فلسفه روزه دارى، تكامل جسم و جان است، چرا كه گفته اند: عقل سالم در بدن سالم است. دانشمندان اسلامى و غير اسلامى در اين باره جزوه ها و كتاب هاى زيادى نوشته اند و برخى از آثار آن را بيان كرده اند; از جمله: رفع سوءهاضمه، تقويت بهداشت عمومى، جلوگيرى از آپانديس، پاك سازى مجارى ادرار، رفع بيمارى ها و امراض جلدى و دفع چربى هاى زايد. روزه در درمان بسيارى از بيمارى هاى غير قابل علاج مؤثر است. به هر حال نقش روزه دارى در سلامت تن و تكامل روح غير قابل انكار است.

يكى از دستورات خداوند به انسان ها، روزه دارى است تا در سايه آن، انسان بتواند از هرگونه فساد و بيمارى مصون بماند و با رهانيدن خود از دام هاى شيطان، خود را در مسير انبيا و ائمه(ع) قرار دهد. قرآن اين دستور را اين گونه بيان مى فرمايد: (هان اى كسانى كه ايمان آورده ايد، روزه بر شما واجب شد و اين دستور نه تنها درباره شما بلكه يك سنت الهى است كه به پيامبران گذشته و پيروان آنان نيز ابلاغ شده; پس روزه بگيريد. اميد است بدين سبب متقى گرديد.)*1

روزه، كلاس كسب تقوا است، تمرينى براى متقى شدن است. كدامين نتيجه و ثمره بهتر از اين كه انسان با روزه دارى، سعادت دنيا و آخرتش را تضمين كند. در يك حديث قدسى، پيامبر(ص) از درگاه خداوند سؤال مى كند: اولين عبادت كدام است؟ خداوند پاسخ مى دهد: روزه. آن گاه رسول اكرم(ص) مى پرسد: پروردگارا، نتيجه و ثمره روزه گرفتن چيست؟ خداوند در پاسخ مى فرمايد: نتيجه روزه، رسيدن به آگاهى قلبى و حكمت است و نتيجه حكمت، شناخت خداوند است و نتيجه معرفت و شناخت پروردگار، رسيدن به يقين كامل است; پس هرگاه بنده خدا به يقين رسيد، همه وجود و زندگى اش به خدا وابسته مى شود و زندگى اش اگر به سختى و يا به آسانى بگذرد، در او تغييرى ايجاد نمى شود. وقتى كه اين بنده عاشق خدا در حال مرگ باشد فرشتگان بر بالين او مى ايستند و از آب كوثر و شراب هاى بهشتى او را سيراب مى كنند تا سختى مرگش برطرف شود. سپس به او مژده اى بزرگ مى دهند و مى گويند: خوشا به حالت چه جايگاه نيكو و مقام عظيمى دارى! اينك به يك چشم بر هم زدن به دربار الهى پرواز مى كند و به مقام لقاءالله رسيده و بين او و خداوند بلند مرتبه هيچ پرده و حجابى باقى نمى ماند.*2

رمضان، ماه خدا

مبدأ هستى و آفريدگار زمين و زمان، خداوند متعال است، اما در فرهنگ توحيدى، بعضى مكان ها و زمان ها ارزشى ويژه دارند. ماه رمضان كه شهر اللّه (ماه خدا) ناميده مى شود، ويژگى ها و خصوصيات بى نظيرى دارد كه هيچ كدام از زمان ها آن خصوصيات را ندارد; شب ها، روزها، ساعات و لحظات ماه خدا برتر از همه زمان ها است. چنان كه پيامبر(ص) مى فرمايد:*3

(هان اى مردم، بيدار باشيد كه ماه خدا با كوله بارى از نعمت ها و رحمت ها و مغفرت هاى الهى به سوى شما روى آورده است. رمضان ماهى است كه در نزد خداوند از همه ماه ها برتر و بالاتر است. روزهاى آن با فضيلت ترين روزها و شب هايش بالاترين شب ها است. ساعت هاى اين ماه، بهترين ساعات و لحظات است. رمضان ماهى است كه همگى شما به ميهمانى خداوند دعوت شده ايد و اين نعمت بزرگ خداوند است كه شما را در اين ماه قرار داد.)*4
از كلمات پيامبر(ص) مى توان بعضى از علل برترى اين ماه مبارك را دريافت. همه نعمت هاى خدا ارزش مندند، اما نعمت هدايت بالاترين نعمت ها است و اين هديه اى است كه خداوند در اين ماه به مؤمنان تقديم كرده است. كدام نعمت بالاتر از اين كه آدمى در كنار سفره گسترده خداوند حضور يابد و روح پژمرده خود را با آب حيات معنوى جان ببخشد. كدام نعمت بالاتر از اين كه انسان از اسارت دنيا و ماديات رها گردد و بر قله آزادى سرود حق سردهد. كدام نعمت بالاتر از اين كه انسان زندگى حيوانى و هوس هاى شيطانى خويش را به فراموشى سپرده و راه را براى رشد و تكامل معنوى خويش هموار سازد و بالاخره كدام نعمت بالاتر از اين كه آدمى تكامل به سوى خدا را دريابد و يقين كند كه ارزش او بسيار والاتر و بالاتر از آن است كه فقط از نظر مادى خود را بى نياز كند و همه چيزش در مسائل و نعم دنيوى خلاصه شود.

اسلام، تن پرورى به معناى نفس پرورى و شهوت پرستى را شديداً محكوم كرده است، اما پرورش بدن به معناى مراقبت و حفظ سلامت و بهداشت را از واجبات شمرده است و هر نوع عملى را كه براى بدن زيان بخش باشد حرام شمرده است. اسلام آن جا كه يك امر واجب مانند (روزه) احياناً براى بدن مضرّ تشخيص داده شود، آن را ساقط مى كند و حتى آن را حرام مى داند.

آداب و سنن بسيارى در اسلام به خاطر بهداشت و سلامت بدن وضع شده است. ممكن است افرادى ميان (پرورش بدن) كه يك امر بهداشتى است و (تن پرورى) به معناى نفس پرورى كه امرى اخلاقى است، فرق نگذارند و خيال كنند اسلام كه با تن پرورى مخالف است يعنى با بهداشت بدن مخالف است. پس لاقيدى ولاابالى گرى در حفظ سلامت و كارهايى كه مضر به بهداشت و سلامت بدن است، از نظر اسلام كار نادرستى است. همان گونه كه نفس پرورى و شهوت رانى، ضد روح پرورى است و موجب بيمارى روح و روان مى گردد، به همان سان نيز ضد بهداشت و پرورش صحيح جسم هست و منجر به بيمارى جسمى مى گردد.