمتر از 50 فيصد بودجه انكشافي شان را به مصرف برسانند. اين نشاندهنده عدم ظرفيت طرح وديزاين پروژه هايي در راستاي انكشاف ملي ميباشد كه بستگي به عدم توانمندي كاري مسئولان امور دارد.

    آقای امر الله صالح رئيس عمومي امنيت ملي افغانستان، یگانه مهره فعالی در کابینه مذکور ميباشد که در مدت عهده داری آن رياست، از یک طرف اختلاس وفساد اداری را از آن ارگان از بین برده است (درحالیکه پول به پیمانه های بلندی در آن دست به دست میشد) واز سوی دیگر فعالیت هاي وی در رابطه به کشف وخنثی سازی پلان های تروریستي، اختطاف، سرقت وآدم ربايي، تولید وقاچاق مواد مخدر وغیره، قابل ستایش میباشد.

    مذکور شش ماه قبل در سخنرانی ای به مناسبت وقوع حادثه هشتم ثور هنگام استیضاح در پارلمان کشور داشت، با اشاره انتقاد گونه به آقای کرزی ومسئولین محاکم قضایی، گفت: ما چندین تن از تروریستان را همراه با مواد انفجاری گرفتار کردیم، اما اينكه چرا کشته نمیشوند، مسئوليت نمايندگان محترم است كه از منابع مربوط آن پرسان كنند. راديو تلويزيون ملي افغانستان كه مراسم استيضاح مسئولين دستگاه هاي امنيتي كشور را طور مستقيم پخش ميكرد، سخنراني آقاي صالح مورد پسند بيشتر نمايندگان قرار گرفت وبراي مردم قناعت بخش بود.

    موصوف چند روز قبل ضمن کنفرانس مطبوعاتی ای در رابطه به نجات آقای همایون شاه آصفی عضو خانواده شاهی ویکتن از کاندیدان قبلی ریاست جمهوری همراه با عبد اللطیف پسر معاون عزیزی بانک از چنگ آدم ربایان، گفت: ما هفت نفر از کسانی را که در اختطاف نامبردگان دست داشته اند، گرفتار کردیم. یکی از آنها در حالیکه محکوم به ارتکاب چنین جنایاتی در گذشته بوده وچهار ماه پیش از زندان رها گردیده است، اکنون دوباره در قضيه فوق دست داشته وگرفتار شده است.

    ریاست عمومی امنیت ملی که در گذشته ها به نام های مختلف یاد میشده است، یکی از دستگاه های فعال استخباراتی در منطقه بوده ودکتور نجیب الله آخرین رئیس جمهور رژیم کمونیستی در افغانستان، در یک مرحله قبل از آنکه کرسی ریاست دولت را اشغال کند، ریاست آنرا به عهده داشته است.

    قابل یاد آوری است که حضور نظامی روسیه در افغانستان ومداخله مستقیم ايالات متحده از طریق پاکستان در دهه هشتاد ميلادي به اين كشور، افغانستان را به میدان رقابت های استخباراتی دوجناح شرق وغرب تبدیل كرد. روسیه بالای ارگان امنیتی افغانستان که در آنوقت موسوم به "خاد" بود، سرمایه گزاری نمود وآمریکا بالای آی اس آی.

    همین بود که این دو شبکه شیوه های استخباراتی را از آموزگارانی فرا گرفتند که هرنوع تغيير وتحول در عرصه سیاسی واقتصادی جهان به دست آنها بود. اما دستگاه استخباراتی افغانستان همزمان با ورود مجاهدین به شهر کابل از هم پاشید وآی اس آی به حال خود باقی ماند.

    به هرحال همزمان با ورود مجاهدین به کابل وفروپاشی سه دستگاه امنیتی (ارتش، پوليس وامنيت)، تهاجم استخباراتی پاکستان به افغانستان شروع شد وبه دسایس وتوطئه های مختلف تلاش ورزيد تا آتش جنگ هاي ذات البيني را در ميان تنظيم هاي جهادي با گذشت هر روز بیشتر از پیش شعله ور سازد.

    در اين وقت مسعود شهيد كه نقش تعيين كنند را در چوكات سياسي حاكم بر كابل داشت، در ميدان تنها ماند. هرچند تلاش ورزيد به جايي نرسيد، تا آنكه رژيم سياه طالبان از آنسوي مرز هاي كشور سر كشيد وديري نگذشت كه كابل را تصرف كرد؛ ومجاهدين وابسته به شهيد مسعود، به شمال كشور متواري شدند.

    در آنوقت يكي از فرماندهان مسعود فقيد، دليل شكست شانرا از كابل از زبان خود وي حكايت نموده وگفت: طالبان تا زمانيكه به عقب دروازه هاي كابل رسيد خيلي ساده توسط شبكه استخباراتي آي اس آي رهبري ميشد اما در عقب آن يكي از شبكه هاي بزرگ جهاني حضور داشت. زمانيكه به دروازه هاي كابل رسيدند، پلان آي اس آي اين بود كه در دخول به شهر كابل عجله نشود، وقرار بدين بود كه از راه تگاب وارد پروان وكاپيسا شده وراه عقب نشيني مجاهدين را به سوي سالنگ وپنجشير قطع نمايند.

    مسعود بزرگ كه چنين دسايس استخباراتي را بار ها تجربه كرده بود، با تاكتيك ويژه نظامي اي نيروهاي خود را از كابل بيرون نموده وداخل دره پنجشير شد.

    با وجود آنكه در پهلوي وي اشخاصي بودند كه مسئوليت امور استخباراتي را به عهده داشتند، اما بعدها معلوم شد كه ظرفيت وتوانايي سازماندهي وحفظ روابط سياسي آنرا به سطح گسترده جهاني نداشته اند. به دليل اينكه در دهه نود ميلادي افغانستان ميدان رقابت بزرگترين شبكه هاي استخباراتي جهان بوده است. آنچه كه مسعود شهيد را در ميان ساير كارگزاران سياسي جهان ويژگي بخشيده همين روابط وسيع سياسي وي ميباشد كه در يك وقت با چندين شبكه استخباراتي بين المللي تماس داشته وبه هيچ يك وابستگي ندارد.

    ابتكار سياسي و يژه اي كه آن بزرگمرد داشت، جلب توجه جامعه جهاني به خصوص اتحاديه اروپا، روسيه، اسرائيل وهند به وضعيت افغانستان واهداف جهاني كشورهاي ذيدخل در اين كشور بود كه نه تنها منحصر به افغانستان بلكه آسيب آن نيمي از جهان را فرا ميگرفت.

    بعد از آنكه وضعيت سياسي كشور همزمان با حادثه يازدهم سپتامبر تغيير كرد وايالات متحده در افغانستان حضور يافت، بار ديگر شبكه هاي استخباراتي بين المللي از چهار گوشه جهان به اين كشور ريختند وآتش جنگ ميان آنها افروخته شد.

    در اين مرحله كارگزاران سياسي افغانستان، علي رغم آنكه هيچ يك نتوانست جاي مسعود را پر كند، به يك دستپاچگي غير متوقعي مواجه شدند كه جلو سياست از دست شان رفت وهمه مصروف تجارت هاي شخصي خويش شدند.

    از ميان تمام ياران وهم تباران مسعود فقيد، فقط آقاي امر الله صالح يگانه شخصي است كه در اين مرحله دستگاه استخباراتي افغانستان را كه حيثيت ستون فقرات را در بدنه سياسي كشور دارد، توانسته است به پا استاد نموده واز خلال چند سالي كه عهده دار رياست عمومي امنيت ملي بوده است، از يك طرف توجه جامعه جهاني را به مداخلات مستقيم برخي كشورهاي همسايه در امور افغانستان جلب نموده است كه در نتيجه آن اخيراً نيروهاي ائتلاف بين المللي به رهبري (ناتو) در افغانستان به موافقه وپيشنهاد جامعه جهاني مواضع تروريستان را در آنسوي مرز هاي كشور تهديد ميكنند.

    ابتكار ويژه آقاي صالح در اين است كه در چند سال اخير توانست افغانستان را به سطح منطقه اعتمادي ببخشد كه ديگر جامعه جهاني به ويژه ايالات متحده كه پلان حضور دراز مدت را در اين كشور دارد، در مورد مسايل مربوط به اين كشور نه با پاكستان وبرخي كشورهاي ديگر، بلكه مستقيم با خود افغانها در زمينه بحث وتبادل نظر نمايد.

 به اميد موفقيت هاي شايان وسربلندي افغانستان عزيز