طنز و فكاهي:
خبرهاي سرافگن
تهيه: لطف الله قانت از اسلام آباد
در اثر لشکرکشي دو شخ بروت، صد ها مورچه از نيمه هاي شب تا به صبح با ترس و لرز در سرماي زمستان هيچ به خواب نرفتند.
سرکرده مورچه ها ميگويد که نيروي آنها با پشت کار وتلاش شبانه روزي توانسته اند با دخالت به اين لشکرکشي يکي از اين شخ بروت ها را که شخ بروت ديگر آنرا به گروگان گرفته بود، رها سازد.
اما شاهدان عيني ميگويند صد ها مورچه آنقدر ترسيده بودند که با اعلام ختم عمليات، دوپا داشتند و دو پاي ديگر قرض گرفته و محل را ترک گفتند.
شاهدان مي افزايند که اين لشکر بزرگ مورچه ها نتوانستند با حدود بيست تن از محافظين، با شخ بروت متخلف مقابله نمايند.
در پي ازدياد خورد و برد ها، پروسه آموزش چاپلوسي در ميان وزرأ ، رؤسا و زير دستان شان در بسياري از وزارت خانه ها آغاز گرديد.
اين پروسه که به همکاري و زمينه سازي سطح رهبري سازماندهي شده است با کورس هاي آموزشي ، ورکشاپ ها و سيمينار هاي جيپ پرکن، اشخاص واجد شرايط را با سويه عالي و مسلکي تربيه ميکند.
خبرنگار بوت پاک ما خبر ميدهد که اين پروسه به سرعت ادامه داشته و در آينده نيز فارغان مسلکي تربيه خواهد کرد.
فرهنگ فرنی
ـ دیروز کجا بودی؟
ـ دور از جانت به محفل یکی از نامزدان ریاست جمهوری رفته بودم.
ـ قصه کن، برنامه هایش را بیان کرد یا نه؟
ـ به زور خدا، برنامه هایش بسیار شفاف، رهگشا، عالمانه و مزه دار بودند.
ـ در کدام بخش ها؟
ـ مثلاً در بخش مبارزه با هراس افگنی، ده گوسفند چاری را به سیخ و آتش کشیده بود. در ساحۀ تجارت برای دونفر یک غوری قابلی صادر کرده بود. برای رشد زراعت، بحث بادنجان بورانی و سبزی پالک بسیار کار ساز بود.
ـ مالداری چطور؟
ـ در این عرصه به فارم های آشک و منتو توجه شده بود.
ـ در بارۀ فرهنگ هم چیزی داشت؟
ـ سیاست فرهنگیش بسیار فرنی آفرین و کیله آور بود! از این ها که بگذریم، در زمینۀ سیاست خارجی دو طرح سازنده داشت: کولای افغانی و پیپسی پاکستانی.
ـ یادت نرود بگویی که در باب مذاکره و مصالحه با مخالفان چه گفتنی داشت؟
ـ راستش ما ار محل سخنرانی دورترنشسته بودیم، در این مورد تیزتیز چیزی گفت و چیزی زد؛ صدایش را نشنیدیم، امابویش را تا گردۀ چپ مان حس کردیم. همان بود که آروغ نزده از تالار گریختیم