اکبر نوابی   

رشد و گسترش طالبانیزم در پاکستان و افغانستان امری تصادفی نبوده، بلکه ریشه های آن توسط ادارۀ استخبارات نظامی ارتش پاکستان آی. اس. آی و جنرالان کهنه کار، درزمان بینطیر بوتوی فقید، رهبر حزب مردم و صدراعظم ا سبق این کشور به رشد و باروری رسید.

بعد از پیروزی مجاهدین درافغانستان سالهای 1371، حکومت پاکستان که از به قدرت رسانیدن یک حکومت طرفدارش در کابل ناامید شده بود و کوشش دست یابی ا ین هدف توسط احزاب اسلامی وفادار اسلام آباد نیز بجای نرسیده بود؛ در پرتو استراتژی ایجاد بحران توسط " سیا " در صد د ایجاد گرو طالبان شد؛ و برنامه ریزی اعزام آنها به افغانستان را روی دست گرفت.

طالبان به همکاری مستقیم آی. اس. آی و جنرالان نظامی ارتش پاکستان در سال 1996 قدرت سیاسی را در کابل بدست گرفتند. دولتمردان اسلام آباد، فکر می کردند که به اهداف شان مبنی بر داشتن یک حکومت مستعمره در کابل رسیده اند؛ که جواب گوی استراتیژی آنها در منطقه بوده و دستیابی به اهداف شان را مساعد خواهد ساخت.

 اما مقاومت شدید مردم افغانستان به رهبری، رهبر مقاومت شهید احمد شاه مسعود، این رویا ها را به خاک یکسان ساخت. « وی در یک جنگ نابرابر بر ضد لشکر چند ملیتی طالبان که همچو طوفانی از مدارس و آموزشگاه های جنگی، همرا با بخش های از ارتش و ماموران اطلاعاتی پاکستان بسوی خطوط نبرد در افغانستان می شتافتند نقشه های پنهانی استخبارات پاکستان برای استقرار یک حکومت مزدور در افغانستان را خنثی کرد و رویائی ایجاد « کنفدراسیون پاکستان افغانستان » را برای همیشه به خاک سپرد.» (1)

احمد شاه مسعود سر سختانه و با مهارت فراوان در برابر دشمنان وطن مقاومت کرد، او پس از پایمردی و ایستادگی بسیار، در پی کوشش مشترک همه دشمنان و عوامل داخلی وخارجی آنان شهید شد. مسعود با قهرمانی فراموش ناپذیر، درس مقاومت و استقامت را در برابر بیگانگان به نسلهای بعد به یادگار گذاشت.
 افغانستان بنابر موقیعت اساس جیوپولتیک منطقه، واقع شدن در مرکزیت آسیا وهمسایگی کشور های مهم آسیا، برای کشور های منطقه وجهان حأیز اهمیت خاصی است. به عبارت دیگر این کشور در واقع چهار راۀ است که با عبور از آن میتوان به آسانی و زود تر به هدف های منطقه یی رسید.

بنابرین کشور های قدرتمند دنیا از جمله اتحاد جماهیر شوروی سابق و ابر قدرت امروز ایالات متحده ی امریکاه و سایر کشور های منطقه، مسائیل سیاسی را در افغانستان با علاقمندی و بنابر اهداف استراتژیک خاص خود شان دنبال میکنند. اما متأسفانه زمامداران کشور ما هیچگاهی از این موقیعت به نفع کشور و مردم استفاده سزاوار نکرده و فاقد یک استراتیژی مشخص و معینی که متضمن منافع ملی کشور در منطقه و جهان باشد، بوده اند.
 اما کشور های منطقه و همسایه های افغانستان از جمله دولت پاکستان از زمان پیدایش آن تا کنون استراتیژی مشخص و معینی را بادشمنی در قبال افغانستان داشته که تأمین کننده اهداف دراز مدت آن در منطقه و جهان باشد.

کشور پاکستان بنابر داشتن مشکلات معین با کشور هند که از سا ل 1947 تاکنون سه بار موجب درگیری نظامی بین این دو کشور شده است، مشکل جغرافیائی ومرزی مشخصی هم با افغانستان دارد، که برای رسیدن به منابع آسیای میانه ومنطقه، از جمله اهدافی اند که این کشور در جهت رسیدن به آنها، تلاش برای داشتن یک حکومت مستعمره در افغانستان را در اولیت راهبرد های خود داشته است.

اما دیده میشود که این راهبرد ها اکنون نتایج غیر قابل پیش بینی را برای پاکستان ببارآورده اند، طوریکه منجر به انزوا و ضعف سیاسی کشور پاکستان در منطقه و جهان شده است. این اهداف طوری پیاده شده اندکه، درنتیجه نیرومند شدن گروه طالبان پاکستانی را درین کشور در قبال داشته است. رشد طالبان پاکستانی و نفوذ گستردۀ آنها کشور پاکستان را با چالش های جدی اجتماعی، سیاسی و اقتصادی مواجه کرده است، که اکنون مهار کردن آنها بساده گی میسر نیست.

حملات طالبان به مراکز مهم سیاسی، اقتصادی، نظامی( ارتش و پولیس ) و... در پاکستان، ثبات و امنیت را در این کشور بگونه یی زیر سوال برده است که، هیچگونه تضمین امنیت برای اتباع خود و شهروندان خارجی اش در آن متصور نیست. حمله به ورزشکاران سریلانکا ئی در (13 حوت 1387 )،حمله خونین که بتاریخ (10 حمل 1388) در مرکز آموزش و پرورش در شهر لاهور صورت گرفت، حملات نظامی و انتحاری که در اکثر شهر ها و مراکز مهم در پاکستان، صورت می گیرد زمینۀ مسدود کردن دروازه های ورودی به پاکستان را بروی جهانیهان مساعد ساخته واین کشور را در انزوای سیاسی و اقتصادی کشانده، که این خود ضربۀ شدیدی براعتبارسیاسی این کشور در سطح جهانی بحساب آمده و در به چالش کشیدن اقتصاد نا متوازن و متکی بر دیگران در این کشور شده، که باعث رشد فقر، بلند رفتن سطح بیکاری و زمینه های دوری مردم را از دولت را فراهم نموده است.

اکنون حکومت پاکستان و ادارۀ استخبارات این کشور توانایی متوقف کردن حملات گروه طالبان را دراین کشور از دست داده ؛ وبا توافقاتی موقتی صلح میخواهد جلو فعالیت های آنها را تا اندازۀ محدود کند.

توافقات صلح دولت پاکستان با طالبان که اخیراً در درۀ سوات این کشور امضاء شد، مدت بیشتر از دو هفته دوام نیاورده و منجر به جنگ و فرار صد ها هزار انسان از خانه وکاشانۀ شان را نیز دراین منطقه همراه داشت، از سر گرفته شد و هنوز هم ادامه دارد.
این چندین باری است که دولت پاکستان با طالبان توافقاتی را امضاء کرده که هیچکدام از آنها نه تنها به نتیجۀ مطلوب نرسیده بلکه طالبان را قدرتمند تر و به مراکز شهر ها درین کشور نزدیکتر ساخته است.

 نزدیکی طالبان به پاینخت پاکستان (اسلام آباد) و دیگر نقاط مهم از جمله صوبۀ پنجاب درین کشور که تقریباً ( 86) ملیون نفوس یعنی بیشتر از نصف جمیعت این کشور را در خود جاه داده است؛ چالشی بزرگی برآی پاکستان بحسا ب می آید.

زیرا گسترش و اعمال نفوذ درین منطقه وسیع، که از نقطه نظراجتماعی، سیاسی و اقتصادی دارای اهمیت ویژه وحیاتی برای کشور پاکستان می باشد، طالبان از حاشیه سرحدات پاکستان به مراکزسیاسی، اقتصادی و زراد خانه سلاح اتمی درین کشور نزدیک ساخته است.
چالش های امروزی در پاکستان ریشه در سیاست بازی های دو گانۀ دولتمردان این کشور در قبال مبارزه با تروریزم دارد، که به بهانۀ آن ملیارد ها دالر کمک های امریکاه را در زمان ریاست جمهوری آقای جورج دبلیو بوش از آن خود کردند.

اما با آمدن رئیس جمهور جدید درامریکاه بنظر میرسد که این سیاست بازی های دو گانه اکنون بازار گرم خود را از دست داده است. « با توجه به نتایج مختلط سالهای گذشته ما نمیخواهیم و نمیتوانیم چک سفید را در اختیار پاکستان قرار دهیم.» (2) اما تجارب گذشته نشان داده است که اهرام های قدرت در پاکستان همیشه در جنگ و صلح با طالبان پاکستانی، فرصت ها و زمینه های بدست آوردن کمک های بیشتر را فراموش نمی کنند؛ ازین رو میتوان گفت که در هر دو مسله ( جنگ و صلح) با طالبان صداقت لازم را نداشته، در پی منفعتی که از آن بدست می آید استند.

با توجه بر اینکه مراکز و لانه های اصلی طالبان و القأعده در وزیرستان شمالی وجنوبی است، محو و ریشه کن کردن آنها را نیز در قدم نخست در آنجا باید جستجو کرد؛ اما تا آنجائیکه دیده میشود نتنها این مراکز از بین نرفته بلکه با گذشت هر روز مستحکم شده و زمینه های مداخله و هسوعی آنها را با طالبان افغانی نیز بیشتر مساعد ساخته است.

دولتمردان پاکستان وادارۀ استخبارات این کشور با ادامۀ استراتیژی نادرست و ناکام، نه تنها باعث جنگ و خونریزی، فقر و بدبختی که سالهای متمادی که در کشور ما جریان داشته و دارد، بوده اند؛ بل اکنون دامنۀ این مصائب کشور پاکستان و مردم بیگناه آنرا نیز زمینگیر کرده است.
امروز کشور های پیشرفتۀ جهان در نتیجۀ همسویی و همگرائی، داشتن روابط نیک و احترام متقابل؛ زمینه های اتحاد و همکاری در ساحات مختلف اجتماعی، اقتصادی و سیاسی را با یکدیگر مساعد ساخته که در پرتو آن به پیشرفت های قابل ملاحظۀ دست یافته اند. که میتوان کشورهای اروپایی را مثال زد.
اما کشور های همسایه ما، نه تنها در فکر همسویی و همگرائی نیستند، بلکه به چالش کشیدن اوضاع را از راه های مختلف در افغانستان نیز بخوبی بلد هستند.
و آنچه مسلم و تاریخ شاهد آنست اینکه، کشور های متجاوز و مداخله گر در امور دیگران، در بی ثباتی فرو رفته و سر انجام به فرو پاشی و زوال شان می انجامد.

 رویکرد ها:
(1) « مسعود در نبرد استخباراتی» نوشتۀ عبدالرزاق مامون
(2) « استراتیژی جدید امریکاه در مورد افغانستان و پاکستان» برگرداننده هارون امیرزاده 28 مارچ 2009